بریزی بچه «حاج میرزا آقا خشکنابی» از وکلای دادگستری تبریز بود. در زمان مشروطیت به دلیل حوادث و درگیری های تبریز، حاج میرزا محمد حسین رو به روستای خشکناب می فرستد و کودکی شهریار در کنار طبیعت خوشگل و کوه حیدربابا شکل می گیرد. در جوونی که دانشجوی پزشکی هم بود عاشق دختری می شه اما این عشق ناتموم می موند و زندگی اون با انصراف از دانشگاه، بیشتر رنگ شعر می گیرد. امکان نداره ایرونی باشی و یکی از شعرهای این شاعر توانا رو از بر نباشی. 

خونه ی شهریار در محله ی مقصودیه سومین خونه ی استاد در تبریزه که ۲۰ سال آخر عمر خود رو در این خونه گذراند و بدیش اینه دو خونه ی قبلی تخریب شده ان. قدمت این خونه که با مساحتی حدود ۲۴۱ متر مربع و زیربنای ۲۵۰ متر مربع در ۲ طبقه ساخته شده، مربوط به پهلوی دومه. در سال ۱۳۶۷ و بعد از درگذشت استاد، شهرداری این خونه رو خرید و در سال ۱۳۷۰ اون رو تبدیل به موزه ی ادبی شهریار کرد. لوازم شخصی و کتاب های استاد در این موزه نگهداری می شه. خونه حیاط کوچیکی با حوض و باغچه داره و در طبقه ی اول کتاب ها،  عکس ها و لوازم شخصی استاد در برابر دید عموم قرار گرفته. در این طبقه یه ساعت (چپ گرد) هم نصب شده که عقربه های اون به عقب بازمی شه که طرح و شعر «ایرج نوبهار» به زبون ترکی روی اون نقش بسته س که به ناراحتی دوباره دیدن روزگار گذشته و ملاقات دوباره ی استاد اشاره داره:

کاش قایدا روزگارین احوالی                                 بو ساعت تک زمان گده بیر دالی

بیزده چاتاق شهریارین یوردونا                              تاج باشیندا ساز اوخودر باخمالی

در قسمت زیرزمین هم یه اتاق و حوضخانه ی کوچیک قرار داره. وقتی روی تخت کنار حوض می نشینی و فواره ی کوچیک اون، آب رو روی تن ماهی های قرمز حوض می پاشد گویی صدای شهریار در فضا طنین می افکند و شعر ناراحتی بار «اومدی جانم به قربانت ولی حالا به چه دلیل» رو زمزمه می کنه. خونه ی استاد شهریار جاییه که می تونه در عصر یه روز دلگیر پاییزی مامنی باشه واسه تموم دلتنگی ها و خوندن اشعار زیبای اون می تونه مرحم دل تنگ هر عاشق دل شکسته باشه. خونه ی شهریار قدمت چندانی نداره اما خشت خشت اون حس و حال روزگار جوونی، عاشقی اون زمان و شعرهای یار و نگار و ناراحتی جوونی از دست رفته بدون معشوق رو در گوش ما زمزمه می کنه. 

خونه ی استاد شهریار در ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ به شماره ی ۲۲۷۲۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده.

نشانی بنا: تبریز، محله ی مقصودیه

نشانی خونه ی استاد شهریار روی نقشه

در آخر مقاله های خونه های تاریخی تبریز باید بگم که این ها تموم گنجینه های تاریخی تبریز نیستن؛ تبریز پر از خونه های قدیمیه که پشت هر کدوم قصه ای هست، اما بدیش اینه به دلیل بی مهری مسئولان یا در حال تخریب هستن یا اطلاعات دقیقی در مورد تاریخ اون ها در دست نیس. در آخر با بخشی از شعری از استاد شهریار در وصف تبریز از شما دعوت می کنم به شهر تبریز، شهر اولین ها سفر کرده و از زیبایی های طبیعی و تاریخی اون لذت ببرین، چون پایان تابستون پایان فصل سفر به این شهر نیس و پاییز اون باشکوه تر و رنگارنگ تر از هر فصل دیگری خودنمایی می کنه:

شهر تبریزه و جون قربان جانان می کنه                       سرمه ی چشم از غبار کفش مهمون می کنه

شهر تبریزه کوی دلبران                                            ساربانا بار بگشا زاشتران

شهر تبریزه و مشکین مرز و بوم                                مهد شمس و کعبه ی ملای روم

کاروانا خوش فرود آی و درآی                                        ای به تار قلب ما بسته درآی

شهر ما امشب چراغات می کنه                                        آفتاب چرخ مهمون می کنه

شب کجا و مهمون آفتاب                                              این به بیداریست یا رب یا به خواب

خانواده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *