ضریب پایداری اقلام تعهدی:پایان نامه درباره اقلام تعهدی

ضریب پایداری اقلام تعهدی

۲-2-3-1) رابطه بين اقلام تعهدي و بازده سهام

در پژوهش های حسابداري به ارتباط بين كيفيت سود حسابداري و بازده سهام توجه زيادي شده است، چراكه سرمايه گذاران در پيش بيني مبلغ، زمان و عدم اطمينان وجوه نقد دريافتي از محل سود تقسيمي یا بهره و وجوه حاصل از فروش يا بازخريد قبل از سررسيد اوراق بهادار بايد تصميم بگيرند و كيفيت سود براي آنها مهم است. درواقع، سود دوره جاري و سودهاي گذشته مي توانند شاخصي براي پيش بيني سود دوره هاي آتي باشند و ثبات و دوام اين سودها منجر به افزايش كيفيت سود خواهد شد. دراكثر پژوهش های حسابداري سود به دو بخش تعهدي و نقدي تفكيك شده است و اثر هر كدام از اين اجزا، در اندازه گيري عملكرد واحد تجاري، بازده سهام، ارزش شركت و ساير موارد، مورد آزمون قرارگرفته است. با وجود اهميت پيش بيني سود و بازده سهام براي سرمايه گذاران، مشاهده مي گردد كه سرمايه گذاران در پيش بيني هاي خود دچار اشتباه شده و در نتيجه قيمت گذاري اشتباه سهام، بازده هاي غيرعادي ايجاد شده كه به كاهش كارايي بازار منجر شده است. طبق فرضيه بازار كارا كه در مطالعات بازار سرمايه توسط فاما(1972) معرفي شد، زماني كه قيمت ها منعكس كننده تمام اطلاعات دردسترس باشد، سرمايه گذاران قادر به كسب بازده هاي غيرعادي  نخواهند بود(وو جین و همکاران، 2009).

 

۲-2-3-2) ضریب پایداری اقلام تعهدی سودحسابداری و پیامدهای آن

در بسياري از مطالعات اخير، بررسي مي شود كه آيا كارايي در بازارهاي مختلف وجود دارد يا خير؟ در واقع، در بسياري از اين پژوهش ها ، حضور سرمايه گذاراني كه سبب بر هم خوردن كارايي بازار  مي شوند، موردبحث بوده است. اسلون(1996)، مونتاير(2002)، پنكاس(2005) و لافوند(2005) همگي اتفاق نظردارند كه سرمايه گذاران زماني كه به گزارش هاي مالي واكنش نشان مي دهند، نبايدصرفاً به نتيجه نهايي (سود خالص) توجه كنند. پژوهش های آنها نشان مي دهد كه اجزاي متفاوت سودهاي گزارش شده، ثبات و پايداري متفاوتي دارندو معيارهاي متفاوتي از قابليت پيش بيني ارائه مي كنند. بنابراين، يك سرمايه گذار معقول نه تنها بايد به سود خالص توجه كند، بلكه بايد بررسي نمايد چه ميزان از سود در خلق ارزش جريان نقدي  پايدار است (ژانگ، 2007).

اسلون(1996) استدلال مي كند كه سرمايه گذاران زماني كه انتظاراتشان را ازسود شركتها شكل مي دهند، تمايل دارند تا پايداري اقلام تعهدي را بيش از واقع و پايداري جريان هاي نقدي را كمتر از واقع ارزيابي كنند و در اين صورت، رابطة منفي بين اقلام تعهدي و بازده آتي سهام ايجاد مي شود. اسلون اين رابطة منفي را اقلام تعهدي خلاف قاعده ناميده است و وجود سرمايه گذاران بي تجربه را علت ايجاد اقلام تعهدي خلاف قاعده مي داند (ژانگ، 2007).

مفاهيم اقلام تعهدي خلاف قاعده، چالشي اساسي براي بازارهاي سهام كه كارايي نيمه قوي دارند، محسوب ميشود. اسلون(1996) اثبات كرد كه بازار سهام امريكا در بيش از واقع وزن دادن به جزء تعهدي سود و كمتر از واقع وزن دادن  به جزء نقدي سود و به عبارتي، در قيمت گذاري اشتباه نقش داشته است. اين رفتار نشان ميدهد كه بازار، سهام شركت ها را اشتباه قيمت گذاري خواهد كرد. زيرا تفسير اشتباه از پايداري جريان نقدي و اقلام تعهدي در پيش بيني سود عملياتي، توسط اعضاي بازار براي شركتهايي با بالاترين(پايين ترين) اقلام تعهدي، سود يك سال پيش روي بالاتر(پايين تر) را پيش بيني مي كنند و از آنجايي كه بين سود و بازده رابطه مثبتي وجود دارد، بنابراين، بازده آتي و به دنبال آن قيمت سهام نيز تحت تأثير تفسير اشتباه سرمايه گذاران از پايداري اجزاي سود قرار مي گيرد ودر نتيجه، اقلام تعهدي خلاف قاعده و قيمت گذاري اشتباه باعث مي شود كه معيارهاي اقلام تعهدي، بازده هاي غيرعادي آتي را پيش بيني كنند(هیربار و کولینز[1]، 2010).

