بهرام و همکاران (۱۳۷۹) تحقیقی تحت عنوان «مقایسه تصویر بدنی بزرگسالان فعال و غیرفعال و رابطه آن با ترکیب بدنی و نوع پیکری» انجام دادند، آزمودنی‌های این تحقیق ۱۲۰ مرد و زن ۶۵ـ۲۵ ساله بود، که به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند. به منظور بررسی میزان تصویر بدنی از پرسشنامه خود ـ توصیفی بدنی شامل سه خرده مقیاس چربی بدن، کل بدن و قیافه استفاده شد. شاخص‌های ترکیب بدنی نیز شامل درصد چربی بدن و شاخص توده بدن و نوع پیکری هم شامل تیپ‌های چاق پیکر، عضلانی پیکر و لاغر پیکر بودند که به روش هیث ـ کارتر تعیین شدند.
نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که تعامل معنی‌داری در مورد جنس و گروه در خرده مقیاس‌های تصویر بدنی وجود دارد. همچنین نتایج همبستگی نشان دادند که رابطه معکوس و معنی‌داری بین تصویر بدنی با درصد چربی بدن، شاخص توده بدن، چاق پیکری و عضلانی پیکری و رابطه مستقیم و معنی‌داری با لاغر پیکری وجود دارد. نتیجه اینکه نگرش افراد بزرگسال نسبت به بدن خود ناشی از توانایی‌ها و ابعاد بدنی بوده و اینکه مردان فعال دارای تصویر بدنی مثبت‌تری نسبت به زنان هستند(۷).
صادقیان (۱۳۸۱) تحقیقی تحت عنوان «تعیین رابطه همبستگی بین خودپنداره بدنی با منتخبی از عوامل آمادگی جسمانی و سطح فعالیت بدنی دانشجویان» انجام دادند. آزمودنی‌های این تحقیق ۱۰۰ دختر دانشجو دانشگاه اصفهان با دامنه سنی (۲۵ـ۱۹) بود. که در نیم سال تحصیلی دوم (۸۰ ـ۷۹) در واحد تربیت بدنی ثبت نام کرده بودند. ابزاری که برای جمع‌آوری اطلاعات درمورد متغیر معیار خودپنداره بدنی مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه خود ـ توصیفی بدنی حاوی ۲۴ سئوال بود که از چهار خرده مقیاس قدرت، استقامت، هماهنگی و انعطاف‌پذیری تشکیل شده بود. ابزار اندازه‌گیری متغیر پیش‌گوی آمادگی جسمانی و سطح فعالیت بدنی به ترتیب چهار آزمون قدرت مشت کردن، توان هوازی، هماهنگی، نشستن و رساندن دست و پرسشنامه شاخص فعالیت بدنی بود.
به طور کلی نتایج تحقیق نشان دادند که بین خودپنداره بدنی با آمادگی جسمانی و سطح فعالیت بدنی ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد و اینکه نگرش افراد نسبت به بدن خود ناشی از توانایی‌های بدنی بوده و هر چه میزان آمادگی جسمانی افراد بالاتر و سطح فعالیت بدنی آنها بیشتر باشد، نگرش و دید بهتر و مثبت‌تری نسبت به بدن خود و توانایی‌هایشان دارند(۱۶).
بقائیان (۱۳۸۳)، در تحقیقی به مقایسه جنسیت در خودپنداره بدنی دانش آموزان دوره راهنمایی منطقه ۱۵ تهران و ارتباط آن با منتخبی از ویژگی های فردی و خانوادگی، پرداخته است. آزمودنی های این تحقیق را، ۲۰۰ نفر دانش آموز پسر تشکیل می دادند که به روش خوشه ای تصادفی از مدارس منطقه ۱۵ تهران انتخاب شدند، برای ارزیابی خودپنداره بدنی، از پرسشنامه خود-توصیفی بدنی که شامل ۷۰ سوال بوده، استفاده گردید، یافته های تحقیق نشان دادند که بین خودپنداره بدنی با جنسیت، سن تقویمی و پیشرفت تحصیلی ارتباط معنا داری وجود ندارد، اما بین خودپنداره بدنی با وضغیت اقتصادی-اجتماعی و سطح فعالیت بدنی دانش آموزان ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد(۵).
