ارشد : منحنی یادگیری و صرفه‌های مقیاس

مدیران رابطه بین بازخورهاى درون سیستم رو درک و اونا رو تحلیل کنن و سیستم رو مثل یه کل در نظر گیرند. پویایى شناسا از راه مثل سازى فرآیندهاى بازخور به مجموعه اى از قدیمی نمون ها یا قالب ها دست پیدا کردن که در بسیارى از سازمان ها دیده شده ان. هدف این قدیمی نمون انجام برخى پیش بینى هاى خاص در مورد رویدادهایى که قراره اتفاق بیفته نیس، بلکه به ما کمک مى کنن تا ‏ساختارها، الگوهاى پویاى رفتار و نقاط اهرمى بالقوه رو درک کنیم و بشناسیم. این قالب ها ‏به گونه اى در نظر گرفته مى شن که بتونن به روش اى منعطف مورد ‏استفاده قرار گیرند و به فهم الگوها کمک کنن. سیستم ها ممکنه که از راه بازخور منفى ‏با محیط هاشون منطبق شن و یا برعکس از راه بازخور مثبت با اونا زاویه پیدا کنن. جست و خیز هاى سیستمى موضعى واقع باور براى معرفت آدم اتخاذ مى کنه و ‏سیستم ها بازگشتى هستن، یعنى به خودشون بازخور مى بدن تا رفتارشون رو تکرار کنن. در جست و خیز هاى سیستمى علیت غیرخطىه، روابط على مبهم هستن و بیشتر شناسایی اونا مشکله. پیش بینى پذیرى رویدادهاى خاص و زمان بندى اونا بسیار مشکل و به خاطر همین شناسایی الگوهاى کیفى از اهمیت خاص اى برخورداره. طبق این دیدگاه کنترل سخته، اما اگر ساختار سیستم به خوبى فهمیده شه مى توان نقاط اهرمى رو شناسایی کرد. نقاط اهرمى نقاطى هستن که در اونا تلاش براى تغییر رفتار سیستم بیشترین تأثیرگذارى رو به همراه داره. پیدا کردن این نقاط بسیار سخته. ساختار بازخور سازمان الگوى رفتارى اون رو تعیین مى کنه. ‏به دلیل اینکه تحلیل به شکل بازخور انجام مى شه، بازم معنی نقطه منبع خارجى هست. سیستم هنوزم برمبناى بازنمودهاى از محیط خود فعالیت مى کنه. ‏مرز روشنى بین سیستم و محیط و یا درون و بیرون سیستم هست. با اینکه سیستم با محیط خود موافق مى شه، امّـا خود به تنهاى یه سیستم بسته تلقى مى شه. سیستم با رجوح به نقطه ثابتى که در مرز اون با محیطش واقع شده عمل مى کنه. ‏وضعیت سیستم از راه ساختار خودش و هم نوسانات محیطى اى که از راه نقطه ى منبع ثابت مشخص مى شن تعیین مى شه. ناپایدارى هم از درون سیستم و هم از محیط نشأت مى گیرد.

نوسانات

۲-۴-۲-۸- یادگیری فرایندیه بازخوردی

بازخورد مثبت فرایندی خود در حال افزایش و بازخورد منفی فرایندی خود اصلاح رو نشون می دهد. هر کدوم از این دو نوع حلقه با در نظر گرفتن چگونگی عملکردشون و البته با در نظر گرفتن ارزش های شما می تونه خوب یا بد باشه. عبارات بازخورد مثبت و بازخورد منفی رو واسه فرایندهای خود در حال افزایش و خوداصلاح به کار می روند. ما تصمیم هایی می گیریم که جهان واقعی رو تغییر میدن، بعد بازخوردهای اطلاعاتی رو در مورد جهان واقعی جمع آوری می کنیم و با بهره گرفتن از اطلاعات جدید، در یافته های خود از جهان و تصمیماتی که گرفته ایم، بازنگری کرده تا دریافت های خود رو از وضعیت سیستم به اهدافمون نزدیک تر کنیم.

نمودار ۲-۳- یادگیری یه روند بازخوردیه.

بازخورد از جهان واقعی به تصمیم گیرنده شامل شکل های جور واجور اطلاعات مثل کمّی و کیفیه. بازخورد جنبه ای گسترده و پایه ای از رفتاره که نامرئیه. به طور دقیق تر، بازخورد همون رفتاره. ما هیچی از رفتارای خود نمی دانیم و فقط از آثار بازخوردی خروجی های خود مطلعیم.

