روانشناسی انواع فرعی وسواس ها

ب- وسواس ها وتکانه های جنسی: وسواس های جنسی روی موضوعاتی مثل داشتن رابطه جنسی باافراد هم جنس یاغیرهم جنس، یکی ازنزدیکان، فرزندان، والدین، بستگان، حیوانات ویاحتی اشیاءمتمرکزمی شه. بعضی وقتا این افکاردرخصوص داشتن رابطه ی جنسی باچهره های مذهبی ویاافرادمقدس مثل پیامبران وغیره می باشه. افراد با این نوع وسواس ها نگرانندکه این افکار به روشی درخشش تمایلات وآرزوهای ناخودآگاه اونا باشه(پنزل، ۲۰۰۰).

۳- وسواس های مذهبی: مذهب، یه موضوع خاص واسه تفکراست. گناهان، خطاهاوتابوهای زیادی وجود دارندکه موضوع وسواس های مذهبی هستن و باعث می شن فردتصورکند تحریفی صورت گرفته. افکارکفرآمیزو تردیدهای مذهبی ازجمله این وسواس ها هستن(کرک وسالکوفسکیس، ۱۳۸۰؛پنزل، ۲۰۰۰).

۴- وسواس های آسیب، خطر، از دست دادن یاخجالت: به نظر می رسداکثریت وسواس ها دور محوروقوع حوادث منفی واسه خود یادیگران (مخصوصا نزدیکان) می چرخد. تصوراتی درباره مرگ عزیزان وآسیب های اتفاقی دراین زیرمجموعه قرارمی گیرد. نوع دیگری از وسواس ها شامل مواردیه که فرد فکرمی کندکه بقیه اون رو به دلیل قیافه، لباس یاشیوه ی راه رفتن وغذا خوردن وغیره زیرنظرگرفته واو رو سرزنش کرده ومنجر به احساس خجالتش  می شه(کرک وسالکوفسکیس، ۱۳۸۰؛ پنزل، ۲۰۰۰).

۵- وسواس های خرافاتی یاجادویی: بسیاری ازوسواس ها مثل افکارجادویی وخرافاتیه. بسیاری ازافرادوسواسی عقیده دارندکه افکارشون قدرت خنثی کردن یاتغییرحوادث رادارند و منتهی به آسیب به خودیادیگران می شن. به نظر می رسدکه این افکار مشابه خرافات وبعضی آداب مذهبیه، هرچند اصلا محدود به اینا نمی شه(پنزل، ۲۰۰۰).

۶- وسواس های متمرکزبرجسم: وسواس های متمرکزبرجسم شامل افکار وسواسی فردنسبت به بدن خود یاکارکرد بدنش می باشه. این افراد دارای افکار وسواسی درارتباط با ضربان قلب، توانایی نفس کشیدن، درد دربعضی قسمت های بدن(نظیردردموضعی درپاها)آسیب های پوستی وغیره می باشن(پنزل، ۲۰۰۰).

۷– وسواس های کمال گرایانه: اجزایی ازکمال گرایی درخیلی ازجنبه های وسواس دیده می شه. ازجمله تمرکزبرتردید درکامل بودن فکریاعمله. مک فال وولرشیم عامل هسته ای درشکل گیری وسواس رامیزان باورها وفرض های مربوط به آزمایش احساس خطر درزمینه ی کمال طلبی می دانند؛  باورهایی مانند اینکه آدم باید درهرزمینه ای کامل، لایق وتوانمندباشد. به نظرآنهاتصور افرادمبتلا به وسواس اینه که درصورتی احساس خوبی نسبت به خود دارندکه همیشه ودرهمه حال کامل، بی عیب ونقص ومصون ازانتقادباشند(شمس وصادقی، ۱۳۸۵؛ پنزل، ۲۰۰۰).

۸- وسواس های خنثی: دراینجا افکاربی معنی، جملات، تصاویر، آهنگ ها وحتی رشته های بی معنی ازاعدادی وجود داردکه باوقوع واقعه خاصی در رابطه نبوده ومنجربه حواس پرتی ودرگیری فردیاجلب توجه اون به وقایع یا وسایل غیر مهم بهنجارمرتبط باخوداو، بقیه ویا محیط می شه. این وسواس ها ممکنه شامل سؤال های داخلی تکراری درمورد چیزایی باشدکه مهم نبوده و واسه اونا جوابی وجود نداره. فشارواقعی حاصل از این وسواس ها به وجود اومده توسط اینه که به نظرمی رسدفرد نمی تونه افکارمرتبط باآنها رو متوقف کنه. درمجموع وسواس های خنثی دارای خصوصیاتی متفاوت ازسایروسواس هاست(کرک وسالکوفسکیس، ۱۳۸۰؛ پنزل، ۲۰۰۰).

۲- ۱-۴-۲ شکل های جور واجور فرعی اجبارها

۱– اجبارهای آلودگی زدایی: این طبقه یکی ازشناخته شده ترین شکل های جور واجور رفتارای اجباریه. این اجبارهابه منظور جلوگیری ازآسیب هاییه که افرادبرحسب محتوای وسواس ها ازآن می ترسن. آلودگی محدوده بزرگی رو در برگرفته وحتی بعضی ازآنها جنبه خرافاتی وجادویی دارن، نظیرآلودگی ازطریق افکاریاکلمات. رفتارای اجباری دراین بخش شامل اشکال مختلفی ازرفتارهای تمیزی واجتناب مثل شستن دست ها، دوش گرفتن، ضدعفونی واسترلیزه کردن، دور انداختن اشیاءولباس هاوتعویض کردن آنهاوغیره می شه(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸؛ پنزل، ۲۰۰۰). این اجبارهاازشیوع تقریبا”بالایی دربین بیماران گرفتار به مشکل وسواس فکری  و عملی برخورداراست. برابر نظرپژوهشگران، اکثریت بیماران OCD اجبارهای شستشو رو در دوره ای از مریضی شون تجربه کرده ان(حونز[۱]وکراچمالیک[۲]، ۲۰۰۳).

۲- اجبارهای احتکار: اجبارهای احتکار، معرف رفتارای اجباریه که درآن افرادتمایل به جمع آوری چیزهابه مقدار زیاد دارن. اونا ممکنه فقط شکل های جور واجور خاصی ازچیزها ویاهرچیزی راجمع بیاری کنن. اجبارها، رفتارای آدمایی که مبادرت به جمع بیاری چیزای مهم مثل وسایل هنری، سکه، تمبرو چیزای دیگه ای به جز اینا می کنن رو در برنمی گیرد. برعکس افراد با اجبارهای احتکار چیزایی رو جمع بیاری می کنندکه ارزش کمی داشته ویاارزشمند نیس؛ یا اگه مهم هم باشه، علاقمندبه جمع بیاری اون بیش ازحد عادی هستن. آنهاتصورمی کنندکه اگراین وسایل رو دوربیندازند، روزی به اون نیازخواهندداشت(پنزل، ۲۰۰۰). گاه این آدما به دلیل درهم ریختگی ناشی ازجمع بیاری چیزها درخانه قادربه انجام فعالیت های عادی روزمره زندگی خودنیستند و معمولا”درتصمیم گیری واسه اینکه چی رادوربیندازندمشکل دارن(ثردارسون[۳]، رادمسکی[۴]، شافران[۵]، ساچاک[۶]، هاستیان[۷]، ۲۰۰۴).

۳– اجبارهای بررسی: زور بررسی کردن می تونه به عنوان تلاش های اجباری، تکراری واغلب افراطی واسه کسب اطمینان ازعدم اتفاق حادثه ی خاص یاانجام بعضی فعالیت ها به روش ای خاص، تعریف شه. بررسی درواقع چرخه ای ازفرایندیه که چهارمرحله رادربرمی گیرد:

الف- تردیدشدید: احساس اضطراب به دلیل خاطر جمع نبودن ازچیزهایی که مهم به نظر می رسند. فرداحساس از دست دادن اطلاعات می کنه.

اضطراب

ب- تمایل به بررسی یاپرسش: اجباربرای رسیدن به اطلاعات بیشتربرای رهایی ازاضطراب وشک ورسیدن به احساس قطعیت، سلامت یاحمایت.

ج- بررسی کردن ذهنی یاعملی.

د- رفع دودلی ورهایی موقت ازاضطراب، که هیچکدام دووم چندانی نداشته(گاه چندثانیه یادقیقه)ومنجربه دودلی ووارسی بیشترمی شه(پنزل، ۲۰۰۰). اجبارهای بررسی بیشتر از اجبارهای مربوط به تمیزکردن همراه باشک و تردیدو بی تصمیمی است ونیازمندزمان طولانی واسه رسیدن به اطمینان خاطراست(راچمن، ۲۰۰۳).

۴- اجبارهای جادویی و عمل زدایی: ترس هاوشک وتردیدهای افرادوسواسی ممکنه درمورد هرچیزی باشه. خیلی از این ترس ها وشک هاآنقدرعجیب و غیرواقعی هستندکه هیچ فردعادی حتی به آنهافکر نمی کندتاچه برسه به اینکه بخواهدازآنهااجتناب کندیااثرآنها راخنثی کنه. شرایطی که افراد وسواسی درمعرض رگباری ازاین افکارعجیب وغیرعادی قرارمی گیرند، ممکنه راه های عادی واسه خنثی سازی اونا مؤثرنباشد، پس افرادممکنه به چیزایی بالاتر از احتیاط عادی واسه داشتن احساس امنیت وکنترل پناه ببرن(پنزل، ۲۰۰۰).

۵- اجبارهای کمال گرایانه: این اجبارهاتلاش واسه کنترل شک هاییه که درافرادOCDوجود داره. هم اینکه تلاش واسه تحمیل ساختاری به زندگی شخصه که به نظر می رسددایم درمعرض تغییراست. موضوع دیگه دراین زیرمجموعه که واسه افرادOCD رقابت برانگیزاست، زور به تصمیم گیریه. ازآنجایی که تصمیمات بایدلاجرم بی اشکال باشه، حتی بی اهمیت ترین تصمیمات نیزمی تونه واسه فرد اضطراب زا باشه. اینطوری این افراد بطور دائم درمعرض گزینه های زیادی واسه اراده کردن هستندکه قادر به تشخیص وتمیزبین اونا نمی باشن. افکارجادویی که از فرد می خواهند که کارا راکامل انجام بده تا ازبروز حوادث واتفاقات بد جلوگیری کنه، منبعی دیگه واسه اجبارهای کمال گرایانه س. به نظر تالیس[۸]، ۱۹۹۶، بخش های معینی ازاجبارهای شست وشو، رابطه تنگاتنگی باکمال طلبی دارن. اودرتحقیق خود گفته که بعضی ازبیماران، ازآیین مندی های شست وشو، نه به دلیل ازبین بردن آلودگی، بلکه به دلیل رسیدن به یه حالت به طور کامل” پاک وشفاف استفاده می کنن(شمس وصادقی، ۱۳۸۵؛ پنزل، ۲۰۰۰).

اراده کردن

۶- اجبارهای شمردن: دلیلای زیادی واسه اجبارهای شمردن وجودارد. اول به خاطر کسب اطمینان ازاین که کاری به اندازه یا خیلی وقتا کافی انجام شده. دلیل دوم ممکنه درارتباط با باورهای جادویی درمورد اعدادخوش یمن یا بد یمن باشه. وسومین دلیل آنست که بعضی افرادتمایل غیرقابل توضیحی واسه شمردن دارن. اونا ممکنه هرچیزی رو دراطرافشان شمارش کنن(پنزل، ۲۰۰۰). آئین های شمردن معمولا”باانتخاب اعداد خاصی همراه س و بطورعادی همراه باوسواس ها واجبارهای دیگه نظیرتمیزکردن، بررسی وآئین های خرافی اتفاق می افتد(انستین[۹]، منزیس[۱۰]، ۲۰۰۳).

۷- اجبارهای لمس کردن یا حرکت:  اجبارهای لمس کردن یا حرکت به دلیلای زیادی می تونه انجام شه. یکی ازعمده ترین اونا دلایل خرافاتی وجادوییه. دراین صورت اونا این اعمال رو به روش خاص یاتکراری به خاطر کنترل یه فکر یاواقعه بد وخنثی کردن احتمال وقوع یه اتفاق بد انجام میدن(پنزل، ۲۰۰۰).

۸- اجبارهای خودناقص سازی: دراینکه می توان این اجبارها رو روی پیوستارOCD قراردادیاخیر شک وتردیدهایی هست. این اجبارها می تونن اشکال زیادی داشته باشه، مثل بریدن یا خراشیدن بدن، سوزوندن خودباکبریت یاسیگار، ضربه زدن به چشم ودرموارد نادر رفتارای افراطی مثل ویرانی یاقطع قسمت هایی ازبدن(پنزل، ۲۰۰۰).
سیگار

۹ اجبارهای متمرکزبربدن: افرادوسواسی می تونن اجبارهایی درمورد بررسی یاکنترل ظاهر یاکارکرد بدن داشته باشن. فرض براینه که اجبارها شک واضطراب ووسواس های فرد رو درباره بدن کاهش میدن. این اجبارها می تونه شامل بررسی ظاهر خود درآینه واسه یه مشکل، سؤال ازدیگران درمورد این نقصا، تلاش در مخفی کردن یابرطرف کردن مشکل های خود وسرانجام درخواست کمک ازدیگران به خاطر ازبین بردن مشکل ها می باشه(پنزل، ۲۰۰۰).

۱۰– تکانه هاواجبارهای آراستگی: کوتاه کردن مو، ناخن، فشاردادن جوش ها وقراردادن پوست خود درمعرض آفتاب آنقدربین مردم عادی ومعمولیه که گاه به عنوان یه رفتار ذاتی تلقی می شه. اما مرز بین این رفتارها واجبارها رو شدت واجبار موجود واسه انجام این رفتارها تعیین می کنه(پنزل، ۲۰۰۰).

۱۱- اجبارهای ذهنی: گاه افراد درپاسخ به وسواس ها مبادرت به انجام اجبارهای ذهنی می کنن. این رفتارها منشاءبعضی ازاختلاف نظر ها واعتقاد به وجود وسواس های ذهنی خالص شده. بعضی کارشناسان به وجود وسواس های خالص بدون زور با دیده دودلی نگریسته و وجود اجبارهای ذهنی درپاسخ به وسواس ها راگزینه مناسب تری یافته ان(پنزل، ۲۰۰۰).

۱۲- اجبارهای حمایتی: اینکه افرادچقدر درقبال آسیبی که به بقیه می رسد مسئولیت دارن، موضوع ای رقابت برانگیز واسه افرادوسواسیه. تمایل همیشگی به پشتیبانی ازدیگران عکس العمل به افکار آسیبیه که درمحدوده ای بالاتر ازمیزان عادی ومورد نیاز می باشه. فرق این افکار با افکارعادی تمرکز این افکار بر زمان گذشته وآینده به جای دقیق شدن و فوکوس کردن بر حال می باشه. درواقع تلاشی که صورت می گیرد به خاطر جلوگیری ازرسیدن آسیب درآینده واطمینان ازوقوع یاعدم وقوع آسیب درگذشته می باشه(پنزل، ۲۰۰۰).

سیب

 

۲-۱-۵ دلیل شناسی

با در نظر گرفتن گسترش زیاد مشکل  فکری و عملی مطالعه و تحقیق در مورد عوامل دلیل ساز اون زیاد و وسعت ی مباحث اون وسیع می باشه. تو یه تقسیم بندی کلی با در نظر گرفتن رویکردهای موجود و تحقیق های انجام شده این عوامل رو به شکل چهار دسته ی کلی عوامل عصبی – زیستی، روان پریشی، رفتاری و شناختی آورده و دراین مبحث گسترده به همین کوتاه اکتفا می کنیم. اما به فراخور راه و روش درمانی مورد بحث و به خاطر زمینه سازی واسه ورود به بحث درمان توضیحات بیشتری در مورد دلیل شناسی در قسمت بعدی آورده می شه.

۲-۱-۵-۱ عوامل عصبی – زیستی

روان شناسی عصب شناختی چشم اندازی تحولی از مشکل OCD ایجاد می کنه. رابطه زیادی بین اشکال کودکی و بزرگسالی مشاهده می شه و بعضی تحقیق ها نشون داده که بیشتر از ۸۰% افراد گرفتار به این مشکل در دوره ی بزرگسالی شروع زودرس اون رو در دوره ی کودکی و یا در نوجوونی داشته ان.  اتو[۱۱] دو توضیح در رابطه با مشکلات  عصبی روان شناختی در افراد OCD رو محتمل می دونه. اول اینکه وسواس ها و اجبارها می تونه نتیجه ی ناهنجاری های بنیادی عصبی روان شناختی باشه. دوم اینکه ممکنه علائم OCD عامل مشکل در ساختار های عصبی و ایجاد مشکلاتی در کارکرد ذهن و درنتیجه مشکلات  عصبی شناختی باشه(فرامپتون[۱۲]، ۲۰۰۳).

دلایل به دست اومده از مطالعه روی مغز بیماران با بهره گرفتن از فوت وفن های تصویربرداری و آزمون های عصبی روان شناختی، OCD رو به عنوان یه مشکل مغزی مطرح کرده ان. نواحی مربوط به این مشکل نواحی پره فرونتال[۱۳]، اوربیتوفرونتال[۱۴] و هسته های قانون ای[۱۵] گفته شده.

فوت وفن های تصویربرداری مغزی شامل توموگرافی کامپیوتری[۱۶](CT) و تصویرسازی رزونانس مغناطیسی[۱۷](MRI)، تغییرات شکلی و ساختاری در هسته های قانون ای یا لوب فرونتال رو در بیماران OCD نشون داده ان. توموگرافی نشرپوزیترون[۱۸] (PET) و تحقیقات تصویرسازی رزونانس مغناطیستی کارکرد[۱۹](FMRI) فعال سازی بینظم در جسم مخطط، کرتکس اوربیتوفرونتال، تالاموس و شکنج سینگولا[۲۰] رو در حالت استراحت، تحریک علائم و فعال سازی شناختی نشون داده ان. هم اینکه مقایسه ی بیماران قبل و بعد از درمان یافته های زیادی رو در برداشته س. مثلا مطالعه ی باکستر[۲۱] و همکاران، ۱۹۹۲، نشون داده که ناهنجاری سوخت و ساز در کرتکس اوربیتوفرونتال و هسته های دمدار به دنبال درمان های دارویی و رفتاری به حالت بهنجار دراومده. مطالعه ی پرانی[۲۲] و همکاران، ۱۹۹۵، هم نتیجه های یکسانی رو در برداشته س. هم اینکه مطالعاتی که کارکرد آزمون های عصبی روان شناختی رو در بیماران OCD، قبل و بعد از درمان گزارش کرده ان، بهبودی معنی داری رو در بعضی از آزمون های عصبی روان شناختی مثل آزمون جورکردن کارت ویسکانسین[۲۳] و آزمون روانی کلامی[۲۴] نشون داده ان(کیم[۲۵]، پارک[۲۶]، شین[۲۷] و کاون[۲۸]، ۲۰۰۲).

بعضی تحقیقات هم نشون داده که فعالیت سیستم جلوگیری رفتاری[۲۹](BIS) بیماران گرفتار به مشکل وسواس فکری – عملی  از افراد بهنجار بیشتره و در سیستم فعال سازی رفتاری[۳۰] (BAS) میانگین نمرات بیماران گرفتار به وسواس از افراد بهنجار کمتره. پایه های نوروآناتومی این سیستم در قشر پره فرونتال، آمیگدال و هسته های قانون ای هستش و پایه های نور و آناتومی سیستم (BIS) در قشر اوربیتوفرونتال دستگاه سیتوهیپوکمپی[۳۱] (SHS)و مدارپاپز می باشه(حسنی، بیگدلی، قوشچیان، ۱۳۸۶).

از جمله مشکلات این راه و روش درتوضیح دلیل وسواس اون هستش که در بعضی تحقیق های عصبی روان شناختی مشخص نیس که کارکرد ضعیف درآزمون های عصبی روان شناختی دلیل یا معلولOCDه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین این راه و روش از توضیح ناهمگنی علائم مشکل وسواس فکری و عملی (یکی بررسی، دیگری احتکار وغیره) ناتوانه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین این جوری مشکلات  در خیلی از مشکلات روان شناختی دیگه نظیراسترس پس از ضربه، و وحشت زدگی هم هست. اینطوری دست کم بعضی مشکلات  بیشتر به عنوان یه عامل عمومی آسیب پذیری مهمه تا یه دلیل لازم و کافی واسه مشکل وسواس فکری و عملی (تایلر، ۲۰۰۰).

نقش انتقال دهنده های عصبی مخصوصا سروتونین با در نظر گرفتن اثر بیشتر داروهای سروتونرژیک هم مطرح شده. آزمایش های بالینی با داروهای جور واجور تأیید کننده این فرضیه س که بی نظمی سروتونین در پیدایش علائم وسواس فکری و عملی مؤثر می باشه(سادوک و سادوک، ۱۳۸۲). اما باور کلی اینه که فرضیه ی سروتونین به تنهایی و بدون دخالت بقیه پیام رسان های عصبی، پاسخگوی تموم حولوحوش این مشکل نیس و نبود تعادل میان پیام رسان های عصبی، مخصوصا سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در شکل گیری نشونه های وسواس فکری و عملی  دخالت دارن(لوپاتکا[۳۲] و راچمن، ۱۹۹۵؛ به نقل از میرسپاسی و سالیانی، ۱۳۸۲). محققان با در نظر گرفتن دلایل موجود به این نتیجه رسیده ان که نقش سروتونین در پدیدآیی OCD لازمه
ولی کافی نمی باشه. و ازآنجایی که هسته های قانون ای عصب گیری زیادی هم از نورون های
سروتونرژیک و هم دوپامینرژیک دارن؛ شایدً وسواس به وجود اومده توسط مشکل کارکرد نورونی در مدار عصبی موجود بین هسته های قانون ای و کرتکس اوربیتوفرونتاله. تحقیقات بیشتری واسه فهم رابطه بین سیستم
سروتونرژیک و بقیه واسطه های شیمیایی با شکل های جور واجور جورواجور مشکل وسواس فکری و عملی لازمه
(مونتگمری و زوهر، ۱۳۸۲).

۲-۱-۵-۲ عوامل روان پویشی

فروید، مشکل وسواس فکری و عملی  رو به عنوان یه روان ناراحتی[۳۴] مطرح کرده و
اینجا هم مثل همه ی روان ناراحتی ها نشونه ای از اختلاف های درون روانی ناآشکار و
سرکوب بعضی تمایلات جنسیه(کروچمالیک و منزیس،۲۰۰۳). اون نشخوارهای فکری
و تشریفات بیماران وسواسی رو تو یه زمینه ی تحولی و بین فردی توصیف کرد(لئونارد[۳۵]، سوئدو[۳۶]،
آلن[۳۷]، وراپوپورت[۳۸]، ۱۹۹۴). به نظر فروید، فرد وسواسی درمرحله ی مقعدی اثبات شده. دراین مرحله (تقریباً در حدود دو سالگی) بعضی از کودکان خشم و شرم گسترده ای رو تجربه می کنن که مقابله بین نهاد و منو دامن می زند و زمینه رو واسه مشکل وسواس فکری و عملی جفت و جور می کنه. در این دوره از زندگی، لذت روانی جنسی کودکان به وجود اومده توسط عمل دفعه. در حالی که در همین زمان والدین بیشترین تلاش رو واسه آموزش عمل دفع و به تأخیرانداختن لذت مقعدی انجام میدن. اگه والدین به صورت زودرس و با عجله آموزش تمیزی رو بکنن، کودکان خشم رو تجربه می کنن و تحریک های خشن نهاد گسترش می یابد. تحریک هایی که به صورت رفتارای ضداجتماعی، مانند کثیف کردن دائم خود و ریخت و پاش و تخریب روشن می شه. اگر والدین با فشار و تحمیل بیشتر این خشونت رو تقویت کنن، احساس شرم، گناهکاری و آلوده بودن در کودک ایجاد می شه و تحریک های خشن به صورت گرایش به مهارکردن اونا درمی آید و تمایل به آلوده کردن جای خود رو به گرایش به مهارکردن و تمیز بودن می دهد(دادستان،۱۳۸۰). اینطوری بنیاد شخصیت مقعدی گذاشته می شه، شخصیتی که به نظر فروید مستعد رشد نشونه های وسواس فکری و عملی شامل علائم تفکر وسواسی و فعالیت و تشریفات اجباری و نشونه هایی مثل شک و دودلی، تفکر جادویی و قدرت قائل شدن واسه افکار می باشه(فیشر و گرین برگ[۳۹]، ۱۹۷۷).

از ویژگی های کودکان بهنجار در مرحله ی مقعدی –سادیستی داشتن احساس دوگانه س. یعنی کودک نسبت به یه وسیله هم محبت و هم نفرت شدید احساس می کنه. بعضی وقتا به نظر می رسد که این دو احساس به طور همزمان وجود دارن؛ بیماران گرفتار به مشکل وسواس فکری و عملی نیزگاهی با آگاهی نسبت به یه وسیله عشق و نفرت توأم احساس می کنن. این اختلاف هیجانات مخالف رو شاید بشه در الگوی رفتار انجام – باطل شدن و تردیدهای فلج کننده در انتخاب، که در مبتلایان به این مشکل فراوون دیده می شه، مشاهده کرد. از ویژگی های دیگه اونا تفکر جادوییه. در این ویژگی، شخص احساس می کنه که فقطً با تفکر در مورد یه حادثه و بدون انجام هیچ فعالیت عملی می تونه باعث وقوع یه واقعه شه. این احساس دلیل می شه که فرد از افکار خود وحشت داشته باشه(سادوک و سادوک، ۱۳۸۸).

تبیین فروید از این مشکل لازمه قبول کردن فرضیه ایه که براساس اون، خیلی از افراد گرفتار به مشکل وسواس فکری و عملی دارای والدینی انعطاف ناپذیر و فزون طلب هستن در حالی که گذشته ی زندگی خیلی از کسائی که دارای اینجور اختلالی هستن با چیزی که فروید توصیف می کنه فرق داره. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین یافته های کم این راه و روش در درمان مشکل وسواس فکری و عملی باعث شده که این روش درمانی فقطً به عنوان روش مکمل بقیه روش های درمانی مثل درمان های دارویی یا رفتاری مورد توجه قرارگیرد(دادستان، ۱۳۸۰).

 

۲-۱-۵-۳ عوامل رفتاری

برابر عقاید یادگیری و مدل های شرطی سازی، ترس ها به واسطه ی شرطی سازی سنتی کسب شده و به واسطه ی شرطی سازی عامل موندگاری می پیدا کنن. مثلا فردی با ترس شرطی شده از آلودگی به واسطه ی دوری و فرار از محرک های ترس آور به آرامش رسیده و اضطرابش کاهش می یابد. دوری و فرار از موقعیت ها مانع خاموش شدن ترس و عامل موندگاری وسواس می شه(تایلر، ۲۰۰۰). سالکوفسکیس در توضیح مدل رفتاری می گوید وسواس های فکری محرک های اضطرابی شرطی شده ای(سنتی) هستن که در برابر خاموشی مقاوم ان. بعد کاهش ناراحتی و اضطراب باعث تقویت رفتارهایی می شه که اضطراب یا نا آرومی همراه با افکاروسواسی رو پایان میدن(شرطی شدن کنشی). اینطوری این رفتارها به شکلی در حال افزایش به دنبال وسواس های فکری تکرار می شن. رفتارای اجتنابی در دوره ای طولانی تر بوجود اومده و باعث کاهش بروز افکار وسواسی می شن(توکلی و قاسم زاده، ۱۳۸۵).

مدل های شرطی سازی، روش های درمان روبرو شدن و جلوگیری از جواب (به عنوان روشی موثر واسه درمان OCD)، رو به دنبال داشته.  اما صرف نظر از توانمندی نسبی این راه و روش در درمان OCD، مدل های شرطی سازی چند محدودیت مهم دارن. هرچند اونا دلیل اجبارها رو بیان می کنن، ذر توضیح علل وسواس ها به اندازه ی کافی توانا نبوده و در توضیح اینکه به چه دلیل اجبارها تا این حد مقاوم و تکراری هستن، شکست خورده ان. مدل های شرطی سازی هم اینکه در توضیح اینکه به چه دلیل افراد OCD از درجات متفاوتی از بینش درخصوص مناسب بودن وسواس ها و اجبارهایشان بهره مند هستن واینکه به چه دلیل بینش یه فرد می تونه درزمان زمان نوسان داشته باشه ضعیف بوده ان(تایلر، ۲۰۰۰).

۲-۱-۵-۴ عوامل شناختی

رویکردهای شناختی مختلفی در رابطه با مشکل وسواس فکری و عملی هست و در این بخش با تنوع بیشتری از دیدگاه ها مواجه هستیم. شاید گستردگی و پیچیدگی بحث ی شناخت، یکی از دلیلای این تنوع باشه. تایلر(۲۰۰۰) کل رویکردهای شناختی رو به دو دسته ی وسیع تقسیم کرده. یه دسته اونایی که دلیل OCD رو به درد نخوری پردازش شناختی می دانند و دسته ی دوم اونایی که باورهای به درد نخور مشخصی رو به عنوان دلیل وسواس ها و اجبارها ذکر می کنن. ازآنجایی که در تقسیم بندی تایلر، دسته ی اول شامل نگاهی
عصبی – زیستی به بحث ی شناخته  و مباحث مربوط به اون رو قبلاً در عوامل عصبی – زیستی  مطرح  کردیم؛ بنابر این از توضیح دوباره اون صرف نظر کرده و به توضیح دسته ی دوم از نظرتایلر، یعنی بحث ی باورهای به درد نخور مربوط به OCD می پردازیم. در این رابطه شاید بک از شناخته شده ترین افرادیه که نوعای جورواجور آسیب های روانی رو به نوعای جورواجور باورهای به درد نخور در رابطه می دونه. مثلا افسردگی رو با باورهای به درد نخوری در مورد از دست دادن و شکست در رابطه می دونه. OCD هم از این جهت ازنظربک فرقی با بقیه مشکلات نداره(تایلر، ۲۰۰۰). مک فال و ولرشیم، ۱۹۷۹، سالکوفسکیس، ۱۹۸۹ و تالیس، ۱۹۹۵ هم ازجمله آدمایی هستن که بخش دیگری از باورهای به درد نخور رو به OCD پیوند داده ان. در رویکردهای درمانی به وجود اومده توسط این عقاید، تلاش براصلاح باورهای ناکارآمدشدهه(استکتی، فراست[۴۰] و کوهن[۴۱]، ۱۹۹۸).

در جمع بندی این باورهای مطرح شده، باورهای منفی و به درد نخور در وسواس در دو گروه جدا قرارمی گیرند. الف) باورهای مخصوص وسواس و ب) باورهای مربوط به وسواس. در گروه اول فرض براینه که باورهای معینی به طور اختصاصی و قطعی، عامل اصلی در شکل گیری مشکل وسواس هستن. دسته ی دوم شامل باورها و آزمایش های ناکارآمدیه که علاوه براختلال وسواس در مشکل هایی نظیراضطراب و شاید افسردگی هم مشاهده می شن. در حال حاضرجداکردن این دو دسته، یکی از اهداف فعالیت های تحقیقاتی در بخش ی وسواسه. اینطوری از جمله مشکلات تحقیق در بخش ی شناختی در رابطه با OCD اون هستش که گاه بخش ای از شناخت با مریضی وسواس به طور عام رابطه پیدا نمی کنه، ولی همون سازه ی شناختی با یکی از اندازه های فرعی مریضی وسواس اتحاد بالایی رو نشون می دهد. بعضی وقتا یه سازه نقش پیش آگهی رو در اتفاق بخش های دیگه شناخت بردوش داره. واسه نمونه اهمیت افکار، بعضی وقتا به عنوان پیش آگهی در بخش شناختی مربوط به احساس مسئولیت و کنترل ذهن عمل می کنه. با اینحال حل مشکلات مرز بندی باورها و تعیین جایگاه دقیق اونا خیلی راحت امکان پذیرنیست. اما درهرحال شناخت بخش های اختصاصی و مجزای مربوط به وسواس از مشغله های نظری و تحقیقاتی خیلی از محققان این رشته در سطح بین المللیه (شمس و صادقی، ۱۳۸۵).

۲-۱-۶ تشخیص افتراقی

الف- مشکل وسواس فکری و عملی وافسردگی: گاه تفکیک بین نشخوارهای فکری درافسردگی ووسواس مشکله. جهت تفکیک تمرکز برمحتوا ومیزان پایداری افکار لازمه. نشخوارهای فکری درافسردگی شامل افکار با بدبینی فرد درمورد خود وجهانه که محتوای اون دائم تغییرمی کنه. فرد درافسردگی تمایلی به سرکوب وکاهش نشخوارهایش نداره. محتوای افکار دپرس(مثلا افکاری درمورد بی ارزشی خود)یکی باخلقه. درحالی که نشخوارهای فکری دروسواس روی یه موضوع متمرکز شده وازآنجایی که جور واجور باخوده [این پدیده حاکی ازآنه که فرد بامحتوای وسواس فکری بیگانه س، اون رو تحتِ کنترل خود نمی دونه، واز نوع اندیشه ای نیس که اون توقع داره. با این حال، فرد قادر به تشخیص این نکته س که وسواس های فکری محصول ذهن خود اوهستند و از خارج تحمیل نمی شن(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰)] فرد  بطور دائم تلاش درکاهش وسرکوب کردن اونا می کنه(لیهی، هالند، ۱۳۸۵؛ فوآ وفرانکلین، ۲۰۰۱).

ب- مشکل وسواس فکری و عملی واختلال اضطراب منتشر[۴۲] (GAD): نگرانی افراطی به عنوان ویژگی GAD ممکنه دراختلال وسواس فکری و عملی نیزمشاهده شه. این نگرانی دراختلال اضطراب منتشر مربوط به شرایط واقعی زندگی مثل آینده شغلی وغیره بوده وازویژگی خود یکی بودن[۴۳] برخوردارمی باشه. درحالی که درOCD  نگرانیا بیشترجنبه غیرواقعی وجادویی داشته وخود جور واجور می باشه. هرچند استثناهایی نیزوجود داره. یه موضوع خاص مثلا سرماخوردگی کودک، هم مادر GAD وهم مادرOCD رانگران می کنه؛ اما مادر GAD نگران یافته های درازمدت مریضی نظیرعقب ماندگی درسی یاغیرهه ودرحالی که مادرOCD  رابیشتر آلودگی های حاصل ازاین  مریضی نگران می کنه. وقتی که رفتارای اجباری درفرد مشاهده نمی شه تفکیک دواختلال ازیکدیگر مشکل تره؛ اما بایدتوجه داشت که وسواس خالص تنها۲% ازبیماران OCD راشامل می شه(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

ج- مشکل وسواس فکری و عملی وهراس[۴۴]: ترس موضوعی مشترک واسه وسواس وهراسه. اماافرادبااختلال ترس، ازاینکه چه اتفاقی واسه اونا خواهدافتاد می ترسن، درحالی که درOCD  افراد ازاینکه خودشون چه خواهندکرد می ترسند. بیماران وسواسی بیشتر ازاینکه به بقیه آسیبی برسانند، می ترسندتااینکه به خودشون آسیب ببینن؛ مثلا ترس ازچاقو ممکنه با این فکر وسواسی که اگه چاقورا برداره، شخص دیگری آسیب خواهددیدهمراه باشه. درهراس شی ترسناک وموقعیت مورد ترس قابل اجتنابه، اما فکروسواسی اینجور نیس. با این وجود مواردترکیبی نیزوجود داره؛ مثلا ترس ازآلودگی به اندازه وسواس آلودگی می تونه ایجاد مزاحمت کنه، چون آلودگی درهمه جا هست. هم اینکه درافرادمبتلا به ترس موضوعات ترس آور روشن وروشنه مثل سگ، پل وغیره درحالی که در وسواس این جوری نیس
(ساراسون وساراسون، ۱۳۸۳؛ مونتگمری وزوهر، ۱۳۸۲؛ فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱).

د- مشکل وسواس فکری و عملی وخود بیمارپنداری واختلال بدریختی بدن(BDD): نگرانی درمورد سلامتی به عنوان مشخصه خودبیمارپنداری واشتغال با مشکلات جسمی تصوری دراختلال بدریختی بدن، ازنظر شکلی مثل وسواس های OCDه. واسه تفکیکOCDازاین دواختلال، تعدد وسواس ها ازجمله ملاک های افتراقیه. درحالی که این نگرانی ها درخودبیمارپنداری[۴۵] واختلال بدریختی بدن[۴۶] به طور اختصاصی هست؛ درOCDافراد وسواس های چندگانه دارن. هم اینکه دربیماران وسواسی نگرانی اونا ازبیمارشدن درآینده س درحالی که درخودبیمارپنداری، باتمرکز برعلائم جسمی وروانی ترس اونا ازاینه که قبلا” دچاربیماری شده ان(فوآ وفرانکلین، ۲۰۰۱). پس اگر افکاروسواسی تنها روی یه موضوع متمرکز شن، که با مشکل روانی دیگری درارتباطه، به جای OCD، اون تشخیص باید انجام بشه(دراینجاخودبیمارپنداری واختلال بدریختی بدن)ودرصورتی که وسواس های عملی نیزاضافه شن، ممکن استOCDنیز تشخیص داده شه(لیهی وهالند، ۱۳۸۵).

ه-  مشکل وسواس فکری و عملی واختلالات تیک: به منظورتفکیک رفتارای حرکت کلیشه ای به عنوان مشخصه سندرم توره[۴۷] ودیگراختلالات تیک ازرفتارهای اجباریOCD، رابطه بین رفتارها وافکاروسواسی بایدموردتوجه قرارگیرد. تیک های حرکتی معمولا”غیر ارادی بوده وبه منظورخنثی سازی افکاری خاص نظیرآنچه که دروسواس دیده می شه، انجام نمی شه. اما اگر دربیماری OCD فقط با اجبارخالص مواجه باشیم، هیچ راه قراردادی مشخصی واسه تفکیک تیک های حرکتی از اجبارهای خالص وجودندارد؛ ولی باتوجه به نادربودن اجبارخالص می توان انتظارداشت که در موارد معدودی بامشکل تشخیصی دراین خصوص مواجه شیم. اما یه تیک کلامی یاحرکتی غیرموزون، یهویی، سریع و  راجعه س وبرعکس اجبارها، تیک هاکمترپیچیده ان. درهرحال بایدتوجه داشت که اندازه بالایی ازهم ابتلایی بین OCDواختلالات تیک وجوددارد. دراین شرایط باید مشخص نمودکه کدوم یکی از رفتارای حرکتی مربوط به تیک وکدامیک مربوط به اجبارهامی باشن. زیرامداخله درمانی این دو مشکل بایکدیگر متفاوت بوده واگرچه جلوگیری روش دخالت ای مناسبی واسه           OCDاست ولی واسه تیک ها دخالت درمانی مناسبی حساب نمی شه(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

و- مشکل وسواس فکری و عملی و اسکیزوفرنیاواختلال هذیانی[۴۸]: رفتاربیماران دیوونه بابیماران وسواسی خیلی راحت قابل تشخیص وتفکیک ازیکدیگرمی باشه. بیماران دیوونه رفتارشون براساس افکار وعقایدغیرواقعی و نادرست شکل می گیرد، درحالی که بیماران وسواسی معمولا”بینش خودراحفظ کرده وبه غیرمنطقی بودن افکارشون واقف هستن. اماتفکیک این مشکلات ازیکدیگر وقتی که وسواس ازصورت یه فکر یا رفتار مزاحم، ناخواسته وناراحت کننده به سمت هذیانی شدن جلو رفته وبیماران موقتا”بینش ومقاومت خودرادرمقابل وسواس ها واجبارها ازدست میدن با مشکل مواجه می شه. هرچند تحقیقات پیگیری نشون داده که این افرادهیچگاه اسکیزوفرن نمیشه. واسه این بیماران اصطلاح جنون وسواس فکری و عملی پیشنهادشدهه. اصطلاحی که مشابه افسردگی سایکوتیک دربیماران خلقیه. بعضی تحقیق ها حاکی ازآنه که حدود۵% ازبیماران وسواسی بااطمینان کامل ازواقعی بودن افکار وسواسی شون گزارش می کنن که وسواس ها و اجبارهایشان واقعیه وحدود ۲۰% اطمینان کامل دارندولی این اطمینان، ثابت نیس. انجمن روانپزشکی آمریکا درتشخیص این گروه تصریح «بابینش ضعیف»رامطرح می کنه. اینطوری درتمایز این گروه با بیماران دیوونه، عجیب بودن محتوای وسواس ها به تنهایی نمی تونه مورد توجه قرارگیرد. نشخوارهای هذیانی ورفتارهای کلیشه ای عجیب دراسکیزوفرنیا به واسطه اینکه خودناهمخوان نیستن ازوسواس قابل تفکیک ان. ممکنه آدمایی هم علائم دیوونگی وهم علائم OCD رانشان بدن، دراین صورت به شرط وجودشواهد کافی دوتشخیص گذاشته می شه(مونتگمری وزوهر، ۱۳۸۲؛ فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

ز- مشکل وسواس فکری و عملی واختلال شخصیت وسواس فکری و عملی[۴۹] (OCPD): بر خلاف مشابه بودن اسامی  این دو مشکل شکل بالینی آنهابایکدیگرکاملا”فرق داره.  OCPD  یه الگوی نافذ از اشتغال ذهنی بانظم، کمال گرایی وکنترل بوده ودراوایل بزرگسالی شروع می شه. یافته های حاصل ازمطالعات همه گیر شناسی نشون می دهدکه بسیاری ازبیماران گرفتار به وسواس، قبلا” مشکل شخصیت وسواسی نداشته ان. اما اگرفردی علائم هردواختلال رو نشون بده دوتشخیص، یکی درمحور I ودیگری درمحور II دریافت خواهدکرد(مونتگمری وزوهر، ۱۳۸۲؛ فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

سایراختلالات: بعضی فعالیت ها نظیرخوردن(مثلا مشکل خوردن)، رفتارجنسی(مثلا بی نظمی جنسی)، قماربازی[۵۰] (مثلا قماربازی درحداختلال)، استفاده ازمواد(مثلا وابستگی به الکل یاسوءمصرف مواد)وقتی که درحد بیش از اندازه انجام شه، خودناهمخوان بوده وفردازانجام اونا لذت جنگ، می تونه به عنوان رفتارای اجباری موردتوجه قرارگیرد(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

[۱] -Jones

[۲] -Krochmalik

[۳] -Thordarson

[۴] – Radomsky

[۵] – Rachman

[۶] – Sawchuk

[۷] -Hakstian

[۸] -Tallis

[۹] -Einstein

[۱۰] – Menzies

[۱۱] – Otto

[۱۲] -Framptom

[۱۳] – prefrontal

[۱۴] -orbitofrontal

[۱۵] -basal ganglia

[۱۶] – Computerized Tomograghy(CT)

[۱۷] – Magnetic Resonance Imaging(MRI)

[۱۸] – Positron Emission Tomography(PET)

[۱۹] – Functional Magnetic Resonance Imaging (FMRI)

[۲۰] – cingulate gyrus

[۲۱] – Baxter

[۲۲] – Perani

[۲۳] – Wisconsin card Sorting

[۲۴] – verbal fluency test

[۲۵] – Kim

[۲۶] – Park

[۲۷] – Shin

[۲۸] – Kwon

[۲۹] – Behavior Inhibition System(BIS)

[۳۰] – Behaviour Activating System(BAS)

[۳۱] -SeptoHippocampal System(SHS)

[۳۲] – Lopatka

[۳۳] – psychodynamic

[۳۴] – neurotic disorder

[۳۵] – Leonard

[۳۶] – Swedo

[۳۷] – Allen

[۳۸] – Rapoport

[۳۹] – Greenberg

[۴۰]- Frost

[۴۱] – Cohen

[۴۲] -Generalized Anxiety Disorder(GAD)

[۴۳] -ego-syntonic

[۴۴] – phobia

[۴۵] -hypochondriasis

[۴۶] -Body dysmorphic disorder(BDD)

[۴۷] – Tourettes syndrome

[۴۸] – delusional disorder

[۴۹] – Obsessive Compulsive Personality Disorder(OCPD)

[۵۰] – gambling

99

Related articles

استراتژی به عنوان تلفیقی از تحلیل و فرایند

نقش مدیریت علم در راه و روش در این راه و روش، علم روشن و علم ضمنى دو نوح علم جدا از هم نیستن. علم به طور کاملً به عمل گره خورده. در این نگاه، علم ضمنى در تملک افراده و علم سازمانى برآمده از علم هاى ضمنى فرد‏ىه که از راه شکل های جور […]

Learn More

مدیریت : تفکر سیستمی و یادگیری

از پایهً طرز تفکر خطی (تحلیلی تجزیه­مدار) منتهی به تدوین مدل بسته ی تصمیم ­گیری بدون تعامل با محیط می شه، در حالی که طرز تفکر غیرخطی (سیستمی) منتهی به تدوین مدل باز تصمیم ­گیری با تعامل با محیط می شه. در طرز تفکر خطی، جزیی نگری، تجزیه­مدار، برون بینی و در طرز تفکر غیرخطی […]

Learn More

طیف اختلالات وسواس فکری و عملی (OCSDs)

مشکلات طیفOCD که درطبقات تشخیصی جور واجور روان پزشکی قرار می گیرد عبارتنداز: مشکل بدریختی بدن، خودبیمارپنداری، وسواس کندن مو[۲]، مشکلات خوردن، مشکلات کنترل تکانه، رفتارای خودآزارانه ورفتارهای جنسی اجباری. ارتباطی هم بین OCDباسندرم توره، اوتیسم واسکیزوفرنیای وسواسی نشون داده شده. همه این مشکلات ازنظرتظاهرات بالینی، چگونگی شروع وسیراختلال، سابقه خانوادگی وپاسخ درمانی تشابهاتی باهم […]

Learn More