فرشتگانی که چون دوزخ را بر گناهکاران تو ببینند که صداى شعله و بر افروختگیش شنیده میشود، میگویند: منزّه و پاکى تو، ما تو را چنانکه سزاوار عبادت و بندگى تو است پرستش ننمودیم.[۵۹](۳:۹)
و اسرافیل که چشم گشوده و بر هم نمینهد منتظر دستور و فرمان تو است تا با دمیدن (در صور) افتادگان در گرو گورها را آگاه گرداند. (مردگان را زنده نماید.)[۶۰](۳:۲)
میکائیل که نزد تو داراى منزلت و از طاعت و بندگیت صاحب مقام بلند است.[۶۱](۳:۳)
و جبریل امین و درستکار بر وحى و پیروى شده در آسمانها و ارجمند در پیشگاه و مقرّب در نزد تو است‏.[۶۲](۳:۴)
و روح که موکّل و گماشته بر فرشتگان حجابها است. و روح (نام فرشته بسیار بزرگ) که از عالم امر تو است،[۶۳](۶و۵ :۳)
دسته دوم:
بر اصناف گوناگون فرشتگان که براى خود اختصاص دادهاى و آنان را با تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بىنیاز کردهاى، و در درون طبقههاى آسمانهایت جا دادهاى.[۶۴] (۳:۱۱)
و بر فرشتگانى که در گوشههاى آسمانهایت توقّف نمودهاند براى رسیدن فرمان به تمام گشتن وعده تو.[۶۵] (۳:۱۲)
بر خزانهداران باران و رانندگان ابر.[۶۶](۳:۱۳)
و بر فرشتهاى که از صداى زجر و راندنش بانگ رعدها شنیده میشود و چون ابر خروشان با صداى زجر او به شنا درآید شعلههاى برقها بدرخشد.[۶۷](۳:۱۴)
و بر فرشتگانی که همراه برف و تگرگاند، و فرشتگانی که با دانههاى باران که میبارد فرود میآیند، و فرشتگانی که بر خزانههاى بادها زمامدارانند، و فرشتگانی که بر کوهها گماشتهاند تا از هم نپاشند.[۶۸](۳:۱۵)
بر فرشتگانی که سنجش آبها و پیمانه بارانهاى سخت و رگبارها را به آنان شناساندهاى.[۶۹](۳:۱۶)
و بر فرشتگان فرستاده شده به اهل زمین که گرفتارى ناگوار و گشایش خوشایند میآورند.[۷۰](۳:۱۷)
و بر هر فرشتهاى که نام او را نیاوردیم و مقام و منزلتش را درپیشگاه تو و اینکه به چه کارى او را بر گماشتهاى ندانستیم.[۷۱](۳:۲۲)
و بر فرشتگانى که در هوا و زمین و آب، جا دارند، و بر آنانی که بر خلق گماشته شدهاند.[۷۲](۳:۲۳)
همه‌ی این فرازها در بیان اصناف مختلف فرشتگان است و در انتها به همه‌ی آنها درود و تحیت می‌فرستد.
۲-۵٫ مضمون پنجم: سپاسگزاری
در صحیفه سجادیه حمد هم در معنای ستایش و هم در معنای سپاس به کار رفته است. و سپاس با ستایش متفاوت است.سپاس مربوط به دارایی‌هایی است که در اختیار انسان قرار داده شده است[۷۳] فرد مؤمن همه داشتههای خود را بخشش و نعمت خداوند میداند و در قبال آن خویش را موظف به سپاسگزاری و شکر می‌یابد.[۷۴] از این رو شکر عبارت است: از قدردانی نعمت منعم و آثار این قدردانی در قلب، به طوری بروز کند و در زبان، به طوری و در افعال و اعمال قالبیه، به طوری. اما در قلب، آثارش از قبیل خضوع و خشوع و محبت و خشیت و امثال آن است، ودر زبان، ثنا و سپاس، و در جوارح، اطاعت استعمال جوارح در رضای منعم و امثال این است. و از راغب منقول است که: “شکر تصوّر نعمت و اظهار آن است.”
بنابراین شکر عبارت از پرشدن از ذکر منعم است و بر سه قسم است: “شکر قلب و آن تصوّر نعمت است، و شکر به زبان و آن ثنای بر منعم است، وشکر به سایر اعضا و آن مکافات نعمت است به قدر استحقاق آن.[۷۵]
عارف محقق خواجه انصاری میفرماید: “شکر اسمی است برای معرفت نعمت، زیرا که آن طریق معرفت منعم است.”
و شارح محقق گوید: “تصور نعمت از منعم و معرفت اینکه آن نعمت اوست عین شکر است.[۷۶]
شکر نعمت موقوف به شناختن آن است از این رو در صحیفه سجادیه با برشمردن نعمتهای الهی او را سپاس میگوید. شکر عبارت است: “از شناختن نعمت از منعم و آن را از او دانستن و به مقتضای آن عمل کردن به عبارت دیگر سه رکن شکر را میتوان شکر قلبی و زبانی و عملی برشمرد.”[۷۷]
روایات و اخباری در زمینه سپاسگزاری از کسی که نسبت به انسان انعام و احسانی نموده به خاطر این است که آن شخص، واسطه و مظهر نعمتی که منعم واقعی آن ذات باری تعالی است گشته است.[۷۸] سپاس خداوند در برابر نعمتهای اوست ودر حالی که منعم حقیقی در جمیع نعمتها ذات باری تعالی است تمام سپاسها از آن اوست.[۷۹]
به طور خلاصه سپاس خداوند عبارت از این است که انسان نعمت را بشناسد و آن را اظهار کند و از منعم خشنود باشد، پس آن کس که قلب و عملش هم با حمد و ستایشی که به زبان میآورد موافق باشد، او حامد و ستایشگر واقعی است.[۸۰]
شکر بهترین قدردانی از نعمتهای خداوند است و آثار زیادی به دنبال خود دارد. شکرسبب دفع بلا و وباعث افزوده شدن نعمتهااست و به این جهت امر و ترغیب به آن شده است.[۸۱] (قرآن۱۴: ۷): “لإن شکرتم لأزیدنکم.”
بنابراین فرازهایی که نعمتهای الهی در حق انسان را برشمرده است ذیل این مضمون آورده شده است.
نمونههایی از سپاسگزاری
و ستایش خداى را که چون از او چیزى درخواست کنم به من عطا میکند و هر چند هنگامى که او از من قرض مىخواهد من بخل مىورزم.[۸۲] (دعای ابوحمزه)
ستایش خداى را که من او را مى‏خوانم و او اجابت مىکند و هر چند وقتى که او مرا مىخواند کندى و کاهلى مىکنم‏.[۸۳]‏ (دعای ابوحمزه)
و چه بسیار ناپسندها که از من دور کردى و چه بسیار ثناى نیکو که من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى.[۸۴] (دعای کمیل)
و چه بسیار بلاهاى سخت از من بگردانیدى و چه بسیار از لغزشها که

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مرا نگاه داشتى.[۸۵] (دعای کمیل)
سپاس خداوند به خاطر نعمت پیامبر(صلی الله علیه و آله):
سپاس خداى را که به وسیله محمّد پیغمبرش (صلّى اللّه علیه و آله)، بر ما منّت نهاد (او را به ما ارزانى داشت) منّتى که امّتهاى گذشته و مردم پیش از ما از آن بىبهره بودند.[۸۶](۲:۱)
سپاس خداوند به دلیل نعمتهای متعدد ، به خصوص توفیق شکرگزاری:
ما را آخرین همه کسانی که آفریده، قرار داد و (بعض از) ما (ائمّه اطهار (علیهم السّلام)) را بر کسانى (کفّار و منافقین) که (دین و احکام خدا را) انکار کردهاند، گواه گردانید و ما را به نعمت خود بر کسانی که اندک بودند، فزونى بخشید.[۸۷](۲:۲)
سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبّت و دوستى به خود بر انگیخت.‏[۸۸](۱:۴)
نعمتها و بخششهایش (براى همه) پىدرپى است.[۸۹] (۱:۷)