مفاهیم فرهنگ سازمانی:پایان نامه درباره رفتارشهروندی

دانلود پایان نامه

تعاریف و مفاهیم فرهنگ سازمانی

از ترکیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشه­ای تازه پدید آمده است که هیچ یک از آن دو واژه این اندیشه را در بر ندارد. سازمان یک استعاره برای نظم و تربیت است در حالی که عناصر فرهنگ نه منظم هستند و نه با نظم. فرهنگ کمک می­کند تا درباره چیزی جدای از مسائل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث می­شود نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین می­توان گفت فرهنگ در یک سازمان مانند شخصیت در یک انسان است. مقوله فرهنگ سازمانی اولین بار در دهه 1980 میلادی توسط اوچی[1]،واترمن[2] و دیگران مطرح شد و به دلیل ارتباط فرهنگ سازمانی با عملکرد، مدیران اجرایی نیز به آن علاقه نشان دادند(Ehtesham et al,2011). فرهنگ سازمانی پدیده­ای است که در سازمان است و همه اعضا اتفاق نظر دارند که یک دست ناپیدا افراد را در جهت نوعی رفتار نامرئی هدایت می­کند. شناخت و درک چیزی که فرهنگ سازمان را می­سازد، شیوه­ی ایجاد و دوام آن به ما کمک می­کند تا بهتر بتوانیم رفتار افراد در سازمان را توجیه کنیم.

تعاریف بسیار متعددی از فرهنگ سازمانی شده است؛ اما در این جا سعی می­شود که به برخی از تعریف­های رایج پرداخته شود. برخی از دانشمندان و صاحب نظران بر روی ارزش­های فرهنگ­ سازمانی تاکید کرده­اند. فرهنگ سازمانی نمایانگر ادراک مشترک اعضای سازمانی است که رفتار آن­ها را تحت تاثیر قرار می­دهد. در هر سازمان ، ارزش­ها، نمادها،  مراسم و اسطورهایی وجود دارند که دائماً در طول زمان تغییر می­کنند. این ارزش­های مشترک معین میکنند که کارمندان چگونه جهان خود را درک کرده و به آن پاسخ میدهند(زاهدي؛1389) هسته اصلی فرهنگ سازمانی را ارزش­هایی تشکیل می­دهند که اعضای سازمان همگی با هم در آن مشترک هستند و بر اساس این ارزش­ها، رفتارهای درون سازمانی شکل می­گیرند(Foscarini,2012). علاوه بر این فرهنگ سازمانی مجموعه­ای از ارزش­های کلیدی است که توسط اعضای سازمان به طور گسترده پذیرفته شده است. برخی دیگر بر روی بخش­های نامحسوس و نانوشته در سازمان متمرکز شده­اند؛ لذا فرهنگ را همان چیزی می­دانند که به عنوان یک پدیده درست، به اعضای تازه وارد آموزش داده می­شود و نشان دهنده­ی بخش نانوشته و نامحسوس سازمان است(قهرمان تبريزي و همکاران؛1390).

فرهنگ سازمانی به عنوان مجموعه­ای از باورها و ارزش­های مشترک بر رفتار و اندیشه­ی اعضای سازمان اثر می گذارد و می­تواند نقطه شروعی برای حرکت و پویایی، در راه پیشرفت به شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسی­ترین زمینه­های تغییر و تحول در سازمان است نظر به اینکه برنامه­های جدید تحول بیش­تر به تحول بنیادی سازمانی نگاه می­کند از این رو هدف برنامه­ها تغییر و تحول فرهنگ سازمان به عنوان زیربنا به بستر تحول است. به طور کلی فرهنگ سازمانی ادراکی است که افراد از سازمان خود دارند و چیزی است که نه در سازمان وجود دارد و نه در فرد و ویژگی­های خاصی که در یک سازمان وجود دارد نمایانگر خصوصیات معمول و ثابتی است که سازمان­ها را از یکدیگر متمایز می­کند. فرهنگ سازمانی بستری است به هم پیوسته که اجزا سازمان را بهم می­چسباند. هافستد(1991) فرهنگ سازمانی را برنامه­ریزی جمعی ذهن بیان می­کند که افراد یک سازمان را از سازمان­های دیگر متمایز کند(Hartnell et al,2011).

فرهنگ­های سازمانی شالوده تاریخی دارند. بدین معنی که نمی­توان رابطه فرهنگ سازمانی و تاریخ را از هم جدا کرد و فرهنگ سازمانی بطور ناگهانی و اتفاقی بوجود نمی­آید. بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده­اند که فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می­شود(Kriemadis et al,2012). فرهنگ سازماني اشاره به شيوه زندگي افراد در يك سازمان دارد. به طور كلي فرهنگ به عنوان اعتقادات، ارزش ها، قوانين، هنجارها، نمادها و سنت هاي مشترك گروهي از افراد تعریف میشود(نرگسیان و همکاران؛1390).

فرهنگ سازمانی مینیاتوری از فرایندهای کلان فرهنگی محیط سازمان است، به گونه ای که هر سازمان، جنبه هایی از فرهنگهای ملی، منطقه ای، صنعتی، شغلی و حرفه­ای را که در آنها فعالیت میکنند، نمایش میدهد (هادوی نژاد و همکاران؛ 1390).

[1] -Ouchi

[2] -Waterman

دانلود پایان نامه