مفهوم بازاریابي سبز:پایان نامه درباره بازاریابی

دانلود پایان نامه

بازاریابي سبز[1]

با بروز تغييرات جديد در معادلات جهاني، افزايش رقابت در ميان سازمان ها، روند رو به رشد جمعيت، گرم شدن زمين و آلودگي محيط زيست بتدريج مفاهيم نويني در بازاريابي كالاها و محصولات، وارد ادبيات ساختاري شركت ها شده اند. از اين رو يكي از مهم ترين رويكرد ها، وراي دغدغه هاي هميشگي سازمان ها، مباحث مربوط به مسووليت اجتماعي و تعهد سازمان ها در قبال حفظ محيط زيست است. اين مهم با گسترش آگاهي مشتريان نسبت به سلامت جسمي و رواني خود و افزايش حساسيت آنان در قبال محيط زيست، نمود بيشتري پيدا كرده است. از اين رو مفهوم بازاريابي سبز و اتخاذ سياست هايي براي جايگاه يابي در اذهان مشتريان، براي مديران و متوليان صنايع مختلف، به عنوان گامي در جهت دستيابي به مزيت رقابتي پايدار در ميان رقبا مطرح مي شود. در سال هاي اخير به علت حجم بالاي آلودگي هاي محيطي، كه مستقيما ناشي از توليدات كارخانجات صنعتي است، حساسيت جامعه و مشتريان نسبت به مسائل زيست محيطي افزايش يافته و شركت ها درصدد بهره گيري از اين فرصت هستند. بدين مفهوم كه اگر سازمان ها بتوانند نيازها و نگراني هاي محيطي مشتريان شان را برطرف كنند، محصولات و كالاهايشان از سوي مشتريان بيشتر مورد استقبال قرار خواهد گرفت. درواقع، نیاز مصرف کنندگان به محصولات دوستدار محیط زیست موجب به وجود آمدن فلسفۀ جدیدی از بازاریابی با عنوان بازاریابی سبز شده است.

تاکنون در زمینۀ بازاریابی سبز  تعاریف مختلفی اراﺋﻪ گردیده که جامعترین و بهترین آنها توسط پولنسکی[2] در سال 1994 اراﺋﻪ شد. وی بیان می کند: “بازاريابي سبز يا محيطي شامل تمام فعاليتهايي است که براي ايجاد و تسهيل مبادلات به منظور ارضاي نيازها و خواسته‌هاي بشري طراحي مي‌شود به طوري که اين ارضاء نيازها و خواسته‌ها با حداقل اثرات مضر و مخرب روي محيط زيست باشند”. نکته مهمي که بايد به آن اشاره نمود اين است که در بازاريابي سبز بايد اظهار شود که کمتر به محيط زيست آسيب مي‌رسد نه اينکه اصلاً به محيط آسيب نمي‌رسد. شرکت ها فعالیت های سبز را به دلایل مختلفی انجان می دهند. در برخی موارد شرکتها مساﺋل محیط زیستی را با ﺁغوش باز پذیرفته اند، زیرا ﺁنها دریافته اند که موظف اند نسبت به طبیعت ﻣﺴﺋﻮلانه رفتار کنند. در واقع مي‌توان اظهار داشت که شرکتها از طريق بازاريابي سبز يک مزيت رقابتي را در مقابل شرکتهاي غير مسئول به دست مي‌آورند. نمونه‌هاي فراواني از شرکتهايي وجود دارند که تلاش مي‌کنند تا در مقابل محيط بيشتر مسئوليت‌پذير باشند تا بتوانند بهتر نيازهاي مصرف کنندگان را ارضا کنند. مثلاً توليد کنندگان تيونا، تکنيک هاي ماهيگيري را اصلاح کردند چرا که دلواپسي مردم نسبت به تورهاي ماهيگيري و در نتيجه مرگ دلفين‌ها بالا رفته بود (Polonsky & Rosenberger 2001).

در بازاریابی سبز، مفاهیم سبز دیگری نیز وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: تولید سبز، برند های سبز، مصرف کنندگان سبز و محصولات سبز.

 

2-2-1) تولید سبز[3]

اصطلاح تولید سبز ابداع شد که منعکس کنندۀ الگوهای جدید تولید باشد که تکنیک ها و استراتژی های سبز مختلفی را به کار می گیرند تا مزیت اقتصادی بیشتری داشته باشند. این استراتژی ها شامل ایجاد محصولات یا سیستم هایی است که مواد و انرژی کمتری را مصرف می کنند، جایگزینی مواد اولیه ( به عنوان مثال: مواد غیر سمی به جای مواد سمی، مواد تجدیدپزیر به جای مواد تجدید ناپذیر)، کاهش ضایعات تولید و تبدیل آنان بار دیگر به مواد اولیه (بازیافت) (Deif, 2011).

