– تشريح بازده و انواع آن

هدف سرمايه گذاران در انجام سرمايه گذاري، كسب سود و در نهايت به حداكثر رساندن ثروتشان می‌باشد. به منظور تحقق بخشيدن به اين امر، سرمايه گذاران در دارایی‌هایی كه داراي بازدهي بالا و ريسك نسبتاً پاييني می‌باشند سرمايه گذاری می‌کنند (چنگ و داسكوپتا، 2009، 68). چنانچه نرخ بازده يك سرمايه گذار بيش از نرخ بازده مورد انتظارش باشد ارزش آن دارايي بيشتر و ثروت آن افزايش می‌یابد. نرخ بازده يك اوراق بهادار عامل اصلي در ارتباط با ارزيابي و انتخاب يك سرمايه گذاري محسوب می‌شود. در تمامي مدل‌های قيمت گذاري اوراق بهادار محاسبه ارزش فعلي ‌جریان‌های‌ نقدي آتي كه از يك اوراق بهادار انتظار می‌رود ضروري است. چنانچه سرمايه گذار در اوراق بهادار (سهام) سرمايه گذاري نمايد، انتظار دارد كه قيمت سهام در اختيار، بالا رفته و متعاقب آن، بازده سهام نیز افزایش يابد. اصولاً بازده سهام به مقدار درآمدي اطلاق می‌شود كه در نتيجه سرمايه گذاري، عايد سرمايه گذار می‌شود (قبادي، 1386، 66).

2-7-1 بازده سهام

بازده در فرآيند سرمايه گذاري نيروي محركي است كه ايجاد انگيزه می‌کند و پاداش براي سرمايه گذاري محسوب می‌شود. بازده ناشي از سرمايه گذاري براي سرمايه گذاران حائز اهميت است براي اينكه تمام سرمايه گذاری‌ها به منظور كسب بازده صورت می‌گیرد. يك ارزيابي از بازده تنها راه منطقي (قبل از ارزيابي ريسك) است كه سرمايه گذاران می‌توانند براي مقايسه سرمايه گذاری‌های جايگزين و متفاوت از هم انجام دهند (لوكاس و مك دونالد، 1990، 78) . براي درك بهتر عملكرد سرمايه گذاري، اندازه گيري بازده واقعي (مربوط به گذشته) لازم است. به خصوص اين كه بازده مربوط به گذشته در تخمين و پيش بينی بازده هاي آتي نقش زيادي دارد. بازده متغير كليدي براي تصميم سرمايه گذاري است. از آن جهت كه باعث می‌شود ما سود مورد انتظار سرمايه گذاري مختلف را با بازده مورد نياز مقايسه می‌کنیم. بازده سهام از دو ديدگاه مورد توجه سرمايه گذاران قرار می‌گیرد. به عبارت ديگر برخي از سرمايه گذاران به بازده تحقق يافته و برخي ديگر بازده مورد انتظار را مورد توجه قرار می‌دهند. منظور از بازده تحقق يافته، بازده اي است كه واقع شده است يا بازده اي است كه كسب شده است و بازده مورد انتظار عبارت است از بازده تخمين يك دارايي كه سرمايه گذاران انتظار دارند در يك دوره آينده به دست آورند. بازده مورد انتظار با عدم اطمينان همراه است و احتمال دارد برآورده شود و يا اين كه برآورده نشود. سرمايه گذاران براي كسب بازده مورد انتظار بايستي يك نوع دارايي را خريداري كنند و توجه داشته باشند كه اين نوع بازده ممكن است تحقق نيابد (اپلر و همكاران، 1999،31). به هر حال برخي سرمايه گذاران هنگام خريد سهام به بازده تحقق يافته و برخي ديگر نيز به بازده مورد انتظار و دسته سوم به هر دو توجه می‌کنند.

بازده يك سرمايه گذاري كه بر اثر سرمايه گذاري در سهام يا هر نوع سرمايه گذاري ديگر به دست می‌آید شامل دو قسمت می‌باشد كه عبارتند از:

  1. بازده ناشي از دريافت سود سهام
  2. بازده ناشي از منفعت سرمايه[1] يا ضرر سرمايه[2]

مهم‌ترین جز بازده، سودي است كه به صورت جريان نقدي دوره اي سرمايه گذاري می‌باشد و می‌تواند به شكل بهره يا سود تقسيمي دريافت شود. ویژگی‌های ممتاز اين دریافت‌ها اين است كه منتشركننده پرداخت‌هایی به صورت نقدي به دارنده دارايي پرداخت می‌کند. اين جريانات نقدي با قيمت اوراق بهادار مرتبط است (فيشگر و همكاران، 1989، 60).

دومين جز مهم بازده، منفعت يا ضرر سرمايه است كه مخصوص سهام عادي است ولي در مورد اوراق قرضه بلندمدت و ساير اوراق بهادار با درآمد ثابت نيز صادق است. سود (زيان) سرمايه، بخشي از بازده اي است كه سرمايه گذار بر اثر سرمايه گذاري در سهام يا هر نوع سرمايه گذاري ديگر به دست می‌آورد كه بر اساس انتظارات سهامداران و سرمايه گذاران در بازارهاي اوراق بهادار شكل می‌گیرد. به طوري كه هر واقعه‌ای در مورد شرکت‌ها روي دهد كه با انتظارات سرمايه گذاران مغاير باشد روي قیمت‌های سهام نيز اثر می‌گذارد (کایهن و تيتمن، 2007، 99). چنانچه قيمت سهام در پايان دوره بيشتر از قيمت سهام در اول دوره باشد اصطلاحاً به آن منفعت سرمايه می‌گویند. اگر قيمت سهام در پايان دوره كمتر از قيمت سهام در اول دوره باشد، آنگاه سرمايه گذار با ضرر سرمايه مواجه می‌گردد. به هر حال منفعت سرمايه يا ضرر سرمايه بخشي از بازده سرمايه گذاري يك سرمايه گذار محسوب می‌شود. از طرفي در طي سال معمولاً اكثر شرکت‌ها در صورت سودآور بودن، بخشي از سود خود را به سهامداران توزيع می‌کنند. بنابراين سهامداران مبلغي را به عنوان سود سهام در طي یک سال دريافت می‌کنند؛ لذا نرخ بازده يك سهم نگهداري شده براي يك سال برابر مجموع بازده ناشي از دريافت سود سهام و بازده ناشي از منفعت سرمايه يا ضرر سرمايه

می‌باشد (راعي و تلنگي، 1383، 74).

2-7-2 بازده مورد انتظار يك سهم

سرمايه گذاران سهام را به خاطر بازده آتي آن خريداري می‌کنند. بنابراين مدل‌های پرتفوليو بايد به صورت آينده نگر (مبتني بر پردازش وقايع آتي) فرموله شوند. به دليل اين كه جهان غير قطعي است، بازده سهام در واقع قضاوت‌های احتمالي هستند. براي محاسبه بازده مورد انتظار يك سهم، سرمايه گذار به تخمين بازده واقعاً قابل دستيابي سهم به علاوه احتمال وقوع هر بازده ممكن نياز دارد (مارس،2003، 81).

2-7-3 بازده ارزش ويژه يا حقوق صاحبان سهام

از آن جایی كه معمولاً هدف مديريت، تحصيل حداكثر بازده براي سرمايه گذاران واحد تجاري است، اين نسبت يكي از معيارهاي سنجش موفقيت واحد تجاري در دستيابي به هدف مزبور محسوب می‌شود و معمولاً كاربران در تصميم گیری‌های خود توجه خاصي به آن دارند. در واقع اين نسبت ارتباط سود شركت و حقوق صاحبان سهام را منعكس می‌کند. نسبت سود خالص به ارزش ويژه يا حقوق صاحبان سهام، بازده ارزش ويژه يا كل حقوق صاحبان سهام[3] شركت را نشان می‌دهند. بازده ارزش ويژه، يك شاخص مهم سودآوري براي سهامداران شركت می‌باشد. اين نسبت بيانگر درجه توانايي شركت جهت پرداخت سود قابل تقسيم بين سهامداران عادي می‌باشد. بازده ارزش ويژه نسبتي مفيد براي تجزيه تحليل توانايي مديريت شركت جهت نشان دادن سود حاصل از سرمايه گذاري توسط صاحبان سهام می‌باشد (شباهنگ، 1375، 79).

2-7-4 بازده دارايي

بازده دارايي[4] از مقايسه سود خالص با جمع دارایی‌های واحد تجاري به دست می‌آید. بسياري از تحليل گران اين نسبت را شاخص نهايي براي تشخيص كفايت و دانايي مديريت در اداره امور واحد تجاري می‌دانند. در فرمول زير عده اي سود خالص را با هزينه وام‌های اخذ شده جمع كرده و در صورت كسر قرار می‌دهند و اين عمل را چنين توجيه می‌کنند كه حال وام‌ها در جمع دارايي موثر و منظور شده است و قاعدتاً به لحاظ تجانس بايد هزينه آن هم كه از جهتي نتيجه كاربرد وام است در تعيين بازده محسوب گردد.

 

(2-1)                                                مجموع دارايي/ (سود خالص + هزينه وام) = بازده دارايي

 

قابل ذكر است كه اختلاف بين بازده دارايي و بازده ارزش ويژه ناشي از اثر وام‌ها در امور مالي شركت است و در واقع خاصيت اهرمي استفاده از بدهی‌های بلندمدت را نشان می‌دهد (شباهنگ، 1375، 55).

2-7-5 بازده سرمايه گذاري

يكي از نسبت‌هایی كه براي ارزيابي عملكرد مورد استفاده قرار می‌گیرد نسبت بازده سرمايه گذاري[5] است يا

به عبارت ديگر بازده سرمايه گذاري است. اين نسبت جهت ارزيابي عملكرد شركت با توجه به حجم دارایی‌های مؤسسات و مقايسه آن‌ها، معيار قابل قبولي به دست می‌دهد و رابطه سود و حجم دارایی‌ها را بيان می‌کند. اگر از دارایی‌های شركت به طور متناوب استفاده نشود اين نسبت معمولاً كاهش می‌یابد. همچنين ممكن است شركتي سرمايه گذاري در دارایی‌ها را افزايش دهد ولي نتواند از آن‌ها بازده لازم را بدست آورد كه در نتيجه، نرخ بازده دارايي نيز كاهش پيدا می‌کند. نسبت سود خالص به مجموع دارایی‌ها، بازده كل سرمايه گذاري شركت را نشان می‌دهد كه آن را بازده سرمايه گذاري می‌نامند (گراهام و هروي، 2001، 32).

1 – Equity Interest

2-  Equity Loss

1- Return On Equity (ROE)

2- Return On Asset (ROA)

1- Return On Investment (ROI)