طیف اختلالات وسواس فکری و عملی (OCSDs)

مشکلات طیفOCD که درطبقات تشخیصی جور واجور روان پزشکی قرار می گیرد عبارتنداز: مشکل بدریختی بدن، خودبیمارپنداری، وسواس کندن مو[۲]، مشکلات خوردن، مشکلات کنترل تکانه، رفتارای خودآزارانه ورفتارهای جنسی اجباری. ارتباطی هم بین OCDباسندرم توره، اوتیسم واسکیزوفرنیای وسواسی نشون داده شده. همه این مشکلات ازنظرتظاهرات بالینی، چگونگی شروع وسیراختلال، سابقه خانوادگی وپاسخ درمانی تشابهاتی باهم دارن(مونتگمری وزوهر، ۱۳۸۳).

مشکلات

هولندر [۳]و وانگ[۴] مشکلات طیف OCDراروی یه پیوستار(اجباری- تکانه ای)قرارداده ان. احساس افراطی ازآسیب درانتهای رفتارای اجباری وتخمین پایین از آسیب درانتهای رفتارای تکانه ای قرارگرفته ان. اختلالاتی که وجود تکانه ای دارندشامل مشکلات کنترل تکانه، بی نظمی جنسی وعادات جنسی واختلالات اجباری شامل مشکلات بدریختی بدن، خودبیمارپنداری، مشکل مسخ شخصیت[۵] وبی اشتهایی روانی [۶]می باشن. عامل محرک رفتارهامی توانداجبارهاوتکانه ها رو ازیکدیگر تفکیک کنه. محرک اجبارها تلاش واسه کم کردن اضطراب یاناراحتیه درحالی که نیروی محرکه تکانها، تمایل واسه دستیابی به لذت وبرانگیختگیه. هم اجباروهم تکانه می تواندعامل نبود توانایی فردبرای جلوگیری یا به تاخیرانداختن رفتارهاباشد. اجبارهاوتکانه ها می تونن دریک مریضی همزمان یا درزمان های متفاوت وجود داشته باشن. پیوستارزیرطیف مشکلات وسواس – زور رادر دوقطب اجباری وتکانه ای نشون می دهد.

انار

 

[۷]

 

 

 

 

 

 

 

شکل[۹](۲-۱)ابعاداجباری– تکانه ای طیف مشکلات وسواس فکری و عملی(اقتباس ازهولندر ووانگ به نقل ازهولندروروزن[۱۰]، ۲۰۰۰، ص۲۰۴).

 

کل طیف مشکلات وسواس فکری و عملی در شکل زیرنشان داده شده.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل(۲-۲)طیف مشکلات وابسته به مشکل وسواس فکری و عملی

 

۲-۱-۸ همایندی

افراد گرفتار به مشکل وسواس فکری و عملی معمولا”به مشکلات روانی دیگری نیزمبتلا می شن. آمارهای متفاوتی ازمیزان گسترش این مشکلات همراه باOCDمطرح شده. واسه مشکلات خلقی اندازه گسترش ۱۲تا۸۵درصدگزارش شده. واسه مشکلات اضطرابی ۲۴تا۷۰درصد وبرای مشکلات شخصیت گسترش ۹تا۸۸ درصد درمطالعات جور واجور گزارش شده(دنیس[۱۲]، تنی[۱۳]، وان مگن[۱۴]، دوگس[۱۵] ووستنبرگ[۱۶]، ۲۰۰۴).

اضطراب

DSM- IV- TR واسه مشکل افسردگی۶۷درصدوبرای فوبی۲۵درصد، سابقه تیک۲۰تا۳۰درصد ومیزان بروز مشکل توره در۵تا ۷ درصد بیماران OCDگزارش شده(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸). عوامل مختلفی می تونه دلیل فرق یافته ها به دست اومده درخصوص اندازه گسترش همایندی ها باشه. واسه نمونه می توان به فرق های روش شناختی، فرق درانتخاب نمونه ها(بیماران بستری یاسرپایی)، روش امتحان گسترش(طولی یامقطعی)، استفاده ازمصاحبه های عادی یاساختاری اشاره کرد(دنیس، تنی، وان مگن، دوگس ووستنبرگ، ۲۰۰۴).

افسردگی

به نظر نمی رسد همایندی باافسردگی درحد ناچیز تامتوسط اثری منفی روی پیامددرمان های رفتاری- شناختیOCDداشته باشه. درواقع افسردگی بیشتر باکاهش علائم OCDبهبود می یابد(استکتی، ۱۹۹۳؛ به نقل ازلیهی وهالند، ۱۳۸۵). اما دربعضی ازمطالعات به این نتیجه رسیده ان که افسردگی شدیدممکنه مانع اثر درمان های رفتاری- شناختی شه. درمطالعه برروی بیماران سرپایی OCD  ، یافته های مربوط به این بوده که بیماران با افسردگی شدیدکاهش یافته های درمانی رو درمقایسه بابیماران باافسردگی کمترنشان داده ان(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱).

هم اینکه توجه به رابطه وهمراهی بینOCDوOCPD  به بیش از۱۰۰سال قبل برمیگرده. سال های متمادی تحلیل گران ازاصطلاح نوروز وسواس فکری و عملی واسه توصیف هردواختلال استفاده کردن. درحالی که رویکردهای  بعدی این دواختلال رو ازیکدیگر تفکیک کردن. بعضی ازمطالعات بااستفاده ازملاک های
DSM- IV اندازه بالایی ازOCPD رادرآزمودنی های باOCDنشان داده ان. باتخمینی از۲۳تا۳۲درصد درافراد باOCDدرمقایسه با۹/۰ تا۲% درنمونه های جامعه. درمجموع یافته های موجود دلایلی درحمایت ازاین ایده جفت و جور می کندکه ممکنه یه نوع فرعی ازOCDکه همراه باOCPDاست وجودداشته باشه(کلز[۱۷]، پینتو[۱۸]، مانسبو[۱۹]، راسموسن[۲۰]و ایسن[۲۱]، ۲۰۰۸). مریضایی که به طورهمزمان مشکل شخصیت دارن، درجریان درمان یافته های ضعیف تری کسب کرده وممکنه نیازمند درمان طولانی تری باشن(جنیک[۲۲]، ۱۹۹۵؛ به نقل ازلیهی وهالند، ۱۳۸۵).

 

۲-۱-۸-۱ همایندی وسواس فکری و عملی و افسردگی

رابطه نزدیکی بین وسواس فکری و عملی و افسردگی هست. راچمن و هاجسون اشاره کردن که هنری مادزلی[۲۳] هنگام انتشار کتاب آسیب شناسی ذهن، ۱۸۹۵، هیچ جدایی بین وسواس و افسردگی پیدا نکرد. در اواسط قرن بیستم بود که در ادبیات روانپزشکی شروع به صورت جدا شده از هم مشکل وسواس به عنوان یه مریضی روان ناراحتی[۲۴] کردن. در DSM-I افسردگی و OCD با عنوان مشکلات روان ناراحتی با یه ریشه مشترک در اضطراب طبقه بندی شدن؛ و در سومین ویراستاری و تجدید نظر در DSM تفکیک مشخص بین افسردگی به عنوان یه مشکل خلقی و مشکل وسواس فکری و عملی به عنوان زیر یه سری از مشکلات اضطرابی به وجود اومد. از نظر تشیخصی OCD و مشکل افسردگی کلی[۲۵](MDD) درجه بالایی از همایندی رو دارن. این دو مشکل در بعضی علائم مشترک هستن؛ نظریه نگرانی، شک، بی تصمیمی، گناه، گوشه گیری و تنهایی اجتماعی. این اشتراک ممکنه به وجود اومده توسط عوامل ژنتیکی مشترک بین OCD و افسردگی کلی باشه. هم اینکه ویژگیای شخصیتی مثل کمال گرایی، وظیفه شناسی و عزت نفس پایین با هر دو مشکل ربط داره. هم اینکه این دو، مداخله های روانپزشکی و روان شناسی مشترکی دارن؛ مثل کنترل کننده های با جذب سروتونین(SRIs) و مداخلات شناختی. راچمن و هاجسون، ۱۹۸۰، مرور تحلیلی مفصلی از ادبیات تحقیق در دسترس در رابطه بین وسواس فکری و عملی و افسردگی جفت و جور کردن. یافته های بررسی اونا نشون داد که:

الف) در اکثریت موارد رابطه نزدیکی بین وسواسای فکری و عملی و افسردگی هست؛ هر چند علائم OCD می تونه جداگونه از افسردگی عوض شه.

ب)وقوع وسواس بیشتر اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین دوره های افسردگی زیاد می شه.

ج)علائم وسواسای مقاوم می تونن شروع افسردگی رو آسون کردن کنن.

د) افسردگی ممکنه به حفظ علائم OCD کمک کنه،  اگر رابطه مثبتی بین شدت افسردگی و افزایش زیادی وسواسای فکری و عملی هست(کلارک، ۲۰۰۲).

۲-۱-۹ گسترش وسواس

مشکلات اضطرابی، شایع ترین مشکلات روانی درجمعیت عمومی هستن. طبق تحقیق های انجام شده درآمریکا ازهرچهاربزرگسال یه نفر به این مشکل گرفتار می شن. در ایران نیزمحمدی وهمکاران درپژوهش خود این مشکلات رو شایع ترین دسته مشکلات روانپزشکی یافته ان(توکلی وقاسم زاده، ۱۳۸۵). مشکل وسواس فکری و عملی که وقتی تصور می شد یه مشکل نادره(سی لی[۲۶] وهمکاران، ۲۰۰۴)، حالا به عنوان یکی ازاختلالات اضطرابی شدید و ضعیف کننده شناخته شده که ازهرچهل بزرگسال یه نفر(بین۹/۰تا۴/۴درصدازکل جمعیت)رو گرفتار می کنه. تحقیقات انجام شده درایران نیزشیوعی رادرهمان حدود درجمعیت بزرگسال ایرونی(۸/۱درصد، شامل۷/۰درصددرمردان و۸/۲درصد درزنان)برآوردکرده ان(شمس وهمکاران، ۱۳۸۶؛ توکلی وقاسم زاده، ۱۳۸۵). درمجموع OCDراپس ازهراسا، مشکلات وابسته به موادواختلالات افسردگی، چهارمین مریضی شایع روانپزشکی دونسته ان(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸).

هم اینکه برابر آمار ارائه شده توسطDSM- IV-TR، گسترش مشکل دربزرگسالی رو درطول عمر۵/۲%ویک گسترش یه ساله ۵/%۰ تا۱/۲%رو ذکرکرده ان. بررسی های درمورد کودکان ونوجوانان، یه گسترش درطول عمر۱%تا۳/۲%ویک گسترش یه ساله ۷/۰%راذکر کرده ان. تحقیق ها دلالت می کندبراینکه اندازه گسترش مشکل وسواس فکری و عملی درخیلی ازفرهنگ های متفاوت دراطراف جهان مشابه هستن(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). تحقیقات همه گیری شناختی در اروپا، آسیا وآفریقااین نسبت ها رابین مرزهای فرهنگی تأییدکرده ان(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸).

۲-۱-۱۰ سیروپیش آگهی مشکل

رشداختلال وسواس فکری و  عملی دراکثر مواردتدریجیه. اما شروع یهویی نیزدربعضی موارد گزارش شده(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱). حدود۵۰تا۷۰درصد موارد شروع علائم به دنبال یه اتفاق استرس آمیزمثل حاملگی، مسائل جنسی یامرگ یکی ازنزدیکان روی می دهد(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸). هر چند مشکل معمولا” در نوجوونی یااوایل بزرگسالی شروع می شه، اما ممکنه شروع زودرس در دوره کودکی داشته باشه(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). با اینحال مواردی ازOCD درکودکان خردسال درحد دوسال گزارش شده(فوآ و فرانکلین، ۲۰۰۱). سن متوسط شروع مشکل درمردها نسبت به زنان زودتراست. بین سنین ۱۵- ۶(وبه قولی دیگر۱۵- ۱۳) سال واسه مردان وبین سنین ۲۹- ۲۰(وبه قولی دیگر۲۴- ۲۰)سال واسه زنان گزارش شده. اکثریت افراد رشد طولانی وخفیف علائم رادارندوبه تدریج باتشدید علائم افزایش مشکلات درعملکردشغلی واجتماعی مشاهده می شه. درحدود۵%مواردیک دوره فرعی با دست کم علائم یابدون علامت دربین دوره ها مشاهده می شه(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

خیلی ازافراد باOCDقبل ازمراجعه واسه درمان، سال ها ازاین مریضی در رنج بوده ان. دربعضی تحقیقات نشون داده شده که افراد بطورمتوسط پس ازگذشت هفت سال ازشروع مشخص علائم واسه درمان روانپزشکی مراجعه کرده ان(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱). درواقع چون افراد تلاش درپنهان کردن علائم خود دارن درمراجعه واسه درمان تاخیر هست، اما باافزایش سطح آگاهی عمومی این تاخیر روبه کاهشه. سیراختلال معمولا” مزمنه. دربعضی ازموارد علائم سیرنوسانی داشته وگاه فرد دوره هایی رابدون علامت تجربه می کنه ودرعده ای دیگه مشکل ثابت باقی می موند. حدود۲۰تا۳۰%بیماران بهبود قابل توجه ای پیدا می کنن وحدود ۴۰تا۵۰درصد هم بهبود متوسط خواهندداشت. حدود۲۰تا۴۰درصدنیزهمچنان گرفتار مونده یا روزبه روز برشدت علائمشان اضافه می شه. تقریبا”یه سوم این بیماران دچارافسردگی اساسی می شوندوخطر خودکشی، خطرمهمی درتمام این بیمارانه(سادوک وسادوک،۱۳۸۸). مشکلات زوجی به وسیله ۵۰% ازافراد ازدواج کرده که درجستجوی درمان برآمده اندگزارش شده(فوآوفرانکلین، ۲۰۰۱).

وجودهمزمان مشکل افسردگی، باورهای هذیانی وعقاید بیش بها داده شده، وجود همزمان مشکل شخصیت وشروع زودرس مشکل مؤید  پیش آگهی بده. نشونه هایی نظیرعملکردشغلی واجتماعی، وجوداتفاق آشکارکننده ودوره ای بودن علائم مؤید پیش آگهی خوب می باشه(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸).

۲-۱-۱۱ سایرویژگیا(سنی، جنسیتی و فرهنگی)

علائم مشکلات وسواس فکری و عملی درکودکان معمولا”مشابه بزرگسالیه. تشریفات شستشو، بررسی وآیین های نظم وترتیب درکودکان نیزوجود داره. فرقش اینه که به دلیل علائم ومشکلات خود بطورمستقل درجستجوی درمان برنیامده وعلائم نیزممکنه خود جور واجور نباشن. درکودکان کم کم باپیشرفت مشکل مشکلاتی درعملکردتحصیلی مشاهده می شه. کودکان نیزشبیه بزرگسالان مایلندتشریفات رو درخانه و نه در برابرهمسالان، معلمان ویا ناشناس ها نشون بدن. عفونت های استرپتوکوکی می تواندمنجر به شروع یهویی علائم در دوران کودکی شه. ازنظرشیوع درآغازکودکی نسبت پسرها به دخترها بیشتراست. درحالی که دربزرگسالان احتمال ابتلای مردوزن یه جوره(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). هرچند راسموسن[۲۷] وتسوانگ[۲۸] گزارش کرده ان که بیشتر از نیمی از بزرگسالانی که ازOCD رنج می برندمونث هستن(فوآ وفرانکلین، ۲۰۰۱). بزرگسالان سن بالا تروسواس های بیشتری درارتباط باآئین های اخلاقی وشستشو درمقایسه با علائم دیگردارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). طبق تحقیق گرنییر[۲۹]، پرویل[۳۰]، بویر[۳۱]واکانر[۳۲] (۲۰۰۹)۵۰%ازبزرگسالات سن بالا تر گفته کمه علائم اونا بطورمتوسط از۲۹سالگی آغازشده س. اینطوری شروع دیرتراختلال درافرادسالخورده نادره. درضمن دراین تحقیق بیشترپاسخ دهنده ها مذکربوده ان، که مؤید  یافته های تحقیقات قبلیه که گسترش OCDدرجمعیت سن بالا رو درمردان بیشتر از زنان دونسته ان.

افرادمجرد بیشتر ازافرادمتاهل به مشکل وسواس فکری و عملی گرفتار می شن، هرچنداین یافته شاید”درخشش مشکل بیماران گرفتار به مشکل وسواس فکری و عملی درحفظ روابطه. درمقایسه سیاهپوستان وسفیدپوستان، مشکل وسواس فکری و عملی دربین سیاهپوستان گسترش کمتری داره؛ هرچند فرق دسترسی به مراقبت بهداشتی بیش ازتفاوت نژادی می تونه قسمت بزرگ این اختلاف رو توجیه کنه(سادوک وسادوک، ۱۳۸۸). هم اینکه با اینکه عوامل فرهنگی منتهی به بروز وسواس فکری و عملی نمی شه، محتوای باورهای فرهنگی ومذهبی می تونه روی موضوعات وسواس ها واجبارها تأثیرگذار باشه(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).

[۱] – Obsessive-Compulsive Spectrum Disorders(OCSDs)

[۲] – trichotillomania

[۳] – Hollander

[۴] – Wong

[۵] – depersonalization disorder

[۶] – anorexia nervosa

[۷] -Kleptomania

[۸] -Pathological Gambling(PG)

[۹] -Self-Injurious Behaviour(SIB)

[۱۰] -Rosen

[۱۱] – comorbidity

[۱۲] – Denys

[۱۳] – Tenney

[۱۴] – Van Megen

[۱۵] – De Geus

[۱۶] – Westenberg

[۱۷] – Coles

[۱۸] – Pinto

[۱۹] – Mancebo

[۲۰] – Rasmussen

[۲۱] – Eisen

[۲۲] – Jenike

Henry Maudsley-[23]

neurotic-[24]

Major Dspression Disorder(MDD) -[25]

[۲۶] -Cilli

[۲۷] -Rasmussen

[۲۸] – Tsuang

[۲۹] – Grenier

[۳۰] -Preville

[۳۱] -Boyer

[۳۲] – O’Coner

99

Related articles

مقاله (حقوق) خود کارآمدی

براساس این نظریه،فرد تو یه نظام علیت سه جانبه بر انگیزه ورفتار خوداثر میذاره. بندورا(۱۹۷۷) اثرات یه بعدی محیط بر رفتار فرد رو که یکی  از مفروضهای مهم روانشناسان رفتار گرا بوده، رد می کنه ، آدما دارای یه جور نظام خود کنترلی ونیروی خود تنظیمی هستن وتوسط اون نظام بر افکار، احساسات ورفتارهای خود […]

Learn More

انواع خودکار آمدی

یوگی،لاک ودورهیم[۲] (۱۹۹۷)معنی خود کار اومدی عمومی  رو به عنوان اعتماد افرادبه تواناییای  خودشون در فراخواندن انگیزه ،منابع شناختی واعمال لازم واسه حفظ کنترل روی وقایع زندگی معرفی کردن(به نقل از لیندلی وبورگن[۳] ،۲۰۰۲). شوارزرو همکاران (۲۰۰۵)خود کار اومدی عمومی به معنی باور به صلاحیت مشخصی واسه اینکه از پس کارای تازه بربیاد و از […]

Learn More

مدیریت : تفکر سیستمی و یادگیری

از پایهً طرز تفکر خطی (تحلیلی تجزیه­مدار) منتهی به تدوین مدل بسته ی تصمیم ­گیری بدون تعامل با محیط می شه، در حالی که طرز تفکر غیرخطی (سیستمی) منتهی به تدوین مدل باز تصمیم ­گیری با تعامل با محیط می شه. در طرز تفکر خطی، جزیی نگری، تجزیه­مدار، برون بینی و در طرز تفکر غیرخطی […]

Learn More