از میان تمام الگو های تولید قبلی، این شیوۀ تولید یک تکنولوژی جدید است که مورد نیاز بازار می باشد. در واقع آگاهی هایی که در سطح وسیع جهانی نسبت به خطرات محیط زیستی به وجود آمده است، تولید  جدیدی را ایجاد کرده است که در جایگاه های مختلف نیازهای گوناگونی برای مشتریان ایجاد کرده اند. به علاوه، تکامل یافتن تکنولوژی سبز و همراهی آن با طراحی محصولات دوستدار محیط زیست، به درک اهداف تولید سبز در زندگی واقعی کمک می کند. هر چند علاقه به تولید سبز در جوامع صنعتی در حال افزایش است، اما فشار ها از طرف دولت ها برای تبدیل شدن به تولید کنندگان سبز نیز در حال افزایش است. اتحادیۀ اروپا، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی، آسیا، تمامی کشور های جهان و حتی سازمان ملل در حال توسعه دادن برنامه های بیشتر، جریمه ها و تشویق های مالیاتی یا تعهداتی برای سبز تر شدن هستند. بنابراین زمانیکه جهانی فکر می کنیم، تکنیک های تولید سبز، بیشتر و بیشتر به  جای یک گزینه، در حال تبدیل شدن به یک حکم و دستور هستند .

 

2-2-2) برند سبز[4]

از آخرين فلسفه هايي كه در بازاريابي مورد توجه قرار گرفته و فيليپ كاتلر، به عنوان پدر علم بازاريابي نوين به آن مفصلاً پرداخته، فلسفه بازاريابي اجتماعي است. بر اساس اين فلسفه شركت ها بايستي منافع مثلثي از ذي نفعان را تامين كنند. اين مثلث عبارت است از مشتريان، خود شركت و جامعه. در واقع اين روزها شركت هايي بسيار موفقند كه، منافع اجتماعات انساني و تمام ذي نفعان را نيز در نظر گيرند كه بخشي از اين منافع با توجه به پرداختن به مسائل محيط زيست حاصل مي شود. برندهايي كه ادعاي محافظت از محيط زيست داشته و مشتريان با خريد آنها، حساسيت و تعهد خود به محيط زيست را نشان مي دهند، برند سبز ناميده مي شوند (Polonsky, 1994). تعداد اين برندها كه براي مشتريان حساس به حفاظت از محيط زيست عرضه مي شوند، هر روز بيشتر از گذشته شده و همواره نمونه هاي جديدي از آنها متولد مي شود. برندهاي سبز ضمن افزودن مزيتي منحصر به كالا، تصوير ذهني و جايگاه كالارا نزد مشتريان ارتقاﺀمي دهند، به همين دليل بسياري از شركت ها در پي مطرح كردن خود به عنوان برند سبز هستند.

 

2-2-3) مصرف کنندگان سبز[5]

مصرف کنندۀ سبز به مصرف کننده ای اطلاق می شود که در رفتار خرید، فعالیت های مرتبط با بازار و همچنین در عادات مصرفی خود نگران محیط زیست هستند و تأثیر رفتارشان را بر محیط طبیعی اطرافشان در نظر می گیرند. البته این نگرانی ها تنها در مورد کالاها نیست، در مصرف کنندگان سبز چگونگی مسافرت کردن و مکانی که برای انجام کار یا گذراندن تعطیلات انتخاب می کنند نیز امکان دارد تحت تأثیر محیط زیست انتخاب گردد. به طور کلی به هر مصرف کننده ای که رفتار های محیط زیست دوستانه از خود نشان می دهد مصرف کنندۀ سبز گفته می شود. استرن[6] رفتار تأثیر گذار بر محیط زیست را اینگونه تعریف می کند: ” محدوده ای از رفتار که میزان دسترسی به منابع یا انرژی های طبیعی را تغییر داده یا اینکه ساختار و پویایی اکوسیستم یا فضای زیست واقعی را تحت تأثیر قرار می دهد”.

