جول اوستین متولد 5 مارس 1963 میلادی است که معادل 14 اسفند 1341 شمسی می باشد و 57 سال سن دارد. جول اوستین کشیش، نویسنده و سخنران انگیزشی می باشد که هر هفته یکشنبه ها در کلیسای لیکوود جلوی 16 هزار نفر به مدت تقریبا 25 دقیقه سخنرانی می کند. در مقاله ای جدا در سایت نگرش نیک می توانید به طور کامل زندگینامه جول اوستین را بخوانید.

 

در این مقاله قرار است متن انگیزشی روانشناسی جول اوستین را با هم بخوانیم. این جملات را هر روز باید در ذهن خود مرور کنید و به حرف های منفی و سمی اجازه ندهید وارد ذهن تان شوند. در انتهای این مطلب دلیل این موضوع را هم به شما خواهم گفت. حالا برویم سراغ متن های مثبت انگیزشی که باید مدام در سرمان آنها را تکرار کنیم:

 

 

متن انگیزشی روانشناسی کوتاه

در این قسمت چندین متن انگیزشی روانشناسی کوتاه از جول اوستین را که برای شما گردآوری کرده ایم، با هم می خوانیم:

ما هر روز فرصت های زیادی برای ناراحت بودن، ناامید شدن و رنجیدن از دیگران داریم. مثلا:

 ممکن است برنامه روزانه مان به نتیجه نرسد

 کسی در محل کارمان به ما بی احترامی کند

 یا کاری که بایستی یک ساعته تمام می شده، سه ساعت طول بکشد.

مردم دردسرساز و موانع همیشه هستند. نکته ای که باید توجه کنیم این است:

ما نمی توانیم همه چیز را کنترل کنیم، اما می توانیم واکنش های خود را کنترل کنیم.

بدانید که خیلی از روزها آن طور که شما برنامه ریزی کرده اید، پیش نمی روند. برنامه ریزی یکی از اصول اولیه افراد موفق هست و برای اینکه به اهدافمان برسیم نیاز ضروری به برنامه ریزی داریم. باید در آغاز هر روز برنامه مان را به خداوند ارائه دهیم و فقط بگوییم:

«خدایا این برنامه ای است که من امروز دوست دارم اجرا کنم، اما چون می دانم کنترل همه چیز در دست توست، بنابراین اول برنامه هایم را به تو ارائه می دهم. پیشاپیش تصمیم گرفته ام که بدون توجه به آنچه بر سر راهم قرار می گیرد، آرامشم را حفظ کنم. خدایا می دانم تو گام های مرا هدایت می کنی و همه چیز در نهایت دست به دست هم می دهد تا به نفع من تمام شود.»

اما اکثر مردم نگرش اشتباهی دارند. آنها فکر می کنند در صورتی باید خوشحال بشوند که همه امور تحت کنترل شان باشند و همه چیز طبق خواسته آنها پیش برود، در این صورت احساس خوبی دارند و حال شان خوب است.

نیازی نیست تا همه چیز باب میل ما پیش برود بعد احساس خوب داشته باشیم،
بلکه
 باید احساس خوب داشته باشیم تا اتفاقات خوبی برای ما بیفتد.

گاهی اوقات فکر می کنیم:

«خدا کارهای مهم تری دارد تا اینکه  بخواهد به من کمک کند در شغلم موفق شوم یا برای دیدن اقوامم به خارج از کشور بروم. نمی توانم با این خواسته ها مزاحم خدا شوم. درخواست های من خیلی مهم نیستند.»

نه، اصلاً اینطور نیست که فکر می کنید. خداوندهمان کسی است که آن رؤیا را در قلب شما قرار داده است. من، در جایگاه پدر، دوست دارم برای فرزندانم بهترین کارها را انجام دهم. دوست دارم باعث شوم روز خوبی داشته باشند. از شما می خواهم همین رابطه را در ارتباطتان با خداوند در نظر بگیرید. او می خواهد بهترین کارها را برایتان انجام دهد و با لطفش شگفت زده تان کند.

