الزامات اجرايي مديريت دانش در سازمانها

دانلود پایان نامه

الزامات اجرايي مديريت دانش در سازمانها

به طور کلي، سيستم‌هاي‌ مديريت دانش بايد به همه افرادي كمك كند که در فرآيندهاي ادراک، ارزيابي و سازماندهي کار مشارکت دارند. از جملة اين افراد عبارتند از: کارکنان جديد سازمان مديران، تحليلگران سيستم، مشتريان و تهيه‌کنندگان مواد اوليه که در فرايندهاي کاري کل سازمان مشارکت مي‌كنند. با توجه به اين مبحث، الزامات اجرايي مديريت دانش عبارتند از:

  1. تأکيد بر روي مفاهيم: سيستم مديريت دانش بايد مفاهيمي را تعريف كند که براي توصيف و تحليل سازمان مورد نياز است. مفاهيمي از قبيل: استراتژي سازمان، واحد سازماني، فرايند کسب و کار و …. بايد توجه داشت که مفاهيم سازماني جداي از يکديگر قابل تعريف نيستند. بر خلاف سيستم‌هاي اطلاعاتي سنتي، سيستم‌هاي مديريت دانش بايد اجازه دهند سؤالاتي دربارة مفاهيم سازماني پرسيده شود. سؤالاتي مانند: فرايند کاري چيست؟ مفاهيمي که فرايندهاي کاري جديد را تعريف مي‌کنند، کدامند؟ مفاهيم سازماني مربوط به استراتژي رهبري هزينه، کدامند؟
  2. استفاده مجدد از دانش موجود: اگر چه اصطلاح واحدي براي توصيف دانش سازماني وجود ندارد، اما تعدادي مفاهيم دقيق و مستند در اين رابطه وجود دارند. يک سيستم مديريت دانش بايد يک مجموعة‌ کامل از دانش موجود را ايجاد كند. اين کار دلايل گوناگوني دارد از جمله: استفادة مجدد از دانش نه تنها به لحاظ اقتصادي کار مفيدي است بلکه اين کار مي‌تواند به بهبود کيفيت محتواي سيستم مديريت دانش نيز کمک کند و علاوه بر اين، انجام چنين کاري، باعث بهبود ارتباط بين افراد مي‌شود.
  3. مديريت دانش امري پايان‌ناپذير: ممكن است مديران دانش مدار احساس كنند كه اگر آنها تنها مي‌توانستند دانش موجود در سازمان خود را تحت نظارت درآورند، كار خود را با اثربخشي انجام مي‌دهند. فناوري جديد، رويكردهاي مديريتي نو و اهميت مشتري هميشه بايد در مديريت دانش مدنظر قرار گيرند. شركتها، راهبردها، ساختارهاي سازماني و كالا و خدمـــــات خود را تغيير مي‌دهند و به تغيير مداوم اين عوامل بر اساس نيازهاي محيطي تأكيد دارند. مديران جديد، نيازمند دانش جديد هستند.
  4. حمايت از ديدگاه‌هاي مختلف: يک سيستم مديريت دانش بايد به منظور حمايت از استفاده‌کنندگان مختلف دانش و به دليل وجود کارهاي گوناگون در سازمان، ديدگاههاي مختلفي را ارائه دهد که در مورد دانش از طريق سيستم مديريت دانش ذخيره مي‌شود.
  5. يکپارچه‌سازي دانش با اطلاعات: در سيستم‌هاي مديريت دانش تأکيد به روي دانش است نه اطلاعات. اما نه به اين مفهوم که بايد نسبت به اطلاعات کاملاً بي‌توجه بود. اين موضوع به دو دليل صورت مي‌گيرد: اول اينکه، تمايز قايل شدن بين دانش و اطلاعات، که آن نيز به قضاوت ذهني ما بستگي دارد و دوم اينکه؛ دانش ارزش اطلاعات را بالا مي‌برد و در مقابل اطلاعات باعث افزايش ارزش دانش مي‌شود.
  6. حمايت از آگاهي افراد نسبت به دانش سازماني: به منظور افزايش يادگيري سازماني، سيستم مديريت دانش بايد به انتشار دانش بينجامد. براي اين منظور سيستم بايد امکاناتي را فراهم کند که افراد به راحتي به اطلاعات و دانش دستيابي پيدا کنند و نيز به راحتي بتوانند آن را در اختيار افراد ديگر قرار دهند (صيف و همكاران، 50، 1385).

 

2-1-10) كارايي مديريت دانش

حوزة رقابت، سازمانها را مجبور مي‌سازد كه با نياز به كارايي روبرو شوند و آنها را تشويق كنند، از مديريت دانش براي ارتقاء و عوامل هوشمند استفاده كنند و همچنين آنها را قادر مي‌سازند كه از امكانات و ابزارهاي تكنيكي استفاده بيشتري نمايند. سازمان مي‌تواند بعضي از دارايي‌هاي غير محسوس خود را اندازه‌گيري نمايد و از نسبتهاي غيرمالي و يا شاخصهايي براي اندازه‌گيري كارايي مديريت سود جويند. بسته به مهمترين فرايندهاي توليد كننده ارزش، هر سازماني مجبور است كه اين دارايي‌ها را انتخاب نمايد تا مبنايي براي مقياس داشته باشد و همچنين شاخصهاي سودمندي داشته باشد. اندازه‌گيري دارايي‌هاي غيرمحسوس كار آساني نيست، زيرا نه تكنيكهاي ويژه‌اي وجود دارد و نه معيارهاي ارزيابي. به علاوه مديريت نيازمند بدست آوردن صلاحيتها و يا كيفيت‌هاست كه سيستمهاي اندازه‌گيري را ايجاد و خصوصيات مشكلات موجود در قلمرو مسائل نامحسوس را بشناسد. بر طبق خصوصيات جاري، اقتصاد دانش در حال بروز بايد به حساب آورده شود. به عنوان مثال بعضي از سازمانها مثل شركتهاي تكنولوژي پيشرفته و شركتهاي خدمات حرفه‌اي از قبل در حال تجربه تأثيرات اقتصاد دانش هستند. مديريت دانش مستقيماً به قدرت رقابتي دانش يك سازمان مربوط است و در حقيقت دانش موجود مي‌تواند با آنچه يك سازمان بايد براي اجراي استراتژيك خود بداند، مقايسه شود و نياز به كارايي سازماني و استفاده از توسعه دانش فراگير را براي نيل به سطح قابل قبولي از فرايند مديريت دانش برمي‌انگيزاند. مزاياي ناشي از مديريت دانش، بستگي به نوع كاربرد دانش دارد، به عنوان مثال به علت فعل و انفعالات متقابل پايين دانش از قبل آماده شده، انتشارات الكترونيك (مثل تكست بوكسها، سرفصل و دروس الكترونيك) مي‌توانند راه مؤثري در صرفه‌جويي هزينه يا افزايش كارايي باشد. از سوي ديگر كاربردهايي كه خاصيت واكنش بيشتر دارند، حمايت براي حل مشكلات ايجاد مي‌كنند و همچنين براي ايجاد خلاقيت و ايجاد محصولات جديد، مديريت بايد بين كارايي مديريت دانش، تعهد عمليات هوشمند و عملكرد ابزارهاي فني، يك تعادل پايدار برقرار نمايد. يك تركيب متناسب از منابع هوشمند مي‌تواند به مديران كمك كنند تا مشكلات را بهتر پيش‌بيني نموده و تلاشهاي ابتكاري را هدايت نمايند و به كارايي بيشتر مديريت دانش ياري رسانند، ضمن آنكه بر دسترسي به اهداف سازماني تمركز داشته باشند. بر مبناي مجموعه‌اي از ابزارهاي فني SDSS (كار گروهي و واسطه‌ها، عوامل يكپارچه‌كننده سيستم، نرم‌افزار و سخت‌افزار) سازمانها مي‌توانند تلاش نمايند كه يك رهيافت جديدي براي نيل به سطوح بالاتر، تصميمات استراتژيك يكپارچه، كارايي سازماني و عملكرد مديريت دست يابند (قرباني، 77، 1386).

دانلود پایان نامه