رفتار های سبز مصرف کنندگان را می توان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد. دستۀ نخست، رفتار های مرتبط با کاهش مصرف منابع انرژی است که آن را رفتارهای کوتاه سازی نامیده اند و دستة دوم، رفتار ها و تصمیمات خریدی را شامل می شود که به آن رفتار های خرید سبز می گویند. رفتار های کوتاه سازی ( مانند استفادۀ کمتر از اتومبیل شخصی، کاهش دمای لوازم گرمایشی و یا کاهش مصرف آب و برق ) به طور معمول احتیاج به صرف هزینۀ اضافی ندارند و اغلب لازمۀ آنها تغییر در عادات مصرف فردی است. ولی رفتار های خرید سبز اغلب در کوتاه مدت، هزینۀ اضافی به دنبال خواهند داشت. خرید کالاهای سبز، عایق کاری منزل با تجهیزات جدید، خرید لامپ های کم مصرف و یا خرید اتومبیل های کم مصرف و دوستدار محیط زیست از جمله رفتار های خرید سبز هستند.

لازمۀ بازاریابی مؤثر محصولات سبز، شناخت بخش های مختلف مصرف کنندگان سبز موجود در بازار است. پژوهشگران از متغیر های جغرافیایی، جمعیت شناختی، روان شناختی و رفتاری متفاوتی برای تقسیم بندی و تعیین نیم رخ مصرف کنندگان سبز استفاده کرده اند. گینزبرگ و بلوم[7] مصرف کنندگان سبز را بر اساس رفتارهای محیط زیست دوستانه آنها به پنج دستۀ زیر تقسیم کرده است.

  • سبز های واقعی[8]: این دسته از مصرف کنندگان سبز دارای ارزش های محیط زیستی قویی هستند وتمایل شدیدی به شرکت در فعالیت ها و تشکل های حامی محیط زیست دارند. این گروه که حدود 9% از کل مصرف کنندگان سبز را تشکیل می دهند، به شدت از خرید محصولات تولید کنندگانی که به محیط زیست توجه نمی کنند، امتناع می ورزند.
  • سبز های کم رنگ[9]: این بخش از مصرف کنندگان سبز که حدود 6% کل را تشکیل می دهند بر خلاف سبزهای واقعی تمایل زیادی به عضویت در تشکل های حامی محیط زیست ندارند، ولی نسبت به خرید محصولات سبز علاقه نشان می دهند.
  • سبز های تازه وارد[10]: سبز های تازه وارد تنها نگران محیط زیست هستند و در عمل کمتر حاضر به پرداخت اضافه قیمت برای محصولات سبز می شوند. این دسته از مصرف کنندگان سبز را که 31% از کل مصرف کنندگان را تشکیل می دهند، می توان با استراتژی های بازاریابی سبز مناسب، آنها را ترغیب به خرید محصولات سبز نمود.
  • بدبین ها[11]: سطح دانش زیست محیطی ذر مصرف کنندگان بدبین بسیار پایین است به همین دلیل این گروه که 19% از کل مصرف کنندگان سبز را تشکیل می دهند، معتقدند محصولات سبز از کارایی و کیفیت پایینی برخوردارند و ادعای تولیدکنندگان در رابطه با این محصولات تنها برای افزایش فروش است.
  • تیره های واقعی[12]: این گروه از مصرف کنندگان بیشتر درگیر مشکلات روزمرۀ خود هستند و نسبت به مشکلات و مساﺋﻞ محیط زیستی بی توجه می باشند.

در رابطه با شناسایی نیم رخ مصرف کنندگان سبز نیز پژوهش های متعددی در کشور های مختلف انجام گرفته است. در اکثر پژوهش های انجام شده، پژوهشگران به شناسایی ویژگی های جمعیت شناختی مصرف کنندگان سبز پرداخته اند. دیمانتوپولوس و همکارانش[13] در مرور جامعی، نتایج پژوهش های تجربی که تأثیر متغیر های جمعیت شناختی مختلف را بر دانش، نگرش و رفتار زیست محیطی مصرف کنندگان سبز بررسی کرده بودند را مورد مطالعه قرار داده اند، که بر این اساس مهمترین متغیر های مؤثر عبارت بووده اند از سن، جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی مصرف کنندگان. بر اساس یافته های پژوهش تحصیلات و طبقۀ اجتماعی  رابطۀ مستقیمی با رفتار های سبز از سوی مصرف کنندگان دارد و تحصیلات مهمترین عامل در این چهار عامل می باشد و دو عامل سن و جنسیت بستگی به شرایط و محیط زندگی افراد دارند.