 

 

۲-2-3-3) رابطه ی پایداری اقلام تعهدي و سودهاي آتي

ميزان مربوط بودن سودهاي جاري براي پيش بيني سودهاي آتي، به پايداري سودها بستگي دارد. چنانچه

سرمايه گذاران موفق به تشخيص اجزاء پايدار سود شوند، احتمالاً سودهاي آتي را به خوبي پيش بيني خواهند كرد و چون سود گزارش شده مهمترين منبع اطلاعاتي پرداخت سود آتي شركت محسوب مي  شود، بنابراين، با در اختيار داشتن اين پيش بيني ها ممكن است ميزان سود نقدي آتي خود را بهتر برآورد

نمايند. از آنجا كه اقلام تعهدي به گونه اي تعديلات جريان نقدي را نشان مي دهد و مجموع آن در طول

عمر يك شركت صفر است، اقلام تعهدي بالا در يك دوره سبب مي شود كه اين اقلام در دوره هاي آتي معكوس شوند و با توجه به اينكه سود حسابداري متشكل از دو جزء نقدي و تعهدي است، متعاقباً بامعكوس شدن اقلام تعهدي سودهاي آتي نيز كاهش خواهد يافت (ژانگ، 2007).

از طرفي در صورت وجود مديريت سود نيز، مديران ممكن است از اقلام تعهدي به شكل فرصت طلبانه اي براي متورم نمودن سودهاي آتي استفاده كنند. ناديده گرفتن دستكاري سود از سوي سرمايه گذاران ممكن است آنها را با خطاي برآورد خوش بينانه مواجه سازد كه مي تواند باعث واكنش بيش از حد سرمايه گذاران شود. اين ناآگاهي سبب ميشود كه افراد واكنش اشتباهي به اخبار مرتبط سود از خود نشان دهند.از اين رو، در بحث پايداري اقلام تعهدي مي توان گفت، بين اقلام تعهدي و رشد سودهاي آتي رابطه منفي وجود دارد و هرگاه اقلام تعهدي پايداري كمتري نسبت به جريان نقدي داشته باشند، اين رابطه تشديد مي شود.

۲-2-3-4) مزایای اطلاعاتی سود حسابداری تعهدی

اگرچه هدف جديد گزارشگري مالي ارائه اطلاعات در مورد جريانهاي نقدي آتي است كه در ارزيابي قيمت و تعيين ارزش ذاتي سهام مورد استفاده قرار مي گيرد، ولي اين بدان مفهوم نمي باشد كه روش حسابداري نقدي بهتر از روش تعهدي، اين هدف را برآورده مي سازد. سایت استانداردهای حسابداری در اين باره چنين مي گويد:

اطلاعات در باره سود شركت براساس حسابداري تعهدي، معمولا” توانايي فعلي و مداوم شركت را در كسب جريانهاي نقدي، نسبت به اطلاعاتي كه به جنبه هاي مالي دريافت و پرداخت محدود مي شود، بهتر مشخص مي نمايد. به عبارت ديگر، تاكيد اصلي گزارشگري مالي، ارائه اطلاعات درباره سود و اجزاي آن است. هيات استانداردهاي حسابداري مالي ماهيت و علت استفاده از حسابداري تعهدي را اينگونه بيان مي كند: حسابداري تعهدي از اقلام تعهدي، انتقالي و رويه هاي تخصيص استفاده مي كند و هدفش اين است كه درآمدها، هزينه ها، سودها و زيانها را به يك دوره خاص مربوط كند تا بتواند انعكاس صحيحي از عملكرد موسسه در آن دوره داشته باشد، به جاي آنكه صرفا” يكسري دريافت ها و پرداخت هاي نقدي را ليست نمايد. بنابر اين شناسايي درآمدها، هزينه ها، سودها و زيان ها و افزايش و كاهش در دارايي ها و بدهي ها (شامل تطابق درآمدها و هزينه ها، تخصيص و استهلاك) از لازمه هاي وجودي استفاده از حسابداري تعهدي براي اندازه گيري عملكرد واحد تجاري هستند.حسابداري تعهدي تلاش مي كند كه تاثيرات مالي معاملات، وقايع و شرايطي را كه داراي پيامدهاي نقدي هستند در دوره هايي ثبت كند كه آن معاملات، وقايع و شرايط رخ داده اند، نه در دوره هايي كه وجه نقد مربوط به آنها توسط موسسه دريافت يا پرداخت شده است.براساس دلايلي نظير موارد فوق دي چاو و اسكينر[2](2004) نتيجه گيري مي نمايند كه هدف اصلي حسابداري تعهدي كمك به سرمايه گذاران در جهت ارزيابي عملكرد اقتصادي واحد تجاري در طول يك دوره خاص با استفاده از يكسري اصول حسابداري پايه مانند شناسايي درآمد و تطابق هزينه است. مداركي وجود دارد كه به عنوان نتيجه فرايند تعهدي، سودها اطلاعات بهتري در مورد عملكرد اقتصادي موسسه نسبت به جريانهاي نقدي ارائه مي كنند(جنکینز و همکاران[3]،2008).

