مدل الماس مضاعف دوگانه راگمن :پایان نامه درباره صادرات

دانلود پایان نامه

 

مدل الماس مضاعف دوگانه راگمن (1991)

نتایج متفاوت باعث توسعه عوامل مدل الماس پورتر در حوزه محیط و قلمروی کسب مزیت رقابتی گردید . همانطور که بیان شد نسبت مدل الماس پورتر انتقاداتی مطرح شد. یکی دیگر از این انتقادات مطرح شده محیط مورد بررسی در مدل الماس بود. چرا که پورتر عوامل را تنها در محیط داخلی هر کشور مورد بررسی قرار داده بود و در نهایت با ارزیابی آنها وضعیت رقابت پذیری کشورها را معین کرده بود. ولی رقابت پذیری یک کشور تنها معطوف به محیط داخلی نمی شود. چرا که بسیاری از کشورها بنا بر منافع ملی خود و وجود روابط سیاسی و اقتصادی سرمایه گذاری هایی را در کشورهای مختلف انجام می دهند(Rugman,1991).

در نقد نظریه الماس ، راگمن بیان می کند پورتر در ارزیابی رقابت پذیری کشورها و خصوصاً کانادا دچار اشتباه شده و بیان می کند نظریه پورتر از نظر زمانی 30 سال عقب تر از زمان خود بوده و منطق او دچار کاستی های فراوانی است. او بیشتر رقابت پذیری را ناشی از شرایط منطقه ای می داند در حالی که پورتر تنها بر رقابت کشورها تاکید دارد. جهت جهانی شدن رقابت ، نگرش منطقه آمریکای شمالی وابسته به تصمیمات تجاری کانادایی ها نیز می باشد نه فقط ایالات متحده(Rugman,2005). بنابراین فعالیت های اقتصادی هر کشوری نیز محدود به محیط داخلی نیست. هر کشوری دارای روابط تجاری با کشورهای متفاوتی است. کشورها دارای شرکای تجاری هستند که در روابط اقتصادی بیشتر با آنها به مبادله تجاری می پردازند(Dunning,1992). از فاکتورهای مهم کشورها نزدیکی و همسایگی دو کشور از نظر جغرافیایی است. مثلا سنگاپور و کره. ایالات متحده با کانادا یا مکزیک. یکی دیگر از فاکتورها برای انتخاب شرکای تجاری وجود روابط اقتصادی و سیاسی کشورها با یکدیگر است. بنابراین راگمن مدلی مفهومی با نام الماس مضاعف ( دوگانه ) را برای کشورهای کوچکتر پیشنهاد کرد که ترکیبی از خصوصیات داخلی کشورها و شرکای تجاری آنها بود. مدلی که تشریح بهتری از رشد و توسعه کشورها ارائه می داد(Moon et al, 1998). راگمن به همراه وربک چگونگی عملیاتی کردن مدل الماس را تشریح کردند. آنها می گویند بکارگیری این مدل جهت تشریح رقابت پذیری فراملی مشکل است. زیرا نظریه دانینگ در ارتباط با موسسات چند ملیتی که بین کشورها در تبادل هستند و آن نیز ناشی از مجموعه ای از فعالیت های جهانی است. آنها   گسترده ای را پیشنهاد می کنند که الگوی پورتر در راستای نظریات مدرن در بخش متغیرها فعالیت های ملی را مدنظر قرار دهند و جهت رتبه بندی از تحلیل آن استفاده کردند. راگمن با معرفی مدل خود این طور بیان کرد که مزیت رقابتی یک کشور هم ناشی از محیط داخلی کشورها و هم ناشی از محیط خارجی کشورها و برآیند عوامل الماس در ابن دو محیط رقابت پذیری یک کشور را مشخص می کند. به همین ترتیب رقابت پذیری کانادا را در محیط داخلی و همچنین با بزرگترین شریک تجاری آن یعنی ایالات متحده مورد ارزیابی قرار داد و نتایج حاکی از تایید مدل الماس مضاعف در مورد رقابت پذیری کانادا بود(Rugman&Cruz,1993). در ادامه راگمن این مدل را در مورد کره و سنگاپور به عنوان دو شریک تجاری با همکاری مون و وربک آزمود. مطالعات آنها نشان داد که الماس مضاعف در مورد کشورهای کوچک و یا در حال توسعه همچون کره نتایج بهتری را ارائه می دهد(Moon et al, 1998).

بازار و منابع هدف در صنایع کشورهای کوچک در یک گستره جهانی برای صنایعی که در سیستم اقتصادی بزرگ هستند همانند ایالات متحده بسیار بااهمیت می باشد. بنابراین رقابت پذیری یک کشور به بخش های الماس داخلی و خارجی صنایع بستگی دارد. شکل 8-2 مدل الماس مضاعف را نشان میدهد. قسمت بیرونی آن اشاره به الماس خارجی و قسمت داخلی ان اشاره به الماس درونی دارد. ابعاد مدل الماس خارجی متناسب است با یک دوره قابل پیش بینی خارجی ، اما ابعاد الماس داخلی با توجه به اندازه کشور متفاوت است و براساس رقابت پذیری می باشد. خطوط نقطه چینی که در میان این دو الماس است بیان کننده شاخص های رقابت پذیری یک کشور بر اثر پارامترهای خارجی و داخلی است و برآیند این دو نشان دهنده ی توان رقابت پذیری یک کشور می باشد. بنابراین تفاوت های چندملیتی مربوط به سرمایه گذاری مستقیم خارجی در داخل و خارج را نیز شامل می شود(Moon et al, 1998).

در مدل الماس مضاعف ، مزیت های رقابتی کشورها به عنوان توانمندیِ صنایعِ ارزش آفرین به گروهی از صنایع ویژه که در بخش های مختلف یک کشور فعالیت می کنند افزوده می شود تا از این ارزشها برای یک دوره بلند مدت زمانی در مواجهه با رقبای ملی حمایت شود. دو رویکرد متفاوت بین فرضیه پورتر و این مدل جدید حائز اهمیت است. اول محاسبه ارزش افزوده در یک کشور خاص ، هم از صنایع در حوزه داخلی و هم صنایع آنها در خارج از کشور نتیجه می شود. اگرچه پورتر فعالیت های خارجی را در مدلش لحاظ نکرده ولی او حوزه جغرافیایی رقابت و مکان جغرافیایی مزیتهای رقابتی را از هم متمایز ساخته است. دوم برای پایداری مزیت رقابتی نیاز به یک ساختار جغرافیایی در محدوده چند کشور است که بوسیله صنایع خاص و موقعیت های ویژه ای که در چند دولت می بایست بوسیله یکدیگر تکمیل گردند مهیا شود. در مقابل پورتر بیان می کند که اغلب تاثیرات استراتژی های جهانی ممکن است روی فعالیتهایی که در یک کشور و از حوزه داخلی به سایر جهان ارائه خدمت دهند متمرکز باشد. از نظر پورتر صنایع جهانی فقط صادرکنندگان هستند و توجهی به احتساب مجموعه سازمانهایی که به صورت صحیح عملیات جهانی را به وسیله صنایع چندملیتی صورت می دهند ندارد(Moon et al, 1998).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-8 : مدل الماس مضاعف در تحلیل رقابت پذیری آمریکا و کانادا (Rugman, D. Cruz, 1993)

 

دانلود پایان نامه