مفاهیم سود حسابداری.پایان نامه در مورد جریان های نقدی

دانلود پایان نامه

مفاهیم سود حسابداری

سود حسابداری به عنوان نتیجه عملکرد یک سال مالی، هم شامل اقلام تعهدی و هم شامل اجزای نقدی هستند و به عنوان یکی از مهم ترین اطلاعات مندرج در صورت های مالی فرض می گردد (آسیم، 1390). از نظر حسابداری، سود دارای مفهوم خاصی بوده و تعریف آن عبارت است از تفاوت بین درآمد تحقق یافته و هزینه های واقع شده طی یک دوره مالی.

این تعریف 5 ویژگی را در سود حسابداری بیان می کند:

  • سود حسابداری بر اساس معاملات واقعی انجام شده در شرکت (درون سازمانی یا برون سازمانی) محاسبه می شود.
  • سود حسابداری بر اساس فرض دوره مالی بیان شده و عملکرد یک دوره زمانی مشخص را ارائه میکند.
  • سود حسابداری مستلزم رعایت اصل بهای تمام شده تاریخی است و هزینه های جاری عبارتند از دارائی های منقضی شده یا بهای تمام شده اقلام منقضی شده.
  • سود حسابداری بر اساس اصل تحقق درآمد بیان شده و تا زمانیکه درآمدی محقق نشود، اندازه گیری نمی شود و لذا سود شناسایی نمی شود.
  • سود حسابداری مستلزم رعایت اصل تطابق است، بدین معنی که درآمدهای یک دوره با هزینه های همان دوره مقابله می شوند (بلکویی، 1381، 529-528).

بر این اساس اهدافی را که برای سود می توان متصور شد و لازمه تاکید بر آن است عبارتند از:

  • سود به عنوان معیار سنجش کارآیی مدیریت.
  • سود به عنوان مبنایی جهت پیش بینی سود های آتی شرکت و سودی که قابل تقسیم خواهد بود.
  • سود به عنوان شاخصی از موفقیت های شرکت جهت تعیین دست آوردهایی که مدیریت بر اساس آن تصمیم گیری می نماید.

 

2-1-6نقاط قوت سود حسابداری

با توجه به مبانی حسابداری که در مورد سود اعمال شده است نقاط قوت سود به شرح زیر بیان می شود:

  • از آنجایی که سود حسابداری بر اساس معامله های واقعی و حقیقی است این سود به صورت عینی محاسبه و گزارش می شود، بنابراین قابل تایید است.
  • سود حسابداری بر اساس اصل تحقق درآمد و اعمال محافظه کاری شناسایی می شود.
  • سود حسابداری بیانگر شیوه ای است که مدیریت به وسیله آن مسئولیت را پذیرفته است و برای اعمال کنترل سودمند است.

 

2-1-7نقاط ضعف سود حسابداری

سود حسابداری علاوه بر نقاط قوت، دارای ایراداتی است که مهمترین آنها عبارتند از:

  • استفاده از روش بهای تمام شده تاریخی، افزایش ارزش های تحقق نیافته را شناسایی نمی کند و اطلاعات سودمندی را ارائه نمی کند.
  • استفاده از روش ها و رویه های مختلف جهت ارزشیابی و تسهیم هزینه ها باعث گمراهی و عدم قابلیت مقایسه می شود.
  • برای محاسبه و گزارش سود حسابداری هیچ مبنای نظری بلند مدت وجود ندارد.

 

2-1-8 سود حسابداری در برابر سود اقتصادی

هدف اولیه حسابداری مالی فراهم آوردن اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران جهت پیش بینی عملکرد واحد اقتصادی است. ضرورت گزارش سود به عنوان یک منبع اولیه برای تصمیم گیری سرمایه گذاران به خوبی قابل استناد بوده و گزارش سود به شیوه های مختلف مانند ارایه مبنایی برای محاسبه مالیات، معیاری برای ارزیابی موفقیت عملکرد شرکت، معیاری برای تعیین سودهای قابل تقسیم، معیاری برای مدیریت توزیع سود، معیاری برای مدیریت یک واحد اقتصادی و سایر موارد به اقتصاد جامعه کمک می کند. هم چنین، به دلیل اینکه ارزش یک شرکت با سودهای حال و آینده اش مرتبط می شود، تعیین سود از اهمیت بسزایی برخوردار است (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1985). باتوجهبهاهدافاستفادهکنندگان سودمیتوانسهرویکرد را مورد توجه قرار داد:

