انجمنهای شهری و شوراها که در حال حاضر در سطح شهر، ناحیه و محلات شکل‌گرفته نیز یکی از گزینههای بسیار مناسب برای مشارکت شهروندان در اداره امور و نظم و امنیت عمومی و نظارت بر وقایع شهر و محلهی خود میباشد. رویکرد محله گرایی که میتواند حس امنیت را تقویت نماید، ضرورت تبیین ساختار فضایی و مرز محلات را در جوامع شهری نشان میدهد. تقویت امنیت و هویت از یک‌سو و مباحث مربوط به برنامهریزی و ساماندهی ساختار شهری توسط برنامه‌ریزان از سوی دیگر، توجه به تقویت مرزهای محله را بیشتر آشکار میسازد. باید توجه داشت که بافت کالبدی و اجتماعی محله تأثیر متقابل بر همدیگر دارد و گاهی بافت کالبدی زمینه‌ساز مسائل اجتماعی است. (قرایی، ۱۳۸۹: ۲۱). تأسیسات انجمنهای مختلف در هر محله مانند انجمنهای فرهنگی، دینی، ورزشی، باشگاههای سینمایی و امثال آن دارای اهمیت اساسی است و فرصت و امکان برخوردهای اجتماعی را فراهم میکند. این تعلق‌خاطر در بیان “محلهی ما” تجلی پیدا میکند (توسلی، ۱۳۸۶: ۳۲).
درگذشته، محلههای شهرهای سنتی ایران اهمیت خاصی داشت و واحدهای کوچک محله سرچشمهی شکلگیری هیئتها و گروههای اجتماعی، دستهجات و روابط مرئی و نامرئی فراوان و همبستگیهای محلهای خاصی بود. برخی از این ویژگیها هنوز کموبیش در شهرهای کوچک و سنتی و برخی محلات درون شهرهای بزرگ باقی مانده است و روابط کارکردی مثبتی دارد (توسلی، ۱۳۸۶: ۳۲).
انجمنهای داوطلبانه انواع گوناگون دارند و میتوانند در ابعاد چهارگانهی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کارکرد داشته باشند. عضویت در انجمنهای داوطلبانه به‌صورت آزادانه انجام می‌شود. چون انجمن داوطلبانه یک سازمان غیرانتفاعی است، عضویت در آن نه‌تنها حاوی نوعی مستمری و حقوق مادی نیست بلکه پرداخت مبلغی حق عضویت معمولاً یکی از شرایط عمومی عضویت در این نوع گروهها است. در این نوع انجمنها، روابط متقارن گرم کموبیش حاکماند و شیوهی تنظیم آنها عمدتاً بر اساس مجابسازی و تعهد استوار است و نه بر اساس شیوهی تحریک و اجبار. به‌طور خلاصه میتوان گفت که انجمنهای داوطلبانه دارای بعضی ویژگیهای مهم هستند که همگی آنها را نمیتوان یکجا در سایر گروهبندیهای اجتماعی سراغ گرفت. این ویژگیها عبارتاند از:
ارادی بودن عضویت و داوطلبانه بودن فعالیت در آنها.
وجود نوعی گرمی روابط در آنها.
غیرانتفاعی بودن.
مجابسازی به‌عنوان اصل محوری تنظیم روابط.
رعایت اصل سازمان‌دهی رسمی.
طبق تأثیراتی که این عضویتها بر فرد میگذارد، فرد به دو طریق با جامعه رابطه برقرار میکند. یکی از طریق ایجاد ارتباط با سایر کنشگران در جامعه و دیگری از طریق عضویت در گروهها. به‌این‌ترتیب دو فرصت مزبور به فرد اجازه میدهند تا بیشتر به جامعه وصل شود و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهد و بدین‌وسیله مانع ازخودبیگانگی، یعنی جدایی فرد از جامعه، میشوند.
مشارکت مؤثر و داوطلبانه ضمن اینکه برای فرد دارای مطبوعیت خاص خویش است؛ به او اجازه می‌دهد که تعهدات خود را ورای اجتماعات طبیعی (مثل خانواده) تعمیم دهد و به‌این‌ترتیب با اعیان فرهنگی و اجتماعی در عرض جامعه به صورتی بیشتر عامگرایانه برخورد نماید. همچنین مشارکت ذهنی و اشتغال ذهنی فرد را در امور اجتماعی افزایش میدهند و به او اجازه میدهند تا نقش یک شهروند مسئول را به‌طور منطقی و آزادانه در چارچوب نمادی جامعه ایفا نماید؛ و تأثیرات دیگر آن این است که به فرد اجازه میدهند تا در سیر تصمیمگیریهای گروهی حاضر، ناظر و عامل باشند. این فرصتها در عمل به فرد میآموزند که چگونه با برخورد با تفاوتها و رأی اکثریت حلم و بردباری خود را افزایش دهد و نسبت به آنچه که او نسبت به آنها مخالف است به شیوه مجابسازی مبارزه کند (چلبی، ۱۳۷۵: ۲۴۳).
نظریات و فرضیات تحقیق

متفکر نظریه فرضیه
فردیناند تونیس تونیس با تمایز میان گمینشافت (اجتماع) و گزلشاف (جامعه) بر تحول روابط اجتماعی تأکید دارد. گمینشافت به‌نوعی سازمان اجتماعی گفته می‌شود که مشخصهی آن روابط نزدیکِ میان فردی و احساسات دوسویهی پیونددهنده‌ای است که انسان‌ها را به‌عنوان اعضای یک کلیت اجتماعی گرد هم می‌آورد. گمینشافت، کنترل اجتماعی قوی ولی غیررسمی است و از طریق سنت ازجمله سنت دینی، خانواده و دوستان عمل می‌کند. در مقابل، مشخصهی گزلشافت شکل بروکراتیکتر و غیرشخصیتر سازماندهی و کنترل اجتماعیِ ناشی از قرارداد [اجتماعی] به پشتیبانی دولت است (کازنو، ۱۳۸۷: ۲۰). تونیس می‌نویسد: «هیچ فرهنگ یا جامعه‌ای را سراغ ندارد که در آن عناصر گمینشافت و گزلشافت به‌طور همزمان حضور نداشته باشند». به نظر میرسد بین سلامت اجتماعی ساکنین محلات جدید و قدیم یزد تفاوت معنیداری وجود دارد.
پرکینز مردم با حس قوی دلبستگی مکانی، تمایل به منسجم‌تر شدن، لذت بردن از کیفیت بالای زندگی و شناسایی چشم‌انداز ارزشها و مکانهای خاص درون اجتماعاتشان دارند. دلبستگی مکانی به یک محله برای پرورش رویکرد مشارکتی می‌تواند مورداستفاده قرار بگیرد، زمانی که احزاب مختلف می‌توانند منافع مشترکی را در سلامت و رفاه محلهی خودشان پیدا کنند. پیوستگی با سلامت و رفاه افراد و اجتماعات به‌ویژه هنگامی‌که ویژگی‌های اجتماعی و فیزیکی در محیطهای مسکونی خاص با نیازهای مربوط به افراد مطابقت دارد، مرتبط است. اگر مردم به یک مکان دلبسته

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

شوند، آنها به دنبال محافظت و بهبود مکانشان هستند.

به نظر میرسد افزایش میزان دلبستگی فرد به محله سکونت خود، سلامت اجتماعی وی را بالا می‌برد.
گهل مفهوم امنیت در فضای شهری از یک‌سو با جرم ارتباط پیدا میکند. اگرچه از آن بسیار متفاوت است و از سوی دیگر با مفهوم قربانی جرم واقع‌شدن و ترس از آن در ارتباط است. از سوی دیگر میبایست میان ترس و خطر یا احساس امنیت کردن و در امان بودن تفاوت قائل شد. ازنظر علمی، درک اثرات جرم یعنی ترس از وقوع جرم، به‌اندازهی خود آن یعنی خطرهای آماری حاصل از وقوع جرم اهمیت دارد. واکنش نسبت به ترس از قربانی شدن باعث میشود که بسیاری از مردم از خطرات دوری کنند یا حداقل میزان در معرض خطر قرار گرفتنشان را کاهش دهند. این خود میتواند منجر به عدم حضور مردم نه‌تنها در یک مکان خاص بلکه در بیشتر فضاهای عمومی شود. به نظر میرسد افزایش میزان امنیت اجتماعی محل سکونت، سلامت اجتماعی فرد را بالا می‌برد.
جیکوبز جیکوبز معتقد است وقتی‌که محیط خارج، از کیفیت خوبی برخوردار باشد، فعّالیّت‌های اجباری تقریباً با همان تناوب صورت میگیرند، ولی چنانچه شرایط کالبدی مناسبتر باشد این فعّالیّتها تمایل دارند که به درازا کشیده شوند. علاوه بر آن، نظر به اینکه در اینجا مکان و شرایط مردم را دعوت به مکث، نشستن، خوردن، بازی کردن و غیره میکند، فعّالیّتهای اختیاری متعددی هم به وقوع خواهد پیوست. در خیابان‌ها و فضاهای شهری بیکیفیّت (نامناسب)، تنها تعداد معدودی فعّالیّت به وقوع میپیوندد و مردم علاقه دارند که به‌سرعت به خانه برگردند. در یک محیط خوب، احتمال وقوع فعالیت‌های انسانی متنوّعی وجود دارد. فعّالیّتهای اجتماعی، آن دسته از فعّالیّتهایی هستند که به حضور دیگران در فضاهای عمومی وابستهاند. به نظر میرسد افزایش قابلیت پیادهمداری در محله بر سلامت اجتماعی آنها مؤثر است.
لو و آلتمن