– عوامل موثر و مرتبط با انگیزش شغلی

دانلود پایان نامه

– عوامل موثر و مرتبط با انگیزش شغلی

پارسون (یکی از جامعه شناسان) رضایت شغلی را وابسته به پنج عامل می‌داند این عوامل عبارتند از:

  1. عزت نفس: انسانها با هنجارها و نیازهای اخلاقی که در درون خود به وجود می آورند زندگی می کنند. محترم شمردن این هنجارها و الگوی رفتاری در کسب رضایت شغلی آنان تاثیر بسزایی دارد. مدیر شایسته آن است که کارکنان را در خلق این هنجارها یاری کند.
  2. شناسایی: همه انسانها به طور شدید یا ضعیف علاقه دارند تا از سوی دیگران مورد شناسایی و احترام قرار گیرند.
  3. ارضای خواست ها: انسانها همواره در پی ارضای نیازهای مادی و معنوی خویش اند این امر بر رضایت شغلی آنان موثر است.
  4. لذت: لذت بخش بودن شغل و فعالیتهای شغلی در کارکنان ایجاد خشنودی و رضایت شغلی می کند.
  5. صمیمیت: دوستی و صمیمیت در روابط میان کارکنان یک محرک قوی انگیزشی که به رضایت شغلی منجر می‌شود به شمار می آید.

دیویس و نیواستروم اعتقاد دارند نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می دهد بین عواملی چون جنس، سن، سطح تحصیلات، سطح درآمد و …وانگیزش شغلی را بطه وجود دارد وآنرا تائیدکرده است

.
برخی از مهمترین عوامل موثر و مرتبط با انگیرش شغلی عبارتند از:

  1. جنس (مذکر –مونث): اگرچه میان جنسیت کارکنان با رضایت آنان از شغل رابطه آماری معینی داری دیده نشده لکن قابل ذکر است که مشکلات زنان در محیط کار با مردان متفاوت است.
  2. سن (گروه سنی): به همان نسبت که سن کارکنان بالاتر می رود آنها برای انگیزشاز شغلشان اهمیت و اعتبار بیشتری قائل می شوند.
  3. سطح درآمد: سطح درآمد کارکنان از شغل، میزان تمایل به آن را تحت تاثیر قرار می دهد. تحقیقات نشان داده است گروه‌هائی که سطح درآمد پائینی دارند و غالباَ کارمندان جوانتری هستند به دلیل کمی حقوق تمایل کمتری به حفظ شغل خویش دارند.
  4. سطح شغل (سازمانی): یکی از پایدارترین یافته ها این است که هرچه سطح شغل بالاتر باشد، انگیزششغلی بیشتر است. اجتماع رویهم رفته برای بعضی از مشاغل ارزش بیشتری قائل است تا برای برخی دیگر از مشاغل.
  5. سطح تحصیلات: میان سطح تحصیلات افراد با رضایت آنان از شغل در شرایط مساوی رابطه مستقیم و معنی‌داری دیده شده است. یعنی در شرایط مساوی هرچه سطح تحصیلات فرد بالاتر باشد رضایت شغلی او بالاتر است.
  6. محتوای ‌شغلی (تخصص‌ گرایی): شواهد معتبری حاکی از آنند که هرچه تنوع در محتوای شغل بیشتر باشد خشنودی افراد درگیر بیشتر است و انگیزه آنها را افزایش می دهد.
  7. جو سازمانی: فضا یا جو سازمانی می تواند انگیزش، عملکرد و رضایت و انگیزش شغلی را تحت تاثیر قرار دهد و منظور از آن محیطی است که کارکنان سازمان در آن کار می کنند.
  8. سرپرستی: به طور کلی رفتار با ملاحظه سرپرست ظاهراَ با انگیزش شغلی همبستگی مثبت دارد.
  9. مشارکت در تصمیم گیری: درجه مشارکت زیردستان در تصمیماتی که به کار آنان مربوط است با رضایت شغلی همبستگی مثبت دارد. بیشتر کارکنان دوست دارند در تصمیم گیری مربوط به موقعیت شغلی خود مشارکت داشته باشند.
  • وضوح شغل: مطالعات مربوط به عواملی مانند وضوح و معین بودن شغل، از روابط مثبت با خشنودی و انگیزش حکایت می کنند.
  • بازخور: کارکنان معمولاَ مایل هستند تا از نتیجه کارشان آگاه شوند. ارائه بازخور دقیق و مستمر می تواند انگیزش شغلی را افزایش دهد.
  • چالش انگیزی شغل: تنوع شغل، خلاقیت، اهداف دشوار و به کارگیری مهارتهای فردی را می توان به عنوان عوامل چالش انگیزش شغل برشمرد.
  • غنی سازی شغل: غنی سازی شغل یعنی توجه به نیازهای سطوح بالای کارکنان از طریق القاء روح مبارزه طلبی و دادن شانس موفقیت بیشتر از درون شغل به شاغل، بدینوسیله کارکنان به آنچنان انگیزشی دست پیدا خواهند کرد که بدون توجه به نظارت دقیق سرپرست، کار خود را به نحو احسن انجام خواهند داد.

از دیدگاه کلی تری عوامل موثر بر انگیزش شغلی را به چهار دسته تقسیم می کنند: (دویک[1]:1999: 11)

۱- عوامل سازمانی

۲- عوامل محیطی

۳-ماهیت کار

۴- عوامل فردی

۱-عوامل سازمانی

الف) حقوق و دستمزد

ب) ترفيعات: ترفیعات، ارتقا ارزش فرد را برای سازمان نشان می دهد و ترفیعفردموجب افزایش روحیه آن می شود.

ج) خط مشی های سازمانی

۲- عوامل محیطی

الف) سبک سرپرستی  : هرجا که سرپرستان با کارکنان رفتاریحمایتی داشته باشند انگیزش شغلی بیشتری بر کارکنان حاکم است.

ب) گروه کاری :

اندازه گروه و کیفیت ارتباطات متقابل شخصی در گروه نقش مهمی در خشنودی کارکنان دارد. اگر افراد در گروه دارای ويژگی های اجتماعی مشابهی باشند جوی رابه وجود می آورند که درسایه آن انگیزش شغلی فراهم گردد.

ج) هرچه شرایط کار مطلوب تر باشد باعث انگیزش شغلی می شود چرا که درشرایط کاری مطلوب آرامش فیزیکی و روانی بهتری برای فرد  فراهم می شود.

۳-ماهیت کار :

محتوای کارشامل دو جنبه است.

یکی محدوده شغل است که شامل میزان مسئولیت ،اقدامات کاری وبازخورداست. هرچه این عوامل وسیع تر باشد باعث افزایش حیطه ی شغلی می شودکه آن نیز به نوبه ی خود انگیزش شغلی را فراهم می آورد.

دومین جنبه عبارت است از تنوع کاری .

تنوع کاری وسیع باعث ابهام و استرس می شود وتنوع کم باعث یکنواختی و خستگی می شود که در نهایت موجب عدم انگیزش شغلی می شود.ابهام درنقش و تضاد درنقش نیز موجب عدم انگیزش شغلی می گردد.

اگر کارکنان کاری که انجام می دهند وانتظاری که ازآنها می رود را نشناسند موجبات ناخشنودی و بی انگیزگی آنها فراهم می گردد.

۴- عوامل فردی  :

افرادی که به طور کلی دارای نگرش منفی هستند همیشه ازهر چیزی که مربوط به شغل است شکایت دارند.سن بالا و سابقه ی زیاد درکارموجب رضایت بیشتری از کار می شود و انگیزش شغلی را افزایش می دهد. افرادی که در سلسله مراتب نیاز های مازلو در سطح بالاتری قرار دارند احساس رضایت بیشتری نیز از کار خود دارند.

[1].dweck

دانلود پایان نامه