امامی، جوادیان و سهرابی (۱۳۸۵) تحقیقی را تحت عنوان اثر روش های تمرینی منتخب بر خود پنداره بدنی دانشجویان دختر انجام دادند. هدف از این تحقیق بررسی اثر روش های تمرینی ایروبیک، یوگا و ایروبیک-یوگا بر خود پنداره بدنی دانشجویان بود. در این تحقیق ۷۶ دانشجوی دختر با دامنه سنی ۱۹-۲۵ سال بدون تجربه قبلی در روش های تمرینی منتخب شرکت داشتند. گروه تجربی به مدت ۱۰ هفته و هر هفته ۲ جلسه (۶۰ دقیقه در هر جلسه) در برنامه تمرینی شرکت داشتند. نتایج بدست آمده نشان داد که بین میانگین خود پنداره بدنی آزمودنی ها در گروه تجربی و کنترل تفاوت معناداری پیدا شد بدین صورت که بین خود پنداره بدنی یوگا و ایروبیک-یوگا نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری بدست آمد اما بین گروه ایروبیک و گروه کنترل این تفاوت معنادار نبود (۴).
افتخاری ( ۱۳۸۵) تحقیقی را تحت عنوان اثر شرکت در کلاس های ورزشی فصل تابستان بر برخی عوامل آمادگی جسمانی و حرکتی، ترکیب بدنی و خودپنداره بدنی دختران نوجوان انجام دادند. در این تحقیق ۵۴ نفر دانش آموز حضور داشتند. خودپنداره بدنی شرکت کنندگان قبل و بعد از کلاس ها مورد ارزیابی قرار گرفت. طول دوره ۸ هفته و تعداد جلسات تمرینی سه نوبت در هفته بود. یافته های تحقیق نشان داد که میزان تغییرات انعطاف پذیری و خرده مقیاس عزت نفس، تنها در گروه تجربی معنادار بود. همچنین خودپنداره بدنی کلی و خرده مقیاس های خودپنداره بدنی، در گروه گواه و تجربی تفاوت معنی وجود نداشت(۳)
قدیری (۱۳۸۷) تحقیقی را برای تعیین اثر یک دوره تمرین مقاومتی بر خودپنداره بدنی و کارکرد بدنی پسران فلج مغزی ۱۳ تا ۱۸ سال انجام داد. شرکت کننده ها به طور تصادفی در ۲ گروه تجربی (۹ نفر) و کنترل (۷ نفر) جای گرفتند. گروه تجربی به مدت ۸ هفته در یک برنامه تمرین مقاومتی فزاینده با اجرای ۳ وهله با تکرار های تمرینی ۸ تا ۱۰، شرکت کردند. قبل و بعد از تمرین خودپنداره بدنی شرکت کننده ها با PSDQ و اطلاعات کارکرد بدنی مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته های بدست آمده از آزمون های کارکرد بدن تغییر معناداری نسبت به گروه کنترل نشان داد، اما بین میانگین های پیش آزمون و پس آزمون گروه تجربی در خودپنداره کلی و خرده مقیاس های آن تفاوت معناداری نسبت به گروه کنترل وجود نداشت(۱۸).
بیات و همکاران(۱۳

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

۸۷)، ادراک شایستگی های جسمانی را در دانشجویان فعال و غیر فعال را با توجه به جنسیت آنان مقایسه کردند. همچنین ارتباط بین ترکیب بدنی با ادراک شایستگی های جسمانی را مورد بررسی قرار دادند. ۱۰۷ دانشجوی دختر و پسر با دامنه سنی ۱۸ تا ۲۸ سال در این تحقیق شرکت کردند.برای تعیین میزان ادراک فرد از شایستگی های جسمانی خود از سه خرده مقیاس چربی بدنی، ظاهر بدنی و کل بدن پرسشنامه خود توصیفی بدنی استفاده شده است. نتایج تحقیق آنها نشان داد فعالیت بدنی و جنسیت و تعامل آن دو تاثیر معنی داری بر ادراک فرد از شایستگی های جسمانی دارد. همچنین نتایج همبستگی نشان داد بین ادراک فرد از شایستگی های جسمانی خود با عوامل چاقی(BMI، WHR، درصد چربی بدن) رابطه معکوس و معنا داری وجود دارد(۹).
