سیاست جنایی ایران در خصوص جلوگیری از سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود- قسمت ۲

: ۱
الف)طرح موضوع ۲
ب)هدف تحقیق ۲
ج)سئوالات تحقیق ۳
د)فرضیات تحقیق ۳
هـ ) روش تحقیق ۳
و)سوابق تحقیق ۴
ی)سازماندهی تحقیق ۴
فصل اول: مفاهیم و پیشینه سوء استفاده مأمورین دولت…………………………………………………….۵
مبحث اول :واژه شناسی و مفاهیم ۶
گفتار اول :مفهوم سیاست جنایی ۶
الف-مفهوم لغوی…………………………………………………………………………………………………………………۷
۱-سیاست : ۷
۲-جنایی ۷
ب)مفهوم اصطلاحی : ۸
۱-سیاست : ۸
۱-۱ -معنای عام . ۸
۲-۱-معنای خاص .۸٫
۲-جنایت (جنایی ) : ۸
۱-۲-مفهوم موسع …۹
۲-۲-مفهوم مضیق …۹
ج)تعریف سیاست جنایی : ۹
گفتار دوم :اقسام سیاست جنایی ۱۲
۱-سیاست جنایی تقنینی ۱۲
۲-سیاست جنایی قضایی: ۱۲
۳-سیاست جنایی اجرایی ۱۳
۴-سیاست جنایی مشارکتی ۱۳
گفتار سوم:تبیین مفهوم دولت:……………………………………………………………………………………………..۱۳
الف)مفهوم لغوی……………………………………………………………………………………………………………….۱۳
ب)مفهوم اصطلاحی…………………………………………………………………………………………………………..۱۴
۱-دولت به معنای عام………………………………………………………………………………………………………..۱۴
۲-دولت به معنای خاص…………………………………………………………………………………………………….۱۵
۳-طبقه فرمانروایان…………………………………………………………………………………………………………….۱۵
گفتار چهارم :مفهوم سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود ۱۵
الف)مفهوم مأمور دولت ۱۵
۱)مفهوم لغوی : ۱۵
۲)مفهوم اصطلاحی : ۱۶
ب)مفهوم سوء استفاده از مقام : ۱۷
۱)مفهوم لغوی ۱۷
۲)مفهوم اصطلاحی ۱۸
۳-تفاوت جرم وتخلف ۲۱
۱-۳-از نظر منبع………………………………………………………………………………………………………………..۲۱
۲-۳- از نظر ضمانت اجرا و هدف…………………………………………………………………………………….. ۲۱
۳-۳-از نظر قلمرو……………………………………………………………………………………………………………..۲۲
۳-۴-از نظر آیین دادرسی……………………………………………………………………………………………………۲۲
ج)بررسی واژه تعدی مأمورین دولت : ۲۳
۱-مفهوم لغوی ۲۳
۲-مفهوم اصطلاحی……………………………………………………………………………………………………………۲۳
مبحث دوم :پیشینه سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود ۲۴
گفتار اول : ایران باستان ۲۴
گفتار دوم : دوران مشروطیت تا عصر حاضر : ۲۷
فصل دوم:ابعاد جرم شناختی سوء استفاده مأورین دولت……………………………… …………………….۲۹
مبحث اول:علل سوء استفاده مأمورین دولت ۳۰
گفتار اول :عوامل فرهنگی ۳۱

تضاد دین و عرفان در دیوان حافظ- قسمت ۱۲

ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست (دیوان حافظ،۱۳۸۹: ۲۰)
امّا واقعیّت بزرگی هست و آن اینکه یک انسان موّحد تمام تلاش خود را برای دوری از گناه انجام می دهد و اگر خدای ناکرده مرتکب گناهی شد، فوراً پشیمان شده و توبه می کند و به راستی که گناه نکردن بسیار سهل تر از توبه کردن است چرا که پذیرش یک توبه در گرو اخلاص و اصرار و جبران و… است.