وقتی واقعاً ایمان داشته باشید، ایمانتان باعث به جریان افتادن سلسله ای از اتفاقات می شود. خداوند می خواهد آرزوهای قلبیتان را برآورده سازد.

 

متن انگیزشی روانشناسی بلند

نگران حرف مردم نباشید. هر کسی حق دارد نظرش را بگوید اما شما حق ندارید ناراحت شوید و در عین حال این حق را دارید که نظر او را نادیده بگیرید.

وقتی شما به کسی اجازه می دهید با گفتار یا رفتارش ناراحت تان کند، در واقع به او اجازه می دهید که کنترل تان کند.

آنچه دیگران درباره شما می گویند، معرف شخصیت شما نیست. وقتی با افرادی مواجه می شوید که درونشان زهرآلود است اجازه ندهید این حس آنها به شما هم منتقل شود. خود را تا سطح آنها پایین نیاورید. شخصیت شما به گونه ای دیگر است.

اگر کسی با شما بی ادبی کرد، شما برای او دعا کنید که حالش خوب شود و به راه تان ادامه دهید.

«دیوید جِی پولای» نویسنده کتاب قانون کامیون حمل زباله، یک بار در یکی از تاکسی های شهر نیویورک نشسته بود که ناگهان یک ماشین از محل پارک خود با سرعت بیرون آمد و جلوی تاکسی آنها پیچید.

راننده تاکسی مجبور شد به شدت ترمز کند، ماشین لیز خورد و لاستیک ها به صدا در آمدند اما در فاصله چند سانتیمتری از یک ماشین دیگر متوقف شد.

راننده آن ماشین سرش را بیرون کرد و با عصبانیت فریاد زد در صورتی که مقصر خودش بود. اما راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن مرد دست تکان داد و به راهش ادامه داد.

دیوید از این حرکت راننده تاکسی تعجب کرد و گفت:

«آن مرد نزدیک بود ماشین ات را مچاله کند و جفتمان را راهی بیمارستان کند. باورم نمی شود که سرش داد نکشیده ای، چگونه توانستید آنقدر خونسرد باشید؟»

پاسخ راننده تاکسی که دیوید آن را قانون کامیون حمل زباله می نامد، این بود:

خیلی از مردم مثل کامیون های حمل زباله اند. آنها در حالی که پر از زباله اند، به این طرف و آن طرف می روند. آنها پر از خشم و عصبانیت و ناامیدی اند.

وقتی مخزن شان پر می شود دنبال جایی می گردند تا زباله هایشان را تخلیه کنند و اگر بهشان اجازه دهید، زباله ها را روی شما خالی می کنند.

پس اگر کسی خواست خشمش را روی شما خالی کند، به خودتان نگیرید. ربطی به شما ندارد، موضوع شخصی نیست. فقط لبخندی بزنید، دستی تکان دهید و برایش دعا کند حال اش خوب شود و بروید.

سعی کنید به آسانی ناراحت نشوید. باور کنید اینگونه شادتر خواهید بود.

هر روز این جملات انگیزشی باور و امید به زندگی را تکرار کنید و حتی روی کاغذی بنویسید و آن را به دیوار بزنید تا ملکه ی ذهن تان شود. می دانید چرا؟

شما اجازه نمی دهید هر کسی وارد خانه تان شود. اگر غریبه ای در خانه تان را بزند، شما در را باز کنید و ببینید در دستان اش یک دینامیت، یک فنجان سم یا مار و موش دارد، اینجا دیگر به او نمی گویید بفرمایید خانه خودتان است. بلکه شما در را می بندید، قفل می کنید و مطمئن می شوید که نمی تواند وارد شود. خب حالا شما به چه چیزهایی اجازه می دهید وارد ذهن تان شوند؟

 

آیا به حرف های سمی و کلمات منفی اجازه می دهید وارد ذهن تان شوند؟ اگر جواب تان مثبت است، دوره آموزشی رهایی از افکار منفی جول اوستین و سخنرانی جول اوستین در مورد باورهای مثبت خیلی می تواند به شما کمک کند که در سایت نگرش نیک می توانید در این دوره فوق العاده شرکت کنید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *