مدل ها و الگوهای بهبود و ارتقای بهره وری

مفاهیم ارائه شده در زمینه ی بهره وری سازمانی زمانی اهمیّت می یابد که از یک سو عوامل تأثیرگذار بر آن شناسایی شده و سپس نتایج حاصل از ارتقاء و بهبود بهره وری با تغییر هر یک از آن عوامل مورد بررسی قرار گیرند. در زمینه ی عوامل تأثیرگذار بر بهره وری و بهره وری منابع انسانی و نحوه ی افزایش آن مدل های متعددی ارائه شده است که بهره وری استفاده از منابع و به ویژه منابع انسانی را ارتقاء دهند. بهبود بهره وری مرحله ی نهایی در چرخه ی بهره وری است (حاج کریمی و پیرایش، 1385: 61). در اینجا به ذکر تعدادی از مدل های و الگوهائی که در راستای بهبود بهره وری مهم می باشد اشاره خواهیم کرد.

2-1-28-1 مدل چرخه ی بهره وری دکتر سومانث[1] (1998)

چرخه ی بهره وری فرآیند مستمری است که چهار مرحله را به یکدیگر مرتبط می سازد:

  • سنجش و اندازه گیری؛
  • ارزیابی؛
  • برنامه ریزی؛
  • بهبود؛

نخستین چرخه در ارتقای بهره وری منابع انسانی سنجش و اندازه گیری است. هر سازمان برای بهبود بهره وری باید از اندازه گیری عملکرد سازمانی منابع خود (اعمال کنترل) آغاز کند. بدون اندازه گیری عملکرد و بدون داشتن روشی سیستماتیک و تحلیلی برای کنترل منابع، نمی توان بهره وری را بهبود بخشید. مدل چرخه ی بهره وری برای نخستین بار در سال 1998 از سوی دکتر دیوید سومانث مطرح گردید. این مدل شاخصی را برای سنجش بهره وری در کل سازمان ارائه می کند که کلیه ی ستاده ها و نهاده ها از جمله منابع انسانی را دربر می گیرد. مدل مذکور را می توان براساس سنجش نسبت محصول و نهاده های قابل لمس قرار داد. این رابطه به صورت زیر بیان می شود:مدل ها و الگوهای بهبود و ارتقای بهره وری

مقصود از « قابل لمس»، عناصری هستند که جنبه ی کمی و مقداری داشته و قابل سنجش هستند. با وجود اینکه عوامل غیر قابل لمس از قبیل کیفیت و اعتبار داشتن نزد مشتریان به وضوح در مدل نیست، ولی در مدیریت بهره وری فراگیر تأثیر این دسته از عوامل به طور غیرمستقیم منعکس می شود به عبارت روشن تر بین کلیه ی متغیرهای وابسته و متغیر مستقل همبستگی وجود دارد و متغیر مستقل بر متغیرهای وابسته تأثیرگذار است. جنبه های اصلی این مدل را می توان در نگاره ی (2-10) نشان داد (سومانث، 1998).

[1]مدل ها و الگوهای بهبود و ارتقای بهره وریDavid J, Sumanth