ارتکاب تعمّدی گناه، فرض مثال شراب خواری یا مال حرام خوردن و… به امید آن که بعداً توبه خواهم کرد، کج فهمی و بد فهمیدن دین است. اگر به همین آسانی بود، انسان، به گفته ی پروردگار، خود را به درجه ی « کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » (اعراف، ۱۷۹) نمی رسانید. مسلمانان متدیّن و عارفی داشته ایم که با ارتکاب گناهانی « خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَه » شده اند، در اینکه سرانجام آن ها چه خواهد شد؟! « اللَّهُ أَعْلَم » ولی توجّه به این نکته ضروری است که نمی توان هم گناه کرد و هم در عین حال مؤمن و عارف ماند.
یکی از شگفت ترین داستان ها در این زمینه داستان « بلعم باعورا » است که شخص عابدی از بنی اسرائیل بود. اسم اعظم خدا را می دانست. فرعون او را فریب داده و به دشمنی با حضرت موسی واداشت. او مستجاب الدعوه بود و هر دعایی می کرد، به اجابت می رسید ولی چون فریب فرعون را خورد، از مقام خود سقوط کرد. داستان او در سوره ی اعراف در آیات ۱۷۵ و ۱۷۶ آمده است. معنی آیه به شرح زیر است:
« و اگر می خواستم به آن آیات او را رفعت مقام می بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فرو ماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عو عو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند ».
بنابراین نمی توان هم اذعان داشت که حافظ در زمینه گناه نظرات ضد و نقیض دارد و هم قبول داشت که او فردی است که:
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلّی صفاتم دادند
(دیوان حافظ،۱۳۸۹ : ۱۲۰)
اگر حافظ توانسته به بالاترین درجات عرفان که همانا گذشتن از مراحل مکاشفه و معاینه و در آخر مرحله دیدن حق است، برسد و خداوند با ذات جلالی و جمالی بر او تجلّی نموده است، چگونه میتوان پذیرفت که او گناه هم می کرده است آن هم گناهانی که در شرع به عنوان فعل حرام معرّفی شده است. اگر معتقد به گناهکار بودن حافظ باشیم، باید در درجه ی اوّل او را یک دروغگوی بزرگ بنامیم که ادعای کشف و شهود داشته است، در غیر این صورت میل به گناه کردن حافظ هیچ توجیهی ندارد و نخواهد داشت.
« به نظر چنین می آید که خلأ از گناه در ذهن و زبان و زندگی انسان ممکن نیست، چه احساس گناه از انسانی ترین و وجدانی ترین و ژرف ترین احساس های انسان دین ورز اعم از عارف و عابد و عالم و عامی است. و این بر عهده ی روانشناسان مخصوصاً روان شناسان دین است که تحلیل و تعلیل کنند که چرا « حسن دینی » این همه با احساس گناه همراه و بلکه همزاد است ». (حافظ نامه، ۱۳۸۸: ۴)
بین داشتن احساس گناه تا ارتکاب گناه و اقرار به گناهکار بودن فاصله بسیار است. احساس گناه کردن توسط یک مؤمن و عارف واقعی در واقع نوعی تعارف است، ناز است، شکسته نفسی است:
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت مگر تو عفو کنی ورنه چیست عذر گناه
(دیوان حافظ،۱۳۸۹: ۲۶۸)
حافظ بی دوست نفس کشیدن را گناه می داند. آیا شایسته است که در مورد او بگوییم:
« حافظ به دو گناه، که حرمت جنبه ی شرعی اش بر جنبه ی عرفی اخلاقی عاطفی اش می چربد، گرایش صمیمانه داشته است: شراب و شاهد. نوشیدن مِی در عصر حافظ، از نظر دینی فسق عظیمی شمرده نمی شده ». (خرّمشاهی، ۱۳۶۸: ۳۶ـ۳۷)
و بعد ادعا کنیم که در عصر حافظ شراب خوردن گناه شرعی بزرگی نبوده است. مگر نه این است که حرام خدا تا ابد حرام است و آیا در عصر حافظ نفس کشیدن « بی یاد خدا » گناه بوده ولی شراب خواری نه؟!
انسان در اوج خداخواهی حتّی لذّت بردن از عبادت یا راضی بودن به رضای خدا را بد می داند. عبدالکرئم حائری یزدی مؤسس حوزه ی علمیّه قم معتقد است که هر نفسی که برای غیرخدا کشیده است برای او عین عذاب است. یعنی انسان به مقامی می رسد که همه چیزش برای خدا می شود و آن گاه چنین روح لطیفی، حتّی آن گاه که در تحمّل سختی ها « رضا به داد » می دهد، نادم است چرا که واقف است، این بالاترین مرحله ی رضا نیست.
البتّه ذکر این نکته مهم ضروری است که رعایت کلیّه امور از واجب و مستحب و مکروه و گاه حتّی مباح برای فردی که هدفش فقط و فقط رسیدن به خداست، لازم و واجب است. کسی که با سیر و سلوک و انجام کلیّه واجبات و… درصدد رسیدن به خود حق است و لاغیر. تذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که هدف از این گفته ها ترویج ناامیدی از رحمت خدا و به دامان کفر افتادن نیست چرا که همه می دانیم در امر دین آدم ها دارای سلسله مراتبی هستند و هر کسی به اندازه همّت خود بهره ای از دین داری می برد:
تو و طوبی و ما و قامت یار فکر هر کس به قدر همّت اوست
(دیوان حافظ،۱۳۸۹: ۴۱)
یکی به بهشت و طوبی می رسد و حافظ به یار. بنابراین میزان تلاش هر کس تعیین کننده است و تنها کسانی موفق ترند که با اتکای به خدا و اراده ای آهنین، گوی سبقت را از همگان ربوده و جزء پیشگامان هستند: « وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ـ أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ » (واقعه، آیه ۱۰)
حافظ در مورد گناه دیدگاه های خاص و گونه گونی دارد. او قبل ا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ز هر چیز می داند که گناهی که انسان مرتکب می شود، فقط و فقط خودش مسئول آن است و نمی توان گناه خویش را به گردن دیگران انداخت چرا که انسان در افعال خویش مختار است:
سهو و خطای بنده گرش نیست اعتبار معنی عفو و رحمت آموزگار چیست
(دیوان حافظ،۱۳۸۹: ۴۷)
اگر انسان در ارتکاب کارهای اشتباه خود و گناهکاری جرمی ندارد و اختیاردار نیست پس بخشش و رحمت خداوند چه معنی پیدا می کند. وقتی ما گناه نمی کنیم و در ارتکاب گناه جبری حاکم است، چه فرقی می کند که خدا بخشنده باشد یا نباشد.
بنابراین حافظ اذعان می دارد که:
گناه دگران بر تو نخواهد نوشت (همان: ۵۶)
و هر کس مسئول اعمال خویش است.
از طرفی حافظ (ادعای بی گناهی) نمودن را شایسته نمی داند و وقتی این را در مورد خود بگوید همانا از شکسته نفسی اوست:
جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد ما را چگونه زیبد دعوی بیگناهی
(همان: ۳۱۷)
در این بیت حافظ مقایسه ای بین خود و حضرت آدم انجام داده است و از این منظر خود را نیز گناهکار می داند. و این به معنی آن نیست که حافظ می گوید چون آدم گناه کرده پس توجیه آن می شود که من هم می توانم گناه کنم بلکه حرف حافظ این است که محال است انسان به مرحله کمال برسد و در آن حال بگوید من بی گناه هستم.