 

2-2-4) محصول سبز[14]

هدف های اکولوژیکی در طراحی محصولات به کاهش مصرف منابع و آلودگی و افزایش بقای منابع کمیاب منجر می شود. اصطلاح سبز هنگامی به یک محصول اطلاق می شود که عملکرد زیست محیطی و اجتماعی آن در تولید، استفاده و دفع، در مقایسه با سایر کالا های رقیب به طرز قابل توجه ای بهبود یافته باشد (Peattie, 1995). به طور کلی محصولات سبز یا دوستدار محیط زیست به محصولاتی گفته می شود که محیط زیست را آلوده نمی کنند، منابع طبیعی را هدر نمی دهند و یا قابل بازیافت هستند. محصول سبز به حفظ و بهبود محیط طبیعی یا حفظ انرژی و یا منابع و کاهش یا حذف استفاده از مواد سمی، آلودگی و ظایعات کمک می کندChen & Chai, 2010) ). در مبنای کلی می توان آن را محصولی تعریف نمود که زیان های زیست محیطی کمتری ایجاد نماید.

در جدول زیر مهم ترین تعاریف آکادمیکی که از زمان پیدایش مفهوم محصول سبز به عمل آمده تا به امروز تقریباً اراﺋﻪ شده است.

 

 

جدول (2-1). تعاریف اراﺋﻪ شده در زمینۀ محصول سبز و مفاهیم سبز آن

سال نویسندگان تعاریف
 

2009

 

Liu and Wu

محصولاتی که توابع و ایده های استفاده از آنها در ارتباط اند با فرایند بازاریابی مواد، تولید، فروش، بهره برداری و در دسترس بودن ضایعات برای بازیافت تا کاهش آلودگی هوا و صرفه جویی در انرزی.
 

 

2009

 

 

Albino, Balice & Dangelico

محصولی که طراحی شده است تا تأثیرات زیست محیطی خود را در تمام چرخۀ زندگیش به حداقل برساند. به طور خاص، منابع تجدید ناپذیر در کمترین حد، استفاده شود، از مواد سمی دوری شود و استفاده از منابع تجدیدپذیر، در رابطه با نرخ تجدیدپذیری شان افزایش یابد.
 

 

 

2009

 

 

 

Wagner

نوآوری های زیست محیطی: نقش بازیگران مربوطه ( شرکت ها، خانواده ها ) که:

1-     ایده ها، رفتار و محصولات و فرآیند های جدیدی را توسعه می دهند، آنان را معرفی می کنند.

2-     کمک به کاهش بار زیست محیطی می کنند.

 

2008

 

Triebswetter & Wackerbauer

نوآوری های زیست محیطی: تغییرات فنی-اقتصادی، سازمانی، اجتماعی و نهادی که منجر به بهبود کیفیت محیط زیست می شوند.
 

 

 

2008

 

 

 

Pickett-Baker & Ozaki

تعریف محصولات سازگار با محیط زیست پیچیده است. به معنای دقیق، هیچ چیزی واقعاً به عنوان سازگار با محیط زیست یا سبز وجود ندارد، از آنجایی که تمامی محصولاتی که همه روزه می خریم، استفاده می کنیم و یا دور می اندازیم، تأثیرات منفی زیست محیطی در بعضی از مراحل چرخۀ زندگی مان خواهد داشت.
 

2008

 

Eerola & Huhtala

غذاهای ارگانیک: تولید آنان اثرات زیست محیطی کمتری دارد. اما در تولید غذاهای ارگانیک اغلب تصور می شود که آنان ویژگی های مصرفی متفاوتی از نمونه های عادیشان دارند.
 

 

2007

 

 

D’Souza & Khosla

چیزی که نشان دهندۀ دستاوردهای مهمی در کاهش اثرات زیست محیطی است، آنها همچنین ممکن است با استراتزی های بازیافت، محتوای بازیافتن، کاهش بسته بندی یا استفادۀ کمتر از مواد سمی باشد.
 

2007

 

Chen

توسعه محصول سبز، مساﺋﻞ زیست محیطی را به وسیلۀ طراحی محصول و خلاقیت بیان می کند.
 

 

2006

 

 

Hartmann & Apaolaza Ibanez

ویژگی های محصول سبز ممکن است به طور محیط زیستی، فرایند های تولید سازگار با محیط زیست، استفاده از محصول مناسب یا حذف محصولباشد، که در مقایسه با محصولات متفاووت رقیب جلب توجه می کند.
 

 

2006

 

 

Chen & Wen

خلاقیت سبز: سخت افزارها یا نرم افزار های خلاقانه ای که با محصول سبز یا فرایندهای آن، شامل خلاقیت در تکنولوژی ها که دخیل در صرفه جویی در انرژی، جلوگیری از آلودگی، بازیافت زباله ها، طراحی محصولات سبز یا هماهنگی و سازگاری با محیط زیست می باشندف در ارتباتند.
 

2005

 

Parthasarathy, Hart, Jamro & Miner

 

بازدۀ محیط زیستی، فرآهم آوردن شناخت اولیه و تشخیص اولیه و همچنین تشخیص سیستماتیک اقتصادی است و فرصت های زیست محیطی و خطرات موجود در فعالیت های حال و آیندۀ تجاری را تخمین می زند.
 

2005

 

Wee & Quazi

سبز بودن براساس یک هدف کلی تعریف می شود: کاهش اتلاف و افزایش بازدۀ منابع.
 

2005

 

Ferraro, Uchida  & Conrad

کالاهای ناخالص عمومی شامل محصولات خصوصی ( به عنوان مثال، عسل جنگل های بارانی ) همراه با کالاهای عمومی مشترک ( به عنوان مثال، حفاظت از تنوع زیستی ).
 

 

2005

 

 

Kleindorfer, Singhal & Wassenhove

عملیات مدیریت پایدار: مجموعه ای از مهارتها و مفاهیم که به شرکت اجازه می دهد که فرآیند تجاری خود را برای بدست آوردن بازدۀ رقابتی در بازار سرمایه، بدون فداکردن نیازهای مشروع سهام داران و ذینفعان داخلی و خارجی خود، شکل داده و مدیریت کند.
 

 

2005

 

 

Gurau & Ranchhod

محصول زیست محیطی: محصولی که با استفاده از مواد غیر سمی و دوستدار محیط زیست تولید شده و به وسیلۀ یک سازمان به رسمیت شناخته شدۀ معتبر، گواهس شده است. مانند: SKA در هلند، BIOKONTROL در لهستان،  INACیا  QCLI در آلمان.
 

 

2004

 

 

Huang, Gumley, Strabala, Li et al.

محصولات شبکۀ IMAPP می تواند اطلاعات فوریه دولتی، تحصیلی، اقتصادی و بخش های تحقیقی را برای کاربرآن بخش هایی مانند، نظارت شدید آب و هوا، تشخیص آتش سوزی جنگل،مدیریت شیلات، پیش بینی آب و هوا، ایمنی حمل و نقل هوایی و پیش بینی یخ بندان، فراهم آورد.
 

2003

 

Eichner & Pethig

طراحی سبز: عبارت است از اینکه تولید کنندگان، صراحتاً مساﺋﻞ زیست محیطی و امور مربوط به بازیافت را با طراحی محصولات و تصمیمات ساخت ترکیب می کنند.
 

2003

 

Osada

محصول سبز چیزی است که منجر به حفاظت و یا حفظ محیط زیست می شود.
 

2003

 

Pujari, Wright & Peattie

طراحی محصول برای محیط زیست به این صورت تعریف شده: عملی که به وسیلۀ آن ملاحظات زیست محیطی به صورت یکپارچه در محصول و فرآیند مهندسی و طراحی آن نمود پیدا می کند.
 

2003

 

Tanner & Kast

غذای سبز: عاملی که سبب تغییرات در زنجیره های غذایی می شود، مانند: تغییرات در تولید، شیوهای تجارت یا مصرف و همگی گام هایی حیاتی در تلاش برای توسعه پایدار می باشند.
 

2003

 

Magerholm

بهره وری زیست محیطی: محصول و یا ارزش خدمات هر عامل زیست محیطی ( شاخص بهره وری زیست محیطی  شاخص کارایی اقتصادی/ شاخص کارایی زیست محیطی).
 

2002

 

Janssen & Jager

محصولاتی با طراحی های جایگزین به طوریکه در طول چرخۀ عمر  آن منابع فیزیکی کمتری مورد نیاز ش است.
2001 Dosi & Moretto با ویژگی های زیست محیطی سازگار باشد.
 

2001

 

Mebratu

تولید محیط زیستی: ایجاد ملاحظات زیست محیطی در تصمیم گیری ها و عملایات روزانه تولید.
 

2000

 

Stafford, Polonsky & Hartman

اتحاد سبز به دنبال منافع مشترک زیست محیطی، اجتماعی و تجاری و ترغیب و تشویق به کارآفرینی سبز می باشد.
2000 Anonymous محصولاتی که سازگار با محیط زیست هستند.
 

1997

 

Roarty

کسب و کار سبز: دور شدن از آسیب رساندن به محیط زیست و حرکت به سمت محصولاتی که سازگار با محیط زیست می باشند.
1997 Marron محصولاتی که سبب ایجاد محیط زیست برتر می شوند.
1996 Chan محصولاتی که دوستدار محیط زیستند.
1995 Schuhwerk & Lefkoff-Hagius محصولاتی که برای محیط زیست کمتر مضر می باشند.
 

1994

 

Davis

سازگار با محیط زیست یا از نظر اکولوژیکی امن که برای محیط زیست ضرری ندارد و در عوض فایده دارد.
1993 Berman محصولات صوتی سازگار با محیط زیست
 

1991

 

Weber

محصولاتی که ادعا می شود سازگار با محیط زیست هستند و تجزیه پذیر می باشند.
 

1990

 

Schorsch

آنهایی که: 1- به طور طبیعی رشد می کنند. 2- از مواد تجزیه پذیر تولید شده اند. 3- حاوی فسفات نیستند و یا مقدار خیلی کمی از آن را شامل می شوند. 4- بر روی حیوانات ازمایش نشده اند.
 

1977

 

Harmon

هزینه های محصولات زیست محیطی، هزینه های درگیر در حداقل رساندن اثرات نامطلوب محصول در محیط زیست ناشی از استخراج مواد خام، تولید، مصرف و دفع آن است.
 

1975

 

Herberger

محصولات اکولوژیکی، محصولاتی هستند که از بین تمام ویژگی های محصول، همزیستی با محیط زیست، قابل شناخت، قابل درک و قابل عرضه در بازار می باشند.

 

همچنین با توجه به تحقیقاتی که مطرح ترین محققان در حوزۀ بازاریابی سبز و محصولات سبز انجام داده اند می توانیم معیار هایی که براساس آن یک محصول را سبز قلمداد کرد، در جدول زیر نشان دهیم.

 

جدول (2-2). معیار های سبز بودن محصول

ردیف نویسندگان معیار سنجش
 

 

1

براین و همکارانش، 2011

کامان لی، 2008

ماهن، 2005

گیورا و رانچهود، 2004

پولنسکی و راسنبرگر، 2001

 

 

حاوی عناصری است که برای محیط زیست مضر نیست.

 

2

دانگلایک و همکارانش، 2009

کامان لی، 2008

پولنسکی و همکارانش، 2001

 

از نظر مصرف انرژی کاراﺋﻰ داشته باشد.

 

3

چن و چای، 2010

دانگلایک و همکارانش، 2009

کامان لی، 2008

 

از موادی ساخته شده باشد که قابلیت بازیافت را برای محصول فراهم نماید.

 

4

دانگلایک و همکارانش، 2009

گیورا و همکارانش، 2004

 

فرآیند تولید آن محیط زیست دوستانه باشد..

5 دانگلایک و همکارانش، 2009 آلودگی محیطی کمتری را ایجاد نماید

 

محصولات با بسته بندی های قابل بازیافت یا قابل استفادۀ مجدد، لامپ های کم مصرف، مواد شوینده و پاک کننده هایی که عناصر سازندۀ آنها در محیط زیست تجزیه پذیر می باشند و همچنین محصولات غذایی کشاورزی و دامی نمونه هایی از محصولات سبز هستند.

چگلمیلچ و همکارانش[15] (1996)، نیز در مطالعات خود کالاهای سبز را به چند طبقه تقسیم نموده اند از جمله، کالاهای سبز عمومی، محصولات کاغذی قابل بازیافت، محصولات غذایی سبز ، محصولات سازگار با محیط زیست، گازهای سازگار با لایه اوزون و محصولاتی که از نظر مصرف انرژی کاراﺋﻰ دارند. در این پژوهش بر روی محصولات غذایی سبز یا همان ارگانیک تمرکز شده است.

 

  1. Green Marketing
  2. 1. Polonsky, 1994

2 . Green Production

  1. 1. Green Brand
  2. 2. Green Consumer
  3. Stern, 2000
  4. 1. Ginsberg & Bloom, 2004
  5. 2. Real Greens

3 .The pale greens

  1. 4. The New Greens
  2. 5. Pessimists
  3. 2. The actual dark
  4. 3. Diamantopoulos et al., 2003
  5. 4. Green Product

1 . Schlegelmilch et al., 1996

دانلود پایان نامه