خرید پایان نامه کارشناسی ارشد : ادراک والدین از کنترل شخصی

به طور قاطع شواهدی وجود دارد که عقاید والدین درباره کودکانشان رفتارهای فرزند پروری آنها را شکل می دهد. چند پژوهش در این زمینه صورت گرفته که عنوان می کند عقاید والدین درباره میزان کنترل و تسلط خود در موقعیت های فرزند پروری دارند، مجموعه شناخت هایی هستند که بر رفتار والدین تاثیر می گذارند. مشخص شده والدینی که احساس کنترل و تسلط  ضعیفی دارند، در موقعیت هایی که حامی و مراقبت کننده هستند (جایی که احتمال عواقب منفی برای کودک وجود دارد)، خیلی بیشتر محتمل است که از روش های فرزند پروری مستبدانه و کنترل بیش از حد استفاده کنند (گازل و فیگانس[۱]، ۲۰۰۴ به نقل از بیگلز و برنچمتت-تاوسنت،۲۰۰۶). با بهره گرفتن از چند مطالعه ی تجربی مشخص شده است که افرادی که احساس کنترل ضعیفی در مراقبت از کودک دارند، مستعدند که رفتارهای ظریف و جنبه هایی از رفتار و کودک را به عنوان تهدیدی برای کنترل شخصی خود تفسیر کنند و این سوگیری و اشتباه نسبت به ادراک تهدید باعث استرس و اضطراب شخص می شود و در نتیجه باعث می شود که این افراد برای اینکه کنترل خود را دوباره بدست آورند از راهبردهای فرزند پروری کنترل بیش از حد و استفاده کنند (بوگنتال و لین[۲]، ۱۹۹۷ به نقل از بیگلز و برنچمتت-تاوسنت،۲۰۰۶).

 

۳-۷-۲-۲- شناخت به عنوان واسطه ی فرزند پروری و اضطراب

نظریه ی شناختی  و تحقیقات تجربی ، وجود سوگیری های شناختی یا پردازش اطلاعات در برابر کلمات و تصاویر اضطرابی را در بزرگسالان و کودکان اضطرابی نشان داده اند( به عنوان مثال موگ، میلر ، برادلی[۳]،۲۰۰۰؛ تقوی، مرادی، نشاط دوست ،۲۰۰۰ به نقل از هدوین، گارنر، پرز-اولیوا[۴]، ۲۰۰۶).  هر چند منشا این سوگیری ها در کودکان کاملا مشخص نیست . یکی از عوامل موثر در ایجاد این سوگیری ها که مورد توجه چندین مدل مربوط به رشد قرار گرفته است ،اجتماعی شدن از طریق فرزند پروری است (گینسبورگ و اسکلوسبرگ،۲۰۰۲؛ راپی،۲۰۰۱). تحقیقات ارتباط فرزندپروری(ابعاد فرزند پروری مثل حمایت بیش از حد،کنترل بیش از حد، خصومت، عدم گرمی) و اضطراب کودک را مشخص کرده اندکه به منظور فهمیدن ارتباط فرزندپروری و اضطراب کودک بر اجتماعی کردن کودکان توسط والدین توجه کرده اند.

به منظور شناسایی فرایندهای موثر در رشد اضطراب کودک، برخی از مطالعات ابعاد فرزند پروری را با اجتماعی کردن هیجان در کودکان مرتبط دانسته اند(گینسبورگ و اسکلوسبرگ،۲۰۰۲ ؛سووگ،زمان، اسکرودر،کاسانو[۶]،۲۰۰۵) .

فیلد(۲۰۰۴) بر نقش اطلاعات منفی و ترس در رشد سوگیری های پردازش اطلاعات در کودکان را مورد مطالعه قرار داد و با بهره گرفتن از یک تست بررسی  نشان دادند که کودکان در پاسخ نسبت به حیواناتی که قبلا اطلاعات منفی در مورد آن دریافت کرده اند مقاوم ترند . این نتایج روشن می کند که چگونه اطلاعات منفی ترس را در کودکان افزایش می دهد و چگونه با سوگیری های پردازش اطلاعات در دریافت تهدید و خطر مرتبط است

برای مثال دنهام (۱۹۹۳) پاسخ دهی مشروط و مدل سازی هیجانی را در خانواده هایی با فرزند پیش دبستانی مورد پژوهش قرار داد و دریافت که آن نوع فرزند پروری که به کودکان کمک می کند عواطف مثبت را حفظ کنند و عواطف منفی را کوچک و کم اهمیت به حساب آورند (از طریق  الگو سازی) ، با افزایش کفایت اجتماعی- هیجانی کودکان رابطه دارد.این فرایند های رشدی به منظور دانستن ارتباط فرزند پروری با  رشد ترس و اضطراب در کودکان مطرح شده اند به عنوان مثال گینسبورگ و اسکلوسبرگ(۲۰۰۲) در مورد رفتارهای فرزند پروری افزایش دهنده ی اضطراب بحث می کنند و عنوان می کنند که این رفتارها شامل: الگوسازی، تقویت و انتظارات منفی می شود.

اولین تلاش ها برای آزمایش نقش واسطه ای تحریف های شناختی در رابطه ی بین فرزند پروری و اضطراب توسط مک گین ،کوکر و ساندرسون (۲۰۰۵) انجام شد. آنها دریافتند که طرحواره های شناختی منفی واسطه ی ارتباط فرزند پروری نامناسب و مسامحه کار وافسردگی است. نقش واسطه ای شناخت بین سورفتار های والدین و افسردکی مشخص و آشکار شده است (هانکین[۸] ،۲۰۰۵).

گلاگر و هاتون ( ۲۰۰۸) در پژوهش خود پیشنهاد دادند که سبک های فرزند پروری با ویژ گی خشن ، تنبیهی ، یا بی ثبات با اضطراب بیشتر رابطه دارد و  همچنین بیان کردند که شناخت منفی واسطه رابطه ی سبک های تربیت و اضطراب است .

  پایان نامه

۳-۲- بخش دوم:سبک های تفکر

 

۱-۳-۲-نظریه های سبک های هوش

نظریه های سبک های هوش در یکی از این سه مقوله قرار می گیرند: سبک های شناخت مدار، شخصیت مدار و فعالیت مدار. سبک ها در مقوله شناخت مدار شباهت نزدیکی به توانایی ها دارند از این رو مشابه توانای ها، این سبک ها اغلب به وسیله تست های سنجش حداکثر عملکرد با پاسخ  «درست» و «غلط» اندازه گیری می شوند. در این مقوله، مدلهای وابستگی-استقلال ویتکین[۹](۱۹۶۴، به نقل از ژانگ و استرنبرگ،۲۰۰۵) و تکانشی- تاملی کیگان[۱۰] (۱۹۷۶، به نقل از ژانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۵ ) بیشتر مورد علاقه و پژوهش قرار گرفته اند.در مقوله­ی شخصیت مدار، سبک ها به عنوان چیزی نزدیک به خصوصیات شخصیتی دیده می شوند و سبک های این مقوله از طریق تست های نوع عملکرد (عملکرد خاص) ترجیهاً نسبت به حداکثر، اندازه گیری می شوند. کار اصلی در این مقوله توسط مایرز و مک کوالی[۱۱] (۱۹۸۸،به نقل از ژانگ و استرنبرگ،۲۰۰۵) انجام شده است که بر مبنای نظریه ی تیپ های شخصیتی یونگ صورت گرفته است. در آخر مقوله فعالیت محور بر مفهوم سبک ها به عنوان واسطه­ی اشکال گوناگون فعالیت ها تمرکز می کند که جنبه ای از شناخت و شخصیت هستند. این سبک ها بیشتر روی عمل فرد و فعالیت هایی تاکید می کند که افراد در شرایط مختلف زندگی با آن درگیر هستند مانند کار و تحصیل. یک مجموعه کارهای اصلی که در این مقوله ارائه شده است نظریه های مشابهی از رویکردهای یادگیری سطحی و عمقی است که به طور جداگانه  مطرح شده است(ژانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۵).

۲-۳-۲-نظریه خود مدیریتی ذهنی

یکی از موفقیت های بزرگ در زمینه سبک ها در اواخر قرن بیستم بدست آمده مطرح کردن نظریه ی خود مدیریتی ذهنی توسط استنبرگ (۱۹۹۷) است. موفقیت این نظریه نه تنها به خاطر ارائه مدلی جامع در مورد سبک ها است همین طور منبع ایجاد مدل سه گانه سبک های ذهنی نیز است.

استرنبرگ(۱۹۹۷) در این نظریه مطرح می کند که همان گونه که راه های گوناگونی برای اداره یک جامعه وجود دارد، راه های مختلفی برای اداره کردن و مدیریت فعالیت ها یا اعمال ما وجود دارد که به عنوان سبک های تفکر شناخته می شوند. بر طبق این نظریه انسانها را می توان در پنج حیطه ی کارکردها، شکل ها، سطح ها، حوزه ها، گرایش ها فهمید.

کارکردها : برای خودمدیریتی ذهنی سه کارکرد می توان تصور کرد که عبارتند از : قانونی ،اجرایی و قضایی . فرد دارای سبک قانونی از انجام کارهایی که نیاز به خلاقیت دارد لذت می برد. یک فرد با سبک اجرایی، بیشتر به تکالیفی علاقه مند است که با آموزشهای صریح وروشن همراه باشد. در نهایت فرد دارای سبک قضایی، بیشتر توجه خود را بر ارزیابی بازده فعالیت های دیگران متمرکز می کند(ژانگ،۲۰۰۱).

شکل ها: خودمدیریتی ذهنی فرد چهار شکل به  خود می گیرد: تک قطبی، سلسله مراتبی،الیگارشی و آنارشی. یک فرد با سبک تک قطبی از انجام تکالیفی لذت می برد که به او اجازه می دهد در هر زمان صرفا بر یک تکلیف به طور کامل متمرکز می گردد، در حالی که فرد دارای سبک سلسله مراتبی ترجیح می دهد توجه خود را بین چند تکلیف اولویت بندی شده توزیع نماید و فرد با سبک الیگارشی تمایل دارد در همان محدوده زمانی روی چند تکلیف کارکند، بدون اینکه هیچ اولویتی قائل شود. سرانجام،افراد با سبک آنارشی بیشتر از انجام تکالیفی لذت می برند که در خصوص «چه» «کجا» «کی» و «چگونه» انجام دادن تکلیف اختیار لازم را داشته باشند(استرنبرگ،۲۰۰۹).

سطوح: خودمدیریتی ذهنی فرد در دو سطح انجام می پذیرد : کلی و جزئی. افراد با سبک کل نگر به تصویر کلی یک موضوع توجه می کنند و بر عقاید انتزاعی متمرکز می شوند. در مقابل، افراد با سبک جزئی نگر از انجام تکالیفی لذت می برند که اجازه کار روی ابعاد ویژه و اصلی یک موضوع و جزئیات عینی آنها را بدهد(استرنبرگ،۲۰۰۹).

حوزه ها: خودمدیریتی ذهنی شامل دو حوزه درونی و بیرونی است. افراد با سبک درونی از انجام تکالیفی لذت می برند که بتوانند آنها را به طور مستقل انجام دهند. در مقابل، افراد با سبک بیرونی تکالیفی را ترجیح می دهند که فرصت لازم برای تعامل با دیگران را به آنها می دهد(ژانگ،۲۰۰۱).

گرایش ها: در خودمدیریتی ذهنی دو گرایش وجود دارد: آزاداندیش و محافظه کار. افراد آزاداندیش از انجام تکالیفی لذت می برند که تازگی و ابهام دارد؛ در حالی که افراد دارای سبک محافظه کار، متمایل به رعایت قوانین و روش های موجود درانجام تکلیف می باشند (استرنبرگ،۲۰۰۹).

 

۳-۳-۲-متغیر های موثر درشکل گیری سبک های تفکر

استرنبرگ(۲۰۰۹) مطرح می کند که ممکن است اولویت یک سبک امری ارثی باشد ولی تردید وجود دارد که قسمت اعظم آن تحت تاثیر این عامل باشد.وی عنوان می کند قسمتی از منبع ایجاد سبک های تفکر تحت تاثیر شرایط اجتماعی شدن افراد است همانطور که هوش تحت تاثیر این عوامل است. شرایط و ساختارهای اجتماعی باعث می گردد که در موقعیتی خاص یکی از سبک ها سود دهی داشته باشد و با توجه به تغیر شرایط سبک های مختلفی مورد تاکید قرار گیرد.یک چرخه بازخوردی مستمر بین بکار بردن یک سبک تفکر و چگونگی عملکرد آن در وظایف تحمیلی اجتماع وجود دارد. طبق نظراسترنبرگ(۲۰۰۹) از دیگر متغیر هایی که در تحول سبک های تفکر تاثیر دارند، عبارتند از:

 

۱-۳-۲-۲-فرهنگ

اولین متغیری که در تحول سبکهای تفکر نقش دارد فرهنگ است. بعضی فرهنگ ها به بعضی از سبکهای تفکر بیشتر اهمیت می دهند. برای مثال: در آمریکای شمالی،تأکید بیشتر روی نوآوری و ایجاد فرصت های مناسب باعث می گردد که سبک های قانون گذار و آزاد اندیش حداقل در میان بزرگسالان اهمیت بیشتری داشته باشد و برخی دیگر از جوامع مانند ژاپن با توجه به تاکیدشان بر حفظ سنت ها، همنوایی و همرنگی جامعه، احتمالأ بیشتر روی سبک های تفکر اجرایی و محافظه کارانه تأکید دارند.

۲-۳-۳-۲-جنسیت

دومین متغیری که به صورت بالقوه در سبکهای تفکرنقش دارد، جنسیت است. تفاوت موجود بین  سبک تفکر زنان و مردان به ترتیب اجتماعی آنان در فرهنگی که در آن متولد شده اند برمی گردد. به عنوان مثال از هنگام کودکی رفتار ما با پسران و دختران متفاوت است. صفات، نشانگر تفاوت در سبکهایی است که جامعه آن را در مردها و زنان تقویت می کند، به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانونگذار، درون نگر و آزادیخواه تشویق می شوند و زنها برای سبک های تفکر اجرایی و قضاوتی ، برون نگر و محافظه کارانه تشویق می شوند.

 

۳-۳-۳-۲-سن

سومین متغیر، سن است. با توجه به سن افراد سبک های متفاوتی درآنها شکل می گیرد. به عنوان مثال: قانونگذاری معمولاً از سنین نوباوگی و پیش دبستانی پرورش می یابد. این ویژگی جهت پرورش خلاقیت به طور نسبتاً آزاد و سازمان نایافته در مراحل پیش دبستانی و در محیط خانه انجام می شود. زمانی که کودکان مدرسه را آغاز می کنند، دوره پرورش قانونگذاری به شدت محدود می شود. از کودکان انتظار می رود که خود را با ارزشهای شکل گرفته در مدرسه هماهنگ سازند.

 

۴-۳-۳-۲-سبکهای تفکر والدین

چهارمین متغیر سبکهای تفکر والدین است. آنچه مورد توجه و تشویق والدین قرار می گیرد، احتمالاً در سبکهای تفکر فرزندان منعکس می شود والدین ممکن است در خانه سوالات گسترده ی کودکان را تشویق کنند ولی در مدرسه چنین سوالاتی تشویق نشود بنابراین هیچ عامل اجتماعی نمی تواند منحصرا بر نتایج نهایی تاثیر بگذارد. آموزش های مذهبی بیشتر از طریق والدین به فرزندان ارائه می شود و کمتر خود بچه ها آن را دنبال می کنند والدین می توانند بر رشد شیوه تفکر کودکان موثر باشند.

 

 

۵-۳-۳-۲-مدرسه و شغل

آخرین متغیر مؤثر در رشد سبک های تفکر، دوران مدرسه و نهایتاً شغل است. مدارس و مشاغل مختلف مشوق سبک های تفکر متفاوتی در انسان هستند. به طور متوسط در اکثر مناطق جهان، مدارس احتمالأ سبک تفکر اجرایی، جزئی نگر و محافظه کارانه را تشویق می کنند.

۱ – Guzell & Feagans

۲ – Bugental & Lin

۳ –  Mogg, Millar & Bradley

۴ – Hadwin, Garner, Perez-Oliva

۵ – Ginsburg & Schlossberg

۱ – Suveg,  Zeman,  Schroeder &  Cassano

۲- Field

۳- Hankin

۱ – Witkin

۲- Kagan

۳- Myers and  McCaulley

Related articles

پایان نامه مدل مربوط به انجمن غنی سازی ازدواج (A. C. M. E) [1]

حرکت غنی­سازی ازدواج در انقلاب های اجتماعی دهه ۱۹۶۰ بوجود آمد که از چند منبع سرچشمه گرفت. در همان زمان که گابریل کالو[۲]، یک کشیش کاتولیک در بارسلون اسپانیا، زوج ها را راهنمایی می کرد به عنوان آغاز رویارویی زناشویی به حساب می آید. هربرت اتو[۳] یک حرکت انسانی کار با زوج ها را در  […]

Learn More

پایان نامه درباره جنبه های پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی

۲-۳-۵-۱- جنبه های پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی جنبه های آموزشی – پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی در شش حوزه اساسی مورد بحث قرار می گیرند: ۱)فهم رفتار،۲) عینیت گرایی،۳) تبادل رفتاری،۴) مصالحه، ۵) ارتباطات، ۶) آموزش حل مساله. فهم رفتار: در رفتار دو هدف را می توان جستجو کرد: ۱- رفتار ممکن است فقط رفتار صرف […]

Learn More

پایان نامه ارشد : نظریه های تبیین کننده کیفیت روابط زناشویی

۲-۲-۳-  نظریه های تبیین کننده کیفیت روابط زناشویی در این قسمت به بررسی و توضیح مهمترین نظریه های پیرامون کیفیت روابط زناشویی یعنی نظریه لیوایز و اسپنیر و نظریه مارکس پرداخته می­شود. ۲-۲-۳-۱-  نظریه لیوایز و اسپنیر لیوایز و اسپنیر (۱۹۷۹) طی مطالعات و پژوهش هایی که درباره کیفیت روابط  زناشویی انجام دادند، سعی کردند […]

Learn More