حافظ ادعای بی گناهی را ناپسند می داند. حافظ حتّی در جایی که بی گناه بوده است هم، دور از ادب دانسته که ادعای بی گناهی کند:
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ تو در طریق ادب باش گو گناه من است
(همان: ۳۹)
نکته ظریفی در این بیت نهفته است. حافظ نمی گوید که ارتکاب گناه امری غیرارادی و خارج از اختیار انسان است چرا که هر انسان عادی نیز این را به خوبی می داند. چرا که در این صورت بهشت و جهنم و ثواب و عقاب معنی پیدا نمی کرد بلکه حافظ معتقد است که خود گناه فی النفسه و با لذات اختیار و انتخاب و مطلوب انسان نیست. فرضاً کاش گناه مال درختان بود ولی باید پذیرفت که انجام گناه و ارتکاب آن در گرو داشتن اختیار است و چون خداوند انسان را فردی مختار آفریده است تا او را بیازماید پس گناه هم مال انسان است و برای انسان تعبیه شده است. و بنابراین چون هرچه از دوست رسد، نیکوست پس حافظ آن را پذیرفته و با ادب تمام می گوید که گناه مال انسان است. می تواند گناه بکند و می تواند از ارتکاب گناه دوری کند. توانایی هر دو به انسان داده شده است. که اگر غیر از این بود، پس انسان چگونه آزموده می شد و خوبان از بدان چگونه تمیز داده می شدند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ظرفیّت و قابلیّت گناه کردن را ما انتخاب و اختیار نکرده ایم. حافظ گاه از سرِ لجبازی و تمسخر متشرّعین ادعاهایی می کند به فرض مثال:
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گر چه غرق گناهست می رود به بهشت
(همان: ۵۶)
از تشییع جنازه حافظ قدم هایت را دریغ نکن زیرا هر چند غرق گناهست ولی به بهشت می رود. یعنی حافظ اذعان می دارد که در عصرش کسانی هستند که در مورد مردم قضاوت کرده و او را بهشتی یا جهنمی می نامند و در تشییع جنازه جهنّمیان شرکت نمی کنند. نظیر این معنی را در ابیات دیگری نیز می بینیم:
مکن به نامه سیاهی ملامت من مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
(همان: ۵۶)
حافظ تهمت زدن و متّهم کردن را امری ناشایست می داند زیرا معتقد است که فقط خدا می داند که چه کسی رستگار خواهد شد و خود نیز حتّی به گناهکاران امید به رحمت خدا را نوید می دهد:
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست
(همان: ۲۰)
در غزلی با مطلع « عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت… » حافظ از سر اعتراض و انتقاد به زاهد حتّی او را شایسته ی امر به معروف کردن هم نمی داند. نخست با صفت پاکیزه سرشت او را مورد تمسخر قرار داده و سپس عنوان می دارد که نترس، گناه مرا برایت نخواهد نوشت چرا که در آخرت هرکس کِشته ی خود را درو خواهد کرد. حافظ معتقد است که زاهد دیو است و او رند و دیو از قرآن خوان گریزان است بنابراین برای بستن دهانش ادعاهایی می کند:
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
(همان: ۱۲۷)
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود و عاقبت کار که کِشت (همان: ۵۶)
ناامیدم مکن از سابقه ی لطف ازل تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت
(همان: ۵۶)
نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
(همان: ۵۶)
این ادعاها با حافظی که می شناسیم مطابقت ندارد چرا که بیشتر برای بستن دهان زاهد چنین نظراتی ارائه می دهد حافظ نه رندی و نه زاهدی را دلیل بر حسن عاقبت و عاقبت به خیری نمی داند:

دیدگاه پرستاران نسبت به موانع فردی و سازمانی رعایت بهداشت دست در بخشهای نوزادان تبریز، سال۱۳۹۲- قسمت ۳

چهارچوب پنداشتی این مطالعه را عفونتهای بیمارستانی، بهداشت دست و دلایل عدم رعایت بهداشت دست تشکیل می‌دهد که در قالب آن به بحث در مورد: آمار عفونتهای بیمارستانی در دنیا و ایران، عفونتهای بیمارستانی در بخشهای ویژه، اهمیت کنترل عفونتهای بیمارستانی در بخشهای نوزادان و NICU، نقش پرستاران در پیشگیری از عفونتهای بیمارستانی، اهمیت بهداشت، روشهای بهداشتی کردن دست، استفاده از دستکش، وضعیت رعایت بهداشت دست توسط کارکنان بهداشتی در جهان و ایران، دلایل عدم رعایت بهداشت دست اشاره شده در مقالات، پرداخته شده است. در نهایت در بخش مروری بر متون به تعدادی از مطالعات مشابه در این زمینه اشاره شده است.
آمار عفونت‌های بیمارستانی در دنیا وایران
عفونت های ناشی از ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی یکی از شایعترین علل مرگ و میر و افزایش معلولیت در بیماران بستری در بیمارستانها محسوب می گردد و در همه کشورهای در حال توسعه و پیشرفته در سراسر جهان اتفاق می افتد . بررسی انجام شده سازمان بهداشت جهانی در ۵۵ بیمارستان واقع در ۱۴کشور دنیا از جمله کشورهای منطقه مدیترانه شرقی ، مؤید شیوع عفونتهای ناشی از ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی در بخش بستری بیمارستانی با میانگین نرخ ۸ درصد بوده است. مطابق آمار سازمان بهداشت جهانی در هر لحظه در جهان یک میلیون و چهارصد هزار نفر از عوارض ناشی از عفونت های بیمارستانی رنج می کشند. در
کشورهای در حال توسعه میزان عفونت های قابل پیشگیری ناشی از ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی تا حد۴۰ درصد و بیشتر برآورد شده است(۵۰) بر اساس برآوردهای مرکز مدیریت کنترل بیماری‌های وزارت بهداشت ایران، درصد بروز عفونت‌های بیمارستانی در بیماران بستری در بیمارستان‌ها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد است که اگر تنها ۱۰ درصد موارد عفونت به مرگ منجر شود، سالانه حدود ۶۰ هزار مورد فوت بیماران در اثر این مساله اتفاق خواهد افتاد که موید ضرورت توجه به کنترل عفونت‌های بیمارستانی در نظام سلامت کشور است(۵) این عفونتها امروزه بار عظیمی بر دوش نظام سلامت تحمیل می‌کند که بخش قابل توجهی از عوارض بیماران بستری شده را تشکیل می‌دهد. با وجود تلاشها برای ساخت محلول‌های ضدعفونی کننده و آنتی‌بیوتیک‌ها همچنان یکی از مشکلات اداره بیمارستان‌ها در نظام سلامت دنیا، عفونت‌های بیمارستانی است. آمارهای جهانی نشان می‌دهد در بخش مغز و اعصاب یک درصد و در بخش سوختگی ۶۰ درصد بیماران از عفونت بیمارستانی رنج می‌برند(۵).
عفونت‌های بیمارستانی در بخش‌های ویژه
عفونت های بیمارستانی یکی از مهم ترین مشکلات در بخش های ویژه است، به طوریکه بیست درصد بیماران بستری در این بخش ها را مبتلا کرده و میزان مرگ و میر را به بیش از سی درصد افزایش می‌دهد(۸)، بخش مراقبتهای ویژه به رغم داشتن فقط۱۰-۵ درصد تختهای بیمارستانی ۲۰ درصد از کل عفونت های بیمارستانی را به خود اختصاص می‌دهند و مرکز اصلی ظهور میکروبهای مقاوم و مقاومت آنتی بیوتیکی هست (۱۱). این عفونت ها علاوه بر افزایش مرگ
و میر، مدت زمان بستری را نیز طولانی تر کرده بر هزینه‌های درمان می‌افزاید(۹). همچنین بیماران بستری در بخش های ویژه به سبب وجود عوامل خطرسازی چون صدمات متعدد، پایین بودن سطح هوشیاری و ضعف مکانیسم های پیشگیