نظریه هوش ،پایان نامه درباره هوش فرهنگی

دانلود پایان نامه

 دلالت‌های نظریه هوش چند گانه برای برنامه‌های درسی و آموزش

نظریه‌های علمی را به دستور العمل اجرایی و کاربردی خاص نمی توان ترجمه کرد، به همین دلیل روش‌های علمی گوناگون با الهام از یک نظریه علمی پا به عرصه ی وجود گذارد. به دیگر سخن از نظریه‌های علمی و تبیینی نمی توان انتظار داشت که شیوه‌هایی خاص را تجویز کنند و بدین گونه عمل را تحت تأثیر مستقیم خود قرار دهند. به زعم یکی از صاحب نظران، این نوع نظریه‌ها تنها راهنمایی مناسب برای هدایت جریان تفکر و تصمیم گیری می‌توانند باشند که با واسطه خلاقیت معلم و مربی و برنامه ریزی شکل غیرمستقیم و به صور گوناگون صحنۀ عمل ظاهر می شوند.‌ (هریس، 1988).

نظریه گاردنر از این قائده مستثنی نیست و در نتیجه دستور العملی واحد برای نظام‌های آموزشی نمی توان از آن استخراج کرد. به همین سبب کاربرد نظریه هوش چند گانه، اشکال و صورگوناگون به خود گرفته که حاکی از ترکیب و تلفیق اصول منبعث از نظریه با تجربه، خلاقیت و حساسیت‌های کاربران است. در این بخش ابتدا به تحلیل کلی دلالت‌های نظریه گاردنر برای رویارویی با پدیده تفاوتهای فردی در عرصه تعلیم و تربیت می‌پردازیم و سپس دلالت‌های خاص نظریه برای برنامه درسی و آموزش ارائه خواهد شد. از این رونخست به دو اصل مستخرج از نظریه مورد بحث اشاره می‌کنیم که می‌تواندهادی راهکارهای علمی همسو با آن باشد.( گاردنر،1990، ص 22).

اصل نخست: افراد، دارای ذهن‌های یکسان نیستند و مجموعه توانائیهای ذهنی هر فرد با فرد دیگر متفاوت است. علاوه بر این، نیم رخ هوشی افراد ثابت نمی ماند و در طول زمان تغییر می‌کند.

اصل دوم:حیات بشر کوتاه است، و برای همه افراد امکان فراگیری همه چیز و پیشرفت درهمه زمینه‌ها وجود ندارد. از این رو، در مقطع مناسبی باید گزینش و انتخاب صورت پذیرد. بدین منظور نظام آموزشی بویژه در دوره آموزش عمومی باید به سمت گسترش مدارسی که در آن تجلی طیف هوش‌های چندگانه دانش آموزان فراهم است پیش برود تا فرصت بروز و ظهور برجستگی‌های هوشی فراهم شود و در مقاطع تحصیلی بالاتر امر گزینش و تمرکز بر ظرفیت‌های هوشی خاص امکان پذیر گردد.

نکته قابل ذکر این است که علایق تعلیم و تربیتی گاردنر سبب شده است که فعالانه در جهت بسط کاربرد نظریه هوش چند گانه وارد عمل شود و آثاری در این زمینه ارائه نماید.

به دیگر سخن نظریه هوش چند گانه در واقع پارادایم جدید است که دست اندرکاران تعلیم و تربیت را با افقی جدید از رسالت‌ها و مأموریت‌ها و در نتـیجه برنامه‌ها و سیاست‌های اجرایی رو برو می سازد. این اندیشه را از آن جهت که ویژگی انسانی بیشتری را به نظام‌های تعلیم و تربیت می‌بخشد باید پاس داشت و از دشواریهای عمل به دلالت‌های آن استقبال کرد.

دلالت‌ها یا کاربردهای عملی نظریه هوش چند گانه محدود به موارد ذکر شده نیستند و بر اساس شناخت و آگاهی باید در انتظار کاربردهای نو آورانه معلمان، مربیان و برنامه ریزان بود. نکته مهمی که به لحاظ اجرایی در زمینه کوشش‌های ناظر به تنوع بخشیدن به برنامه‌ها و فعالیتها در نظام آموزشی باید متذکر شد آن است که تدارک دیدن محیطی که زمینه ساز پرورش انواع و اقسام هوش با اتکا به منابع محدود درون مدرسه باشد دشوار و شاید ناممکن بنماید. بنابر این آنچه از نهادهای آموزش انتظار می‌رود، مدیریت استفاده از منابع و امکانات بالقوه و بالفعل آموزشی در جامعه، و به ویژه جامعه محلی است که در این میان فرصت‌های یادگیری خارج از مدرسه جایگاهی ویژه دارد. بدین شکل و با یاری گرفتن و فرا خواندن کلیه فرصت‌های موجود در جامعه،مدارس شانس بیشتری برای ایجاد انطباق میان قابلیت‌های گوناگون دانش آموزان با محیط‌های یادگیری پیدا می‌کنند. همچنین کاربرد فن آوری جدید اطلاعاتی و ارتباطی (ICT)ظرفیت و پتانسیلی کم نظیر را به منظور بسط، گسترش و تنوع بخشیدن به روش‌های یادگیری متناسب با انواع هوش در خدمت نظام‌های آموزشی قرار می‌دهد که از آن باید هوشمندانه بهره گرفت.

 

 

دانلود پایان نامه