تک حلقه بازخوردی نوع مقدماتی یادگیری رو نشون می دهد. این حلقه یه بازخورد منفی کلاسیکه که به وسیله ی اون تصمیم گیرنده ها اطلاعات وضعیت سیستم رو با اهداف جور واجور مقایسه می کنن، اختلاف های میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب رو مشاهده می کنن و کارایی انجام میدن که باور دارن دلیل می شه جهان واقعی به وضعیت مطلوب نزدیک شه. حتی اگه انتخاب های اولیه تصمیم گیرنده ها شکاف میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب رو پر نکنه، سیستم آخرسر ممکنه وقتی که تصمیم های بعدی در سایه اطلاعات به دست اومده اصلاح شه و به وضعیت مطلوب برسه.

بازخورد اطلاعاتی از جهان واقعی تنها ورودی واسه تصمیم گیری ها نیس. تصمیم ها نتیجه ی به کار بردن یه قانون یا سیاست تصمیم گیری در مورد اطلاعات دریافتی از جهان واقعیه. تو یه سازمان، سیاست ها هم خود به وسیله ساختارها، روش هدف دار ها و هنجارهای فرهنگی، مقید و محدود شده ان. اینا هم به وسیله ی مدلهای ذهنی ما کنترل می شن نمایانگر چیزیه که آرگریس[۱] (۱۹۸۵) اون رو یادگیری تک حلقه ای[۲] می نامد، فرایندی که ما به وسیله ی اون چگونگی ی رسیدن به اهداف فعلی خود رو با در نظر گرفتن مدل های ذهنی مون یاد می گیریم. یادگیری تک حلقه ای دلیل ایجاد تغییرات اساسی در مدل های ذهنی ما (فهم ما از ساختارهای علّی مدل) در مرزی که به دور سیستم رسم کرده ایم، در افق وقتی که مناسب تشخیص داده ایم  و در اهداف و ارزش های ما نمی شه. یادگیری تک حلقه ای جهان بینی[۳] ما رو تغییر نمی دهد.

نمودار ۲-۴-  یادگیری تک حلقه ای

در یادگیری تک حلقه ای بازخورد اطلاعاتی  به وسیله مدل های ذهنی موجود تفسیر می شه.

اینجا بازخورد اطلاعاتی در مورد جهان واقعی نه فقط مدل های ما رو برابر با چارچوب های موجود و قوانین تصمیم گیری تغییر می دهد، بلکه مدل های ذهنی ما رو هم از این رو به اون رو می سازه. وقتی که مدل های ذهنی ما تغییر می کنن، ما با ایجاد قوانین تصمیم گیری متفاوت و روش هدف دار های جدید ساختار سیستم خود رو عوض می کنیم. همون اطلاعات که به وسیله قوانین تصمیم گیری متفاوتی پردازش و تفسیر شده ان، حالا به تصمیمات متفاوتی منجر می گردند. تغییر ساختار سیستم ها الگوهای رفتاری اونا رو هم تغییر می دهد. پیشرفت ی تفکر سیستمی یه روند یادگیری دو حلقه ایه که در اون، ما جای یه دید جزء نگر، محدود، کوتاه مدت و ایستا رو با نگرشی کل نگر، وسیع، درازمدت و پویا در مورد جهان هستی عوض کرده بعد سیاست ها رو با در نظر گرفتن اون دوباره طراحی می کنیم.

نمودار۲-۵- یادگیری دو حلقه ای

بازخوردهای جهان واقعی هم می تونن تغییرات در مدل های ذهنی رو تحریک کنن. اینجور یادگیری ای شامل مفاهیم یا چارچوبهای جدیدی از یه موقعیته و به اهداف جدید و قوانین تصمیم گیری جدیدی منجر می شه، نه فقط منتهی به تصمیمهای جدید.

۲-۴-۲-۹- مدل های ذهنی

عبارت مدل های ذهنی هم به نقشه های نیمه دائمی که ادما از دنیا در حافظه دراز مدت خود دارن و هم ادارک کوتاه مدت که افراد اون رو از فرایندهای استدلالی روزانه خود می سازند اشاره داره (سنگه و بقیه، ۱۳۸۸: ۲۷۱). فرق در مدل های ذهنی نشون می دهد که به چه دلیل افراد ممکنه یه صحنه یا واقعه رو به شکل های مختلفی توصیف کنن. مدل های ذهنی شکل دهنده رفتار ما آدم ها هستن. مدل های ذهنی همون تصاویر و چارچوب های مرجعی هستن که آدما به وسیله ی اونا جهان و پدیده های اون رو تأویل و تفسیر می کنن و ادما از راه این مدل ها با دنیای واقعی تعامل برقرارمی کنن. مدل های ذهنی مدیران، وسیله اساسی مدیریت سنتی در برخورد با مسائل جور واجور حساب می شه. ً پایگاه داده ی ذهنی که در بردارنده ی فهم درباره سیستم ها هستش بر مدل های ذهنی، حاکمه. فهم در مورد سیستم ها می تونه به سه شکل ساختار و سیاست های دیده شده[۵]، رفتار انتظاری[۶] و رفتار واقعی[۷] باشه.

در روانشناسی تصویر ذهنی، همون تصویر از خویشتنه. این تصویر، براساس باورهایی ساخته می­شه که فرد از خود داره. این باورها تحت­اثر تجارب گذشته، موفقیت­ها و شکست­ها، پستی ها، پیروزی­ها و رفتار بقیه در دوران کودکی با آدم ساخته می­شه. مجموعه ی این تجربه­ها تو ذهن آدم یه خود یا تصویری از خود می­سازه. با وارد شدن نظر یا باور از خودمون، تصویر نامبرده واسه فرد حالت حقیقت پیدا می­ کنه. همه ی اعمال، احساسات، رفتار و حتی توانایی­های افراد براساس تصویر ذهنی حالت می­گیرد. تصویر ذهنی، مقدمه، پایه و یا بنیادیه که همه شخصیت، رفتار و حتی کیفیت روحیه، احساس و اعمال فرد رو شکل می­دهد. تصاویر ذهنی براساس تجربه­ها تأیید و تقویت می­شن. از این رو، دور بسته ای، چه خوب و چه بد شروع می­شه. لازمه با آزمایش خودمون به نوع رفتار خود رسید. تصویر ذهنی، قابل تغییره، تغییر عادت، شخصیت با سبک زندگی آدم امکان­پذیری بالایی داره. تفکر مثبت رو باید روی تصویر جدید که تغییر تصویر ذهنی قلبیه پایه­ریزی کرد. تصویر ذهنی فرد، حدود منطقی شخصیه. با داشتن تصویر ذهنی بی­عیب و مطمئن، احساس خوشی بوجود می­آید.

روحیه

الگوهای ذهنی، درخشش، تبیین دائمی و بهبود تصویر داخلی خود از دنیا و مشاهده چگونگی تأثیرپذیری تصمیم­ها و اقدام های ما براساس اوناس. مدل های ذهنی به طور گسترده در روان شناسی و فلسفه مورد بحث قرار می گیرند. نظریه پردازان جور واجور مدل های ذهنی رو مجموعه ای از استانداردها یا روش های عملیاتی روزمره توصیف می کنن، به گونه ای که بعضی از اونا عبارتند از اسنادی واسه انتخاب اقدامات ممکن، نقشه های شناختی یه بخش، روش هایی واسه طبقه بندی تجربه ها، ساختارهای منطقی واسه تفسیر زبون، یا ویژگی هایی در مورد زندگی روزانه که با اونا برخورد ساختارهای منطقی واسه تفسیر زبون، یا ویژگی هایی در مورد زندگی روزانه که با اونا برخورد می کنیم. فارستر (۱۹۶۱) تأکید می کنه که همه ی تصمیم ها براساس ی مدل ها و معمولاً مدل های ذهنیه. عبارت «مدل ذهنی» شامل ی باورهای ما در مورد شبکه های علّی و معلولیه که چگونگی کارکرد یه سیستم رو در چارچوب مرزهای سیستم (کدوم متغیرها درون سیستم ان و کدوم متغیرها خارج از سیستم) و افق وقتی که مناسب تشخیص داده ایم توضیح می دهد و قالب یا چارچوب های مسئله رو مشخص می کنه. اما معمولاً مدل­های ذهنی به دلیل داخلی بودن­شون و نبود آگاهی نسبت به اون­ها، عموماً امتحان نشده باقی می­مانند. مدل­های ذهنی تا وقتی که به دنبال اونا نگردیم، واسه ما نمیشه دیدشون. نقشه ذهنی هم یعنی یه روش غیر خطی، فضایی و جغرافیایی که در اون مطلب مورد بحث تو یه تصویر مرکزی متبلور شده. نکات اصلی موضوع از تصویر مرکزی به صورت شاخه هایی منشعب می شن. شاخه ها شامل یه شکل یا کلید واژه، نوشته ها و وصل به خطوط شده (سامویل، ۱۳۸۷: ۱۱۴).
فلسفه

مهمترین نقاط قوت مدل های ذهنی عبارتند از:

۱- این مدل ها براساس ی تجارب کاربردی افراد در مورد سیستم های جور واجور هستن.

۲- این مدل ها از پشتوانه ی اطلاعاتی غنی پایگاه داده ی ذهنی بهره مند هستن.

۳- مدل های ذهنی در وضعیت موضوع به جنبه های قابل لمس و ناملموس توجه دارن.

۴- این مدل ها می تونن به رفتار انسانی هم بپردازند.

بعضی از محدودیت های جدی مدل های ذهنی عبارتند از:

۱- تعداد روابط سیستم ممکنه نامحدود باشه، اما شک نداشته باشینً ادراکات ذهنی این روابط محدوده.

۲- شناسایی مدل های ذهنی، سخته.

۳- تعامل بین اجزا در این مدل ها به طور شفاف مشخص نیس و ساختار مدل دارای ابهامه.

۴- در این مدل ها مفروضات بیشتر به صورت اجزا یا روابط ثابت مورد نظر قرار می گیرند.

۵- انتقال این مدل ها سخته.

۶- مدل های ذهنی رو نمی توان دستکاری کرد.

۷- مدل های ذهنی افراد جور واجور با در نظر گرفتن گذشته، سطح آموزش و تجربه  افراد، فرق داره.

۸- مدل های ذهنی یه فرد هم به سرعت در طول زمان تغییر می کنه.

۹- تعامل بین محدودیت هایی که به اونا گفته شد، شدیدا مانع از درک سیستم های پیچیده ی مدیریتی می شه.

[۱]Argyris

[۲]Single – Loop Learning

[۳]World Wiew

[۴]–  Mental Models

[۵]– Observed Structure And Policies

 

[۶]– Expected Behavior

[۷] – Actual Bhavior

99

Related articles

روانشناسی انواع فرعی وسواس ها

ب- وسواس ها وتکانه های جنسی: وسواس های جنسی روی موضوعاتی مثل داشتن رابطه جنسی باافراد هم جنس یاغیرهم جنس، یکی ازنزدیکان، فرزندان، والدین، بستگان، حیوانات ویاحتی اشیاءمتمرکزمی شه. بعضی وقتا این افکاردرخصوص داشتن رابطه ی جنسی باچهره های مذهبی ویاافرادمقدس مثل پیامبران وغیره می باشه. افراد با این نوع وسواس ها نگرانندکه این افکار به […]

Learn More

مقالات : بهره‌وری

بهره وری، نگرشی فرهنگیه که در اون، آدم فعالیت های خود رو هوشمندانه- با فکر انجام می دهد تا بهترین نتیجه رو در رسیدن به اهداف مادی و الهی خود به دست بیاره. به بیانی دیگه، می توان گفت که هدف بهره وری، به بیشترین حد رسوندن به کار گیری منابع، نیروی انسانی، سرمایه، مواد […]

Learn More

طیف اختلالات وسواس فکری و عملی (OCSDs)

مشکلات طیفOCD که درطبقات تشخیصی جور واجور روان پزشکی قرار می گیرد عبارتنداز: مشکل بدریختی بدن، خودبیمارپنداری، وسواس کندن مو[۲]، مشکلات خوردن، مشکلات کنترل تکانه، رفتارای خودآزارانه ورفتارهای جنسی اجباری. ارتباطی هم بین OCDباسندرم توره، اوتیسم واسکیزوفرنیای وسواسی نشون داده شده. همه این مشکلات ازنظرتظاهرات بالینی، چگونگی شروع وسیراختلال، سابقه خانوادگی وپاسخ درمانی تشابهاتی باهم […]

Learn More