زرشناس و همکاران (۱۳۸۸) به بررسی تأثیر ورزش هوازی کوتاه مدت بر جنبه های مختلف نگرش تصویر بدنی در زنان بزرگسال، پرداختند. در این تحقیق از طریق نمونه گیری در دسترس، ۸۲ نفر از زنان ۱۸ تا ۴۵ سال ، در دو گروه تجربی و کنترل جای گرفتند. در این تحقیق از پرسشنامه چند بعدی نگرش فرد در مورد بدن خود (MBSRQ) استفاده شد. گروه تجربی به مدت ۴ هفته و ۳ روز در هفته به مدت یک ساعت با ۶۰ تا ۸۰ درصد ضربان قلب بیشینه، در ورزش هوازی شرکت کردند. یافته های تحقیق نشان داد که، بین گروه تجربی و کنترل، در خرده مقیاس های ارزیابی از ظاهر، آگاهی از ظاهر، آگاهی از احساس سلامت جسمانی و آگاهی از احساس بیماری اخیلاف معناداری وجود دارد اما در خرده مقیاس های ارزیابی از تناسب جسمانی، رضایت از بخش های مختلف بدن، مشغولیت فکری اضلفه وزن بدن و ارزیابی وزن اختلاف معناداری وجود ندارد. بنابراین دوره های کوتاه مدت ورزش هوازی در بهبود برخی ابعاد نگرش تصویر بدنی در زنان بزرگسال مؤثر بوده است(۱۳).
در جامعه‌ ایران، با ارزش‌های فرهنگی متفاوت، رابطه بین فعالیت بدنی و خودپنداره بدنی به صورت مدلی در تحقیقی توسط عبدالملکی(۱۳۸۹) مشاهده شده است. در این تحقیق با شرکت ۶۵۲ دانش آموز دختر ۸ تا ۱۸ ساله منطقه ۱۱ تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه خود توصیفی بدنی، بین المللی فعالیت بدنی و مشخصات فردی را تکمیل کردند. نتایج تحقیق حاکی از این است که خودپنداره دانش آموزان دختر تحت تاثیر متغیر‌های فعالیت بدنی، BMI، بالیدگی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده قرار می‌گیرد. در نتیجه برای افزایش خودپنداره بدنی نوجوانان باید به عامل موثری چون فعالیت بدنی توجه نمود (۱۷).
پیری کرد (۱۳۸۹) تحقیقی تحت عنوان تاثیر یک برنامه تمرین مقاومتی بر تصویر بدنی و میزان اضطراب پسران دانشجوی غیر ورزشکار انجام داد. بدین منظور ۴۰ مرد غیر ورزشکار ( سن ۲۲٫۲۸ سال) به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. طول دوره ۸ هفته به طول انجامید. نتایج پژوهش نشان داد که ۸ هفته تمرین مقاومتی باعث افزایش معنی داری در حجم و قدرت عضلانی، افزایش رضایتمندی از تصویر بدنی و کاهش میزان اضطراب در گروه آزمایش شده است اما هیچ کدام از تغییرات در گروه شاهد معنی دار نبود (۱۰).
بابایی (۱۳۹۱) تحقیقی تحت عنوان اثر نوع تمرین بر خودپنداره بدنی دختران نوجوان غیر فعال انجام داد. بدین منظور ۸۸ دختر نوجوان غیر فعال به سه گروه تجربی (مقاومتی، هوازی و ترکیبی) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. طول دوره ۸ هفته به طول انجامید. نتایج تحقیق نشان داد کهتمرین از نوع هوازی باعث افزایش معنی دار خودپنداره توانایی بدنی شده است اما هیچ کدام از تغییرات در گروه های تجربی دیگر و گروه کنترل معنی دار نبود.
۲-۱۳-۲ بخش دوم: تحقیقات انجام شده در خارج کشور
فرانزوی[۳۶] (۱۹۸۶)، به بررسی تاثیر تمرینات هوازی بر روی ارزشی که زنان نسبت به بدن خود قائل هستند، پرداخت. در این تحقیق که با حضور ۲۴ زن، ۴۷-۲۵ ساله انجام گرفت آزمودنیها در یک دوره ۱۲ هفته ای تمرینات هوازی شرکت کردند. نتایج نشان دادند که پس از خاتمه دوره تمرینی، زنان شرکت کننده نگرش مثبت تری نسبت وضعیت بدنی خود داشتند. ولی نگرانی آنها نسبت به وزن بدن خود چندان تحت تاثیر انجام فعالیتهای بدنی قرار نگرفته بود(۳۵).
جیسی و همکارانش (۱۹۸۷) در تحقیقی به بررسی تاثیر فعالیت های بدنی بر خودپنداره بدنی پرداختند. در این تحقیق گروهی که به فعلیت های بدنی ( فعالیت های هوازی، دویدن آرام و ژیمناستیک) انجام می دادند با گروه گواهی که بازی هایسبک، نقاشی، آواز و پیاده روی می پرداختند و گروه گواه دیگری که هیچ گونه فعالیت بدنی و تفریحی نداشتند، مورد مقایسه قرار گرفتند. آنها دریافتند که اختلاف معنی داری بین گروه فعالیت های هوازی و گروه های گواه از نطر خودپنداره وجود دارد. این نتایج به وضوح نشان دهنده ارجحیت و تأثیر فعالیت های هوازی بر رشد و تکامل خودپنداره در مقایسه با سایر برنامه های درسی تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی می باشد(۵۳).
نتز[۳۷] و همکاران(۱۹۸۸)، نیز در بررسی تاثیر انجام ۱۲ هفته برنامه تمرینات بدنی در مورد مردان و زنان میانسال نتوانستند تفاوتی را در هر دو جنس در مورد تصویر بدنی در قبل و پس از دوره تمرینی نشان دهند، اگر چه سلامت روانی آنها بهبود یافته بود(۵۰).
لکسن (۱۹۹۵) اثر تمرین بر بهزیستی روانی در مردان آلوده به HIV نوع یک را بررسی کردند. شرکت کنندگان در گروه های تمرین هوازی، مقاومتی با وزنه و گروه کنترل طی یک دوره ۱۲ هفته حضور یافتند. هر دو گروه در توانایی جسمانی درک شده و ظاهر بدنی ذهنی پیشرفت داشتند. د
ر حالیکه گروه کنترل در این دو اندازه کاهش نشان دادند. همچنین گروه ایروبیک افزایش بیشتری در ظاهر جسمانی ادراک شده از گروه تمرین با وزنه، نشان دادند(۴۱).
«گونی و زولیخا»[۳۸] (۲۰۰۰) در تحقیق به بررسی ارتباط بین کلاسهای تربیت بدنی و افزایش خودپنداره بدنی دانش‌آموزان پایه متوسطه پرداختند. در این تحقیق که با حضور ۴۶ دانش‌آموز (۲۷ پسر و ۱۹ دختر) انجام گرفت. قبل و بعد از دوره ۶ ماهه از پرسشنامه‌های خود ـ توصیفی بدنی (PSDQ) و نیمرخ خود ـ ادراکی بدنی (PSPP) استفاده شد. نتایج تحقیق افزایش معنی‌داری در خودپنداره بدنی آزمودنی‌ها نشان داد(۴۲).
فعالیتهای آشکار و نهان دانش‌آموز با خودپنداره بدنی آنها ارتباط دارد. به طوری که جانسون (۲۰۰۱) به این نکته اشاره می‌کند که هرچه فعالیتهای بدنی دانش‌آموز در مدرسه بیشتر باشد، موجب شکل‌گیری خودپنداره بدنی مثبت در آنها می‌شود(۳۸).
ورست و همکاران (۲۰۰۲)، اثر تغییر قدرت در کلاس های تمرینی دانشگاه بر خود پنداره بدنی را بررسی کردند. آزمودنی ها بر اساس انتخاب خودشان در کلاس ها شرکت کردند. کلاس ها به مدت ۹ هفته و سه جلسه تمرین در هفته انجام شد. داده ها با استفاده از PSDQ جمع آوری شد. در هیچ یک از خرده مقیاس های خودپنداره بدنی نتایج معنادار بدست نیامد(۵۷).
آسی (۲۰۰۳) در تحقیقی به بررسی اثرات تمرین آمادگی جسمانی بر اضطراب صفتی و خودپنداره بدنی دانشجویان دختر در ترکیه پرداخت. آزمودنی ها ۴۰ دانشجوی دختر بودند که به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در جلسات ترکیبی استپ و ایروبیک به مدت ۱۰ هفته شرکت کردنمد و گروه کنترل در هیچ برنامه فعالیت بدنی منظمی شرکت نداشتند. و قبل، میانه و بعد از ۱۰ هفته تمرین پرسشنانه اضطراب حالتی و خودتوصیفی بدنی به آنها داده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شرکت کنندگان در گروه آزمایشی در خرده مقیاس های انعطاف پذیری، لیاقت ورزشی، هماهنگی و فعالیت‎بدنی خودپنداره بدنی نسبت به گروه کنترل پیشرفت کرده بودند. علاوه بر این، کاهش معناداری در نمرات اضطراب حالتی شرکت کنندگان در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل دیده شد. در نتیجه میتوان گفت که گروه آمادگی جسمانی ۱۰ هفته ای در کاهش اضطراب و تقویت خودپنداره بدنی دانشجویان دختر موثر بوده است (۲۵).
«آنیسون. بی. و مولر، پی.»[۳۹] (دانشگاه کلمبیا ۲۰۰۳) به بررسی تأثیر تجارب ورزشی بر روی خودپنداره بدنی پسران و دختران پرداختند. در این تحقیق تقاطعی ۳۷۵ دانش‌آموز ۱۲ تا ۱۶ ساله مدرسه در یک برنامه ۳ ماهه بدنسازی شرکت نموده و سپس یک تست (SDQ II) [۴۰] پس از انجام این برنامه به آنها داده شد.
از بین این دانش‌آموزان، ۳۷% دختران و ۴۶% پسران دارای خودپنداره بدنی بهتری نسبت به قبل از اجرای برنامه شده بودند. نتیجه اینکه اجرای برنامه بدنسازی سبب افزایش خودپنداره بدنی در پسران و دختران به صورت معنی‌دار شده است(۲۴).
لیندوال و لیندگرن (۲۰۰۵)، در تحقیق به بررسی اثرات برنامه مداخله ای برنامه ۶ ماهه بر خودپنداره بدنی و اضطراب بدنی اجتماعی در دختران نوجوان غیر فعال پرداختند. آزمودنی ها ۱۲۰ دختر ۱۳-۲۰ سال غیر فعال بودند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (۵۶ نفر) و گروه کنترل (۵۴ نفر) قرار گرفتند. برنامه مداخله تمرینی برای گروه آزمایش دو با در هفته و بهمدت ۶ ماه که هر جلسه شامل ۴۵ دقیقه تمرین و ۱۵ دقیقه بحث در مورد سبک زندگی اجرا شد. ۲۷ نفر از گروه آزمایشی و ۳۵ نفر از گروه کنترل نیمرخ ادارک خودبدنی و مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی را بعد و قبل آزمون تکمیل کردند. همچنین آمادگی بدنی، وزن و قد آنها نیز اندازه گیری شد. تحلیل (intent-to-treat) پیشرفت قابل ملاحظه ای در خرده مقیاس نیمرخ خودادارکی جسمانی نشان نداد اما نمرات مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی برای گروه آزمایشی در مقایسه با کنترل پایین تر بود. اما هنگامی که تحلیل (loss conservative) استفاده شد که تنها شامل افرادی می شد که ارزیابی های قبل و بعد از مداخله را تکمیل کردند، مداخله به طور معنی داری نمرات مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی و خرده مقیاس رخ خودادراکی خود را کاهش داد. این تغییرات ارتباطی به تغییرات متغیرهای فیزیولوژی نداشت (۴۰).
کریستین و همکاران (۲۰۰۶) تحقیقی تحت عنوان تاثیر مداخله فعالیت بدنی و تغذیه بر نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی در باره وزن در پیش-نوجوانان انجام دادند. ۸۴ کودک (۳۲ پسر و ۵۲ دختر) ۱۰ -۱۲ ساله، ۴۹ کودک در گروه تجربی در ۸ هفته مداخله (۳۵ کودک در گروه کنترل) شرکت کردند. انداره گیری های نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی در باره وزن در پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. نتایج نشان داد که شرکت کنندگان در هر دو گروه تغییرات مثبت اما بدون معناداری را در تصویر بدنی و علاقه به لاغری نشان دادند اما تفاوت بین گروه ها معنادار نبود. مداخله تاثیر مثبت یا منفی روی نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی درباره وزن نداشت (۴۰).
گیلیان برگس و همکاران (۲۰۰۶)، در تحقیق خود به بررسی اثرات ۶ هفته تمرین رقص به صورت هوازی بر تصویر بدنی و خود ارداک بدنی ۱۳-۱۴ ساله در دختران نوجوان پرداختند. در این تحقیق ۵۰ دانش آموز دختر در دو گروه به طور مساوی حضور داشتند. یک گروه برنامه تربیت بدنی عادی و گروه دیگر تمرین رقص هوازی اجرا می نمود و قبل، در حین و بعد از تست پرسشنامه نگرش نسبت به بدن (BAQ) و نیمرخ خودادارکی بدنی نوجوانان و کودکان (CY-PSPP) به آن ها داده ش
د. یافته ای تحقیق نشان داد که گروهی که تمرین رقص را بطور هوازی انجام دادند نارضایتی از تصویر بدنی بطور معنی داری کاهش پیدا کرد و از طرف دیگر خودادراکی بدنی آن ها افزیش پیدا کرد (۳۹).
دانتون[۴۱] و همکاران (۲۰۰۶)، در یک معالعه مقطعی به بررسی رابطه سطح فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی با خود-پنداره بدنی در دختران نوجوان پرداختند.تعداد ۱۰۳ نفر با دامنه سنی ۱۷-۱۴ سال در این مطالعه شرکت کردند. آمادگی جسمانی از طریق حداکثر اکسیژن مصرفی و درصد چربی بدن اندازه گیری شد. از PSDQ برای سنجش خود-پنداره بدنی استفاده شد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که فعالیت بدنی شدید بطور مثبت با بیشتر مقیاس های PSDQ ارتباط دارد. اکسیژن مصرفی بیشینه بطور مثبت با همه حیطه های خود- پنداره ارتباط داشت ولی درصد چربی بدن بطور منفی با بیشتر مقیاس های PSDQ ارتباط داشت(۳۲).
آسی و همکاران (۲۰۰۷)، تغییرات در خودپنداره کلی زنان دانشجو از طریق تمرین آمادگی جسمانی همراه مشاوره گروهی، تمرین و مشاوره گروهی به تنهایی و یا شرایط کنترل شده، بررسی کردند. ۶۸ دانشجو با میانگین سنی ۱٫۵+۲۱٫۱ بصورت داوطلبانه شرکت کردند. آنها در چهار گروه آمادگی جسمانی، مشاوره گروهی، ترکیبی و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از ۱۰ هفته هیچ گونه اثر معناداری بر خودپنداره کلی مشاهده نشد(۲۶).
اشنایدر، دانتون و کوپر (۲۰۰۸)، تحقیی تحت عنوان ((فعالیت بدنی و خودپنداره بدنی در بین دختران نوجوان غیرفعال)) انجام دادند. آن ها نتیجه گرفتند که مداخله اثر مثبت معنادار بر مشارکت در فعالیت شدید و آمادگی قلبی-عروقی دارد. به طور کلی فعالیت بدنی و مداخله روی هر کدام از ابعاد خودپنداره اثر معنادار ندارد. اما یک تعامل سه طرفه وجود دارد که در میان شرکت کنندگان مداخله ای که آمادگی قلبی-عروقی آن ها افزایش یافته بود خودپنداره کلی نیز افزایش می یابد. بنابراین مداخله فعالیت بدنی در میان دختران غیرفعال برای آن هایی که تغییرات مثبت در آمادگی آشکار بود، باعث افزایش خودپنداره بدنی کلی شد ولی این افزایش معنادار نبود (۵۲).
در تحقیقی که نلسون و همکاران (۲۰۰۸) انجام دادند اثر مداخله تمرین قدرتی و تغذیه بر روی خودپنداره بدنی کودکان چاق بود. در این تحقیق یک برنامه فعالیت ورزشی و تغذیه ای به مدت ۶ هفته با تاکید بر اثر تمرین قدرتی بر روی خودپنداره بدنی، ترکیب بدنی و آمادگی جسمانی کودکان چاق و اضافه وزن انجام شد. در این تحقیق ۸۲ کودک (۵۴پسر و ۲۸دختر) چاق و دارای اضافه وزن با میانگین سنی ۸-۱۱ سال بصورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که این افراد از لحاظ قدرتی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند. همچنین در این گروه بهبود در خودپنداره بدنی بویژه در استقامت عضلانی پیدا شد و شاخص توده بدنی در گروهی که فقط به تمرین قدرتی پرداخته بودند کاهش پیدا کرد (۵۵).
دانکن و همکاران (۲۰۰۹) اثر شرکت در ۶ هفته تمرین دایره ای پلیومتریک، ۲ بار در هفته را بر عزت بدنی و BMI، ۳۴ دختر و ۳۴ پسر ۱۰ و ۱۱ ساله را سنجید. از شاخص عزت بدنی برای کودکان و نوجوانان در این آزمایش (BES-C) در هر دو گروه مداخله و کنترل، در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و ۶ هفته پس از مداخله استفاده شد و همچنین BMI قبل و بعد از مداخله و گروه کنترل محاسبه شد. نتایج این تحقیق روشن می‌سازد که نمره عزت بدنی گروه شرکت کننده در مداخله در مقایسه با کنترل به طور معنی دار افزایش یافته است (۳۱).
موور و همکاران (۲۰۱۱) در مطالعه ای عزت نفس را با استفاده از قالب سلسله مراتبی تمرین و مدل عزت نفس (EXSEM) مورد ارزیابی قرار دادند. آنها اثر ۱۲ هفته برنامه تمرین مقاومتی بر خود ادراکی بدنی دانشجویان بررسی کردند. این تحقیق از ۱۲۰ شرکت کننده (۸۳ مرد و ۳۷ زن) با میانگین سنی ۲-۲۰ تشکیل شده بود. تمرینات مقاومتی دو جلسه در هفته و هر هفته در سه وهله ی ۵ تا ۱۱ تکرار از طریق وزنه های آزاد، انجام شده است. از PSPP و پرسشنامه گرایش خود به بدن (PSAQ) و شاخص عزت نفس روزنبرگ (RSE) جهت ارزیابی خود ادراکی بدنی استفاده شد. نتایج افزایش در خود ادراکی در تمام سطوح EXSEM را نشان داد(۴۸).
۲-۱۴ جمع بندی
نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اغلب تحقیقات، بیانگر تاثیر مثبت تمرینات و فعالیت بدنی بر خودپنداره بدنی هستند. همچنین نتایج تحقیقات نمایانگر برتری خودپنداره بدنی افراد فعال در مقایسه با افراد غیر فعال هستند. اما در این تحقیقات در مورد دوره های تمرین، تعداد جلسات تمرین در هفته و زمان و شدت جلسات تمرین کمتر بحث شده است. و اختلاف نظر هایی وجود دارد. امید است نتایج بدست آمده از این مطالعات، تاثیر مثبتی در جهت مشارکت هر چه بیشتر افراد جامعه در فعالیت های بدنی داشته باشد. بطور کلی با توجه به نتایج تحقیقات، شاید بتوان گفت که ورزش و فعالیت بدنی می تواند سبب بهبود خودپنداره شود.