[1] Hribar, P. and D. Collins

[2] -Dechow, P. & D. Skinner, (2000),

[3] Jenkins , D. Kane , G and U.Velury

انواع تعهدات-پایان نامه مسئولیت اجتماعی وگزارشگری مالی

تعهدات اقتصادی : به طور کلی بنگاه‌های اقتصادی به عنوان واحدهای اقتصادی در جوامع برای نیل به اقتصاد بهتر شکل گرفته‌اند و تولید خدمت و کالا برای اعضای جامعه اوّلین و بدیهی‌ترین هدف بنگاه‌های اقتصادی می‌باشد. به همین خاطر نقش اوّلیه و اصلی بنگاه‌ها تولید کالا یا خدماتی است که جامعه از آن‌ها انتظار دارد و این فرآیند موجب تولید سود برای بنگاه می‌گردد که گاهی اوقات این دیدگاه و نگرش به این صورت تغییر می‌یابد که هدف بنگاه حداکثر ساختن سود است. به هر حال باید توجه داشت که دیگر اهداف و فعالیت‌های بنگاه در سایه‌ی فعالیت‌های اقتصادی معنی پیدا می‌کنند و اگر بنگاه اقتصادیی سودده نباشد دیگر فعالیت‌های وی مورد سؤال خواهد بود ( کارول ،1979).

تعهدات حقوقی : جامعه از بنگاه‌ها فقط نمی‌خواهد که سودده باشند بلکه همچنین می‌خواهد مطابق با قوانین و مقررات رفتار نمایند. به عبارت دیگر، در «قرارداد اجتماعی» بین جامعه و بنگاه‌های اقتصادی، جامعه از بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی می‌خواهد که در یک چارچوب حقوقی و قانونی سودده باشند. مسئولیت‌های حقوقی دربرگیرنده‌ی یک مجموعه از دستورالعمل‌های اخلاقی است که برای تجارت عادلانه توسط قانون‌گذاران وضع شده است. این نوع از مسئولیت بنگاه را در اصل می‌توان لایه‌ی دوّم از هرم تعهدات اجتماعی بنگاه برشمرد ولی همچون تعهدات اقتصادی از نوع پایه‌ای و اجباری می‌باشند که در صورت عدم پرداختن به آن‌ها موجب زوال بنگاه می‌گردد.

تعهدات اخلاقی : تعهدات اخلاقی بازگوکننده‌ی فعالیت‌هایی است که بر خلاف تعهدات اقتصادی و تعهدات حقوقی تدوین نشده‌اند و از طرف افراد جامعه به صورت دستورالعمل ارائه نشده‌اند. تعهدات اخلاقی دربرگیرنده‌ی هنجارها، استانداردها و انتظاراتی است که بازگوکننده‌ی دغدغه‌های مصرف‌کنندگان، کارکنان، سهام‌داران و جوامع درخصوص عدالت، برابری و پاسداری از وجدان ذی‌نفعان می‌باشد ( کارول ،1979). نکته‌ای که وجود دارد این است که شاید تعهدات اخلاقی به صورت کج‌دار و مریز در جامعه وجود داشته باشند و وحدت نظر در مورد آن حاصل نشده باشد که موجب خواهد شد بنگاه‌ها در این زمینه دچار مشکلات شناسایی اخلاقیات و انتظارات جامعه باشند.

تعهد نوع‌دوستانه : نوع‌دوستی شامل آن دسته از فعالیت‌های بنگاه می‌گردد که در جهت پاسخ به انتظارات جامعه برای شناسایی بنگاه به عنوان شهروند خوب[1] انجام می‌شوند ( کارول ،1979) .به طور مثال مشارکت بنگاه‌های اقتصادی چه از جهت مالی و چه از لحاظ زمانی و معنوی در فعالیت‌های هنری، ‌آموزشی یا تشکیل انجام آن‌ها از این دسته می‌باشند. خط حایل بین فعالیت‌های ناشی از تعهد اخلاقی و فعالیت‌های ناشی از تعهدات نوع‌دوستانه را می‌توان درگیر نبودن وجدان و شعور اخلاق افراد جامعه در رابطه با تعهدات نوع‌دوستانه دانست. جامعه علاقه‌مند است که بنگاه‌ها قسمتی از پول و دارایی خود را در فعالیت‌های خیرخواهانه مصرف کنند. امّا اگر بنگاهی این کار را نکند، در نزد آن‌ها محکوم نمی‌باشد. نکته‌ای که وجود دارد این است که هر چند شرکت در فعالیت‌های نوع‌دوستانه والاترین و کامل‌ترین نوع تعهد اجتماعی بنگاه محسوب می‌گردد امّا در هرم تعهد اجتماعی به وضوح کم‌اهمیّت‌ترین است ( کارول ،1979).

 

[1]– Good Corporate Citizen