مفاهیم ابتدایی رقابت پذیری ملل

2-1-1. نظریات مرکانتیلیست ها

مرکانتیلیست ها طرفدار کنترل شدید بر تجارت بودند. آنها سعی داشتند نشان دهند که اهداف کشورها در تضاد با یکدیگر قرار دارند. توجه مرکانتیلیست ها یا سوداگران براساس دیدگاهی مادی گرایانه بیشتر معطوف به ثروت کشورها به عنوان عامل رقابت پذیری ملل بود. مطابق نظر مرکانتیلیست ها ثروت یک کشور از روی موجوی فلزات قیمتی آن کشور ( به ویژه طلا ) اندازه گیری می شد. از دیدگاه آنان یک کشور به کمک طلا و پول می توانست ارتش را تجهیز کند ، وسایل و ابزار و ناوگان مورد نیاز برای یکپارچه نگهداشتن قدرت خویش را فراهم کند و مستعمراتی به دست آورد. بنابراین به منظور جمع آوری طلا ، کشور می بایستی صادرات خود را تشویق و واردات خود را محدود می کرد که در نتیجه تولید و اشتغال ملّی را بالا می برد (غفاری ، 1385).

2-1-2. نظریه مزیت مطلق

نظریه پردازان سنتی کسب و کار همواره به مسائلی از قبیل سرمایه ، نیروی کار و منابع طبیعی به عنوان رقابت پذیری ملل توجه کرده اند. در واقع تعداد زیادی نمونه های مختلف وجود دارد که نظریه پردازان ابتدایی آنها را بیان کرده اند. با اهمیت ترین مدل محتوایی به لحاظ تاریخی به آدام اسمیت و دیوید ریکاردو بر می گردد. شروع بی پایان بهترین ها و اشتباه در امور غلط (2007،cho et al ) یکی از اهداف آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل نقض نظریات مرکانتیلیست ها بود. تغییرات تئوریک نتیجه و پیامد طبیعی مضامین تاریخی هستند. ممکن است تمامی کشورها به طور همزمان در جهت افزایش صادرات و کاهش واردات چنین سیاستی را اعمال کنند که در آن صورت امکان مبادله بین کشورها دچار مشکل می شود. بنابراین باید برخی کشورها به عنوان کشورهای پیرامون ، تحت استعمار قرار گیرند تا کشورهای استعمارگر بتوانند به اهداف خود دست یابند(دنیای اقتصاد ). آدام اسمیت از تجارت آزاد به عنوان بهترین سیاست برای کشورهای جهان نام می برد. او ملل را این طور راهنمایی می کند که هریک از طریق تجارت آزاد به دنبال تولید کالاهایی باشند که در آنها مزیت مطلق دارند. بنابراین سطح تولید و کارآیی در جهان افزایش می یابد و همه از آن منتفع خواهند شد. نظریه مزیت آدام اسمیت ، برخورداری از کارآیی در تولید را عامل موفقیت و مزیت برای یک کشور در تجارت آن کالا می داند(پورتر ،1990). بنابراین اسمیت با رد دیدگاه سوداگران ، اعتقاد داشت که در تجارت آزاد مبتنی بر مزیت مطلق یک کشور ، ملل منتفع نمی شوند بلکه کشورها به طور همزمان منتفع خواهند شد (غفاری ،1385).

2-1-3. نظریه مزیت نسبی

حدود 40 سال بعد از اسمیت ، قانون مزیت نسبی که هنوز به صورتی غیرقابل تردید استدلال بسیاری از علمای تجارت بین الملل است ، جهت تبیین بخش مهمی از تجارت جهان ارائه گردید.هر چند تئوری مزیت نسبی عموماً به دیوید ریکاردو نسبت داده می شود اما پیش از آن می توان این نظریه را به طور اجمالی در کارهای رابرت تورنر نیز مشاهده کرد ، بنابراین بجاست تئوری مزیت نسبی به تورنر- ریکاردو نسبت داده شود (غفاری ،1385). تئوری مزبور بیان می دارد ، بعنوان مثال حتی اگر کشوری در تولید دو کالا دارای عدم مزیت در مقایسه با کشور دیگری باشد ، داد و ستدی که حاوی منافع متقابل برای هر دو طرف است می تواند صورت گیرد. بدین صورت کشوری که دارای کارآیی کمتر است باید در تولید و صدور کالا یی تخصص یابد که در آن عدم مزیت مطلق کمتری دارد بعبارت دیگر ، آن کشور در مورد یک کالا از مزیت نسبی نسبت به کالای دیگر برخوردار است و در مقابل ، کالای دیگر را وارد نماید. به طور کلی نظریه مزیت نسبی ریکاردو بر تفاوت کارآیی و بهره وری نیروی کار مبتنی است و آن را عامل موفقیت جهانی صنایع و کشورها قلمداد می کند (پورتر،1990).

2-1-4. نظریه  هکشر اوهلین

هکشر-اوهلین در توضیح دلایل تفاوت میان قیمت نسبی کالاها در دو کشور ، نظریه مکملی را ارائه می کنند که در آن دلیل این اختلاف را تفاوت در استعدادهای عوامل تولید ، تکنولوژی یا ذائقه مردم کشورها بیان می دارند. آنها بر خلاف ریکاردو که صرفاَ بر جنبه عرضه تاکید دارد ، دو سوی بازار یعنی عرضه و تقاضا را مورد توجه قرار می دهند . اختلاف در استعدادهای عوامل تولید یا تکنولوژی به اختلاف در امکانات تولید و عرضه در کشور منجر می شود و اختلاف در ذائقه و سلیقه مردم وضعیت تقاضا را مشخص نموده و در نهایت منجر به تعیین قیمت عوامل تولید و محصول می گردد. هر یک از تفاوتهای مزبور به تنهایی و یا با یکدیگر ، می توانند مبنای تجارت متقابل قرار گیرند. بنابراین شدت استفاده از عوامل تولیدِ گرانتر یا ارزانتر در تولید یک نوع کالا ، نوع کالای وارداتی و صادراتی هر کشور را تعیین کرده و با توجه به اختلاف در قیمت عوامل میان کشورها ، تجارت بین آنها  میسر می گردد(غفاری، 1385).عدم صحت و ضعف بسیاری از فروض رقابت کامل که مبنای شکل گیری نظریات کلاسیک از زمان آدام اسمیت و نظریات پس از آن بود به مرور زمان آشکار شد و مورد توجه قرار گرفت. بنابراین از نیمه دوم قرن بیستم مطالعات دیگری به انجام رسید که نتیجه آن ارائه مزیت رقابتی ملل توسط پورتر بود.