مفهومسودازدیدگاهساختاری:درایندیدگاه،عرف،سنتومقررات، اموریمعقول،منطقیوبا همسازگار بهشمارمیآیندکهبرپایهمفروضات، مفاهیمواصولیکهحسابداراندر عملبهآنها رسیدهوارایهکردهاند قرارمی گیرند.ولی،مفاهیمیااصولی مانندتحققبخشیدنبهیکرویداد مالی، تطابق،روشتعهدیوروش های تخصیصهزینههارامی توانفقطاز دیدگاهمقرراتخاص تعریفکرد؛

مفهومسودازدیدگاهتفسیری:درایندیدگاهبرایارایهتعریفیاز سودبردومفهوماقتصادیتغییر میزان رفاهوحداکثرسازیسودتکیهمیشود. هیئتاستانداردهایحسابداریمالی نیزبهصورت تلویحیبهایندومفهوم درقالب”حفظسرمایه”و”بهحداکثر رساندنسود”اشارهکردهاست.حفظ سرمایهیکیازاصلی ترینمفاهیمسود است،زیرااینمفهومبرپایه یتئوری اقتصادیقراردارد.

مفهومسودازدیدگاهرفتاری (عملگرایی):اینمفهوممواردینظیر فرآیندهایتصمیم گیریسرمایهگذاران وبستانکاران،واکنش هایقیمتاوراق بهاداردربرابرگزارشده یسود، تصمیماتمدیریت درموردهزینه سرمایهوواکنشمدیرانوحسابداراندر برابربازخورداطلاعاترادربرمیگیرد. یکیازویژگی هایرفتاریایناستکه می توانسودهایآتیراپیشبینینمود (پارسائیان به نقل از هندریکسن، 1385، 414).

اما در سوی مقابل، تعریفمفهوماقتصادیسودعموماً بهاقتصاددانانیهمچونهیکس (1939)[1] نسبتدادهمی شود:”هدفمحاسبهسود درامورخاصایناستکهبهمردمنشان دهیمچهمقدارآنهامیتوانندمصرف کنندبدونآنکهنیازمندشوند.بهنظر میرسدسودیکفردبهعنوانحداکثر مقداریاست کهفردمی توانددرطول هفتهمصرفکندوهم چناندرپایان هفتهبهخوبیاولهفتهکهشروعکرده باشد”.اگرچهتعریفهیکسبرسود فردیتأکیددارد،امااینمفهوممیتواند بهعنوانمبناییبرایتعیینسودتجاری باعوضکردنواژه یمصرفکردنبا توزیعکردنقرارگیرد.بنابراین،سود تجاریتغییرخالصداراییهادرنتیجه فعالیت هایتجاریدرطولدوره ی حسابداریخواهدبود.بهعبارتدیگر، سودتجاریتغییرخالصدارایی هابه استثنایسرمایهگذاریهایمالکانو توزیعسودبینآنهااست.لازمبهذکر استکهاینمفهومتعیینسودازسوی حسابدارانباعنوانحفظسرمایهنام گرفته است (بارکر، 2008)[2]. در مجموع و بهطورخلاصهمیتوانگفت: سودحسابداریتفاوتبیندرآمدو هزینه هایصریحانجامکارها است ولی سوداقتصادیتفاوتبیندرآمدو هزینه هایصریحوضمنیاست (کردستانی و کشاورز هدایتی، 1389).

 

2-1-9مربوط بودن سود به ارزش سهام

یکی از اهداف مهم گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات مفید برای تصمیم گیری است (کاظمی، 1388). استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری بر اساس اطلاعات گزارش شده در صورت های مالی به ارزیابی سودآوری و پیش بینی جریان های نقدی آتی شرکت پرداخته و سپس با برقرار کردن ارتباط منطقی بین سودآوری و جریان های نقدی آتی، ارزش شرکت را ارزیابی کرده و بر اساس این پیش بینی ها تصمیم می گیرند. یکی از سوال های مهم در پژوهش های حسابداری، نقش سود حسابداری در قیمت گذاری اوراق بهادار است. سود حسابداری و اجزای آن از جمله اطلاعات مهمی است که سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی در تصمیم های سرمایه گذاری مورد استفاده قرار می دهند. تحلیل گران مالی عموما سود گزارش شده را به عنوان یک عامل برجسته در بررسی ها و قضاوت های خود مد نظر قرار می دهند. سرمایه گذاران نیز برای تصمیم های سرمایه گذاری خود بر اطلاعات مالی مندرج در صورت های مالی بنگاه های اقتصادی، به ویژه سود گزارش شده، اتکا می کنند (مهرانی و عارف منش، 1387).

 

2-1-10سود، تعهدات و جریانات نقد

دو رویکرد اساسی برای کمک به بحث در مورد اهمیت جداگانه جریانات نقدی و یا تعهدات (جاری و غیرجاری[3]) به عنوان اقلام مرتبط با درآمد، وجود دارد. اولین رویکرد در این زمینه، بررسی سودمندی نسبی درآمد و به طور خاص، جریانات نقدی برای پیش بینی جریانات نقدی آتی است. برای مثال، مطالعات اخیر انجام گرفته در ایالات متحده برای بررسی این رویکرد توسط بارث، کرم و نلسون (2001)[4]، برتری جریانات نقدی عملیاتی بر درآمد در پیش بینی جریانات نقدی عملیاتی آتی را نشان می دهد. با این حال، همان طور که توسط سابرامانیام و ونکاتاچالام (2007)[5] اشاره شده است، افق پیش بینی در این آزمون ها نسبتا کوتاه است و در نتیجه، روشن نیست که در این چنین مطالعاتی تا چه حد جریانات نقدی عملیاتی و درآمد نسبت به سایر ارزش های شرکت مقدم هستند. علاوه بر این، جریانات نقدی عملیاتی صرفا به عنوان یک عنصر جریانات نقدی آتی برای تعیین ارزش شرکت استفاده شده است. به عنوان یک نتیجه گیری، ارتباط بین توانایی برتری پیش بینی معیار عملکرد برای جریانات نقدی عملیاتی آتی و ارزشیابی شرکت صرفا به صورت غیر مستقیم است.

مدرس و عباس زاده (1387) به بررسی تحلیلی تاثیر توانایی پیش بینی اجزای تعهدی و جریان های نقدی بر کیفیت سود پیش بینی شده پرداخته اند. نتایج تحقیق آنها حاکی از آن است که با استفاده از سودهای گذشته می توان سود آتی را با حداقل خطای ممکن پیش بینی نمود؛ عملکرد سودها با قابلیت پیش بینی اجزای سود و پایداری آنها رابطه مثبت دارد. هم چنین، تاثیر جزء نقدی در مدل های پیش بینی از اقلام تعهدی بیشتر است و جریان های نقدی توانایی قوی تری در پیش بینی سودها دارد و به طور متقابل می توان از روی سودها، جریان نقدی و از روی جریان های نقدی، سودها را پیش بینی نمود.

ثقفی و هاشمی (1383) رابطه جریان های نقدی عملیاتی آتی و اقلام تعهدی و ارائه مدل برای پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی را بررسی نموده و نتیجه گرفتند که سود حسابداری دارای توانایی پیش بینی جریان های نقدی آتی بوده و سودهای تقسیم شده به دو جزء نقدی و تعهدی توانایی پیش بینی بهتر جریان های نقدی را دارد. هم چنین ارائه اطلاعات درباره سود و اجزای آن نسبت به جریان های نقدی، منجر به قابلیت پیش بینی بهتر و بیشتر جریان های نقدی می گردد.

در مقابل، سایر مطالعات به بررسی این موضوع که آیا تقسیم بندی های درآمد در توضیح بازده و ارزش بازار مفید هستند، پرداخته اند. به نظر می رسد، یک چنین تقسیم بندی هایی ممکن است شامل تجزیه درآمدها به جریانات نقدی و تعهدی یا جریانات وجوه و تعهدات بلند مدت باشد. یک راه تفسیر این نتایج به این صورت است که بپرسیم که آیا، برای مثال، جریانات نقدی عملیاتی یا تعهدات از محتوای اطلاعاتی بالاتری نسبت به درآمد برخوردار هستند یا نه. نمونه ایی از این نوع مطالعات، مطالعه صورت گرفته توسط کومار و کی ریشنال (2008)[6] است، که آنها هم چنین بررسی کرده اند که آیا ضرایب جریانات نقدی و تعهدات با سطح مجموعه فرصت های سرمایه گذاری متفاوت است یا نه، به طوری که آنها پیشنهاد کرده اند، ارزش مرتبط جریانات نقدی و تعهدات می تواند در کلیه شرکت ها و از لحاظ شرایط نیز متفاوت باشد (استارک و همکاران، 2011).

در غیاب گزینه های بالقوه مخدوش، مولفه های سیستم تعهدی سوددهی اطلاعات مفیدی را برای کاربران صورت حساب های مالی علاوه بر جریان نقدی عملیاتی فراهم می کند، از آنجا که سیستم تعهدی تغییرات بالقوه مرتبط با ارزش را در اجزاء ترازنامه به دست می آورد، توسط حسابداری مبتنی بر وجوه نقدی[7] نادیده گرفته می شود. با این وجود، از آنجایی که سیستم تعهدی پایداری کمتری از جریان های نقدی دارند و به این دلیل که تهیه کنندگان صورت حساب های مالی اغلب انگیزه ای برای انتخاب سیاست های حسابداری که صادقانه نشان دهنده عملکرد اقتصادی واقعی شرکت ها باشد ندارند (به عنوان مثال گراهام و همکاران، 2005)، ارزش – ارتباط سیستم تعهدی ممکن است کمتر از جریان های نقدی باشد. در دلیل این استدلال و به نفع سیستم تعهدی و جریان های نقدی مرتبط با آن در ارزشگذاری سهام، شاید تعجب آور باشد که تحقیقات قبلی نتایج متناقضی را در پی داشتند (گارود و هادی، 1998).

بر اساس یافته های کالن و سگال (2004)، شواهدی وجود دارد که در ایالات متحده، مولفه های سوددهی سیستم تعهدی محرک های مهم تری برای بازدهی سهام نسبت به مولفه های جریان نقدی هستند که این مقاله به تعدادی از این موارد اشاره می کند. این اولین مقاله ای است که از روش تجزیه واریانس برای بررسی نقش سیستم تعهدی و جریان نقدی تهیه شده تحت یک نظام جریان نقدی مشترک (صورت حساب های جریان نقدی[8]) و با داده هایی که به طور مستقیم از صورت حساب های جریان نقدی به دست آمده استفاده می کند و نه برگرفته از برآوردهای مورددار ترازنامه (کلاوسورثی و همکاران، 2010)[9].

اسلون (1996) در بررسی رابطه بین مولفه های سوددهی جاری و آتی[10] دریافتند که ضرایب سیستم تعهدی و جریان های نقدی بین 0 و 1 معنی دار است که حاکی از آن است که دو مولفه منجر به بازگشت به میانگین سوددهی می شوند. ضریب سیستم تعهدی کوچک تر از جریان نقدی است که موید بازگشت به میانگین سریع تر سیستم تعهدی نسبت به جریان های نقدی است. از این رو عملکرد سوددهی بالا مربوط به مولفه سوددهی جریان های نقدی به احتمال زیاد پایدارتر از عملکرد سوددهی بالایی است که مربوط به مولفه سوددهی سیستم تعهدی می باشد (سگال و همکاران، 2012)[11].

همه این شواهد نشان می دهد که داده های جریان نقدی بیانگر ارزیابی اطلاعات مربوطه است. با این حال، به صورت غیرمستقیم وجود دارد. تفکیک ساده سوددهی بین درآمد عملیاتی و درآمدهای دیگر سطوح تقریباً برابری از ارزیابی ارتباط را نشان می دهد. این تنها زمانی است که سوددهی، جریان نقدی عملیاتی یا سیستم تعهدی به حد غایت بوده، تمایز بین جریان نقدی عملیاتی و سیستم تعهدی مناسب و ارزیابی سودمند می شود.

 

[1]Hixs (1939)

[2]Barker (2008)

[3]Current and/or Non-Current

[4]Barth, M. E., Cram, D., & Nelson, K. (2001)

[5]SoberAmanyamandVnkataChalam (2007)

[6]Kumar, K. R., & Krishnan, G. V. (2008)

[7] Cash-based Accounting

[8] Cash Flow Statements(FRS)

[9]Clatworthy, M.A., Pong. M., Wong, W.K., (2010)

[10]Current Earnings and Future Earnings

[11]Sehgal, S., Subramaniam, S., Deisting, F., (2012)

دانلود پایان نامه