تعریف واژگان و اصطلاحی سهام

از نظر معنی، واژه سهام به اين صورت تعريف مي­شود:

الف)حصه شريك در مال الشركه

ب)سندي عادي است كه از مالكيت حصه معلوم در شركت سهامي حكايت می­کند. صاحب سهم در زيان­ها و سودهاي شركت شريك خواهد بود و در اداره شركت دخالت دارد(جعفري لنگرودی، 1380). تعريف اصطلاحي سهام هم از تعريف واژه آن زياد فاصله نگرفته و بدين نحو تبيين شده:

سرمايه شركت سهامي به قطعاتي تقسيم شده كه هر يك از آن­ها را سهم گويند. بنابراين سهام عبارت است از قطعاتي كه مجموع آن سرمايه را تشكيل مي­دهد. در ماده 24 سهم چنين تعريف شده است”سهم قسمتي از سرمايه شركت سهامي كه مشخص ميزان مشاركت و تعهدات منافع صاحب آن در شركت سهامي مي­باشد.”

در شركت­هاي ديگر، سهم هر شريك را”سهم الشركه” مي­گويند ولي در شركت سهامي به ذکر سهم اکتفا می­شود. مثلاً گفته مي­شود فلان شخص در فلان شركت داراي يك يا چند سهم است. دارنده سهم نمي­تواند به نسبت سهم خود از مايملك شركت مالك باشد، بلكه به نسبت سهم خود از شركت داراي حق بوده و به موجب آن از منافع شركت استفاده كرده و در مجمع عمومي رأي مي­دهد و در صورت انحلال از دارايي شركت سهم خواهد برد. برای مثال، اگر شرکتی به تعداد دو میلیون سهم منتشر کرده و شخصی مالک دو هزار سهم در این شرکت باشد، او یک‌ هزارم از مالکیت این شرکت را در اختیار دارد. قانون در شركت سهامي عام حداكثر قيمت اسمي سهام را ده هزار ريال معين كرده[1]ولي در شركت­هاي سهامي خاص حداقل و اكثر براي مبلغ اسمي سهام تعيين نشده است.

[1]. ماده 29 ل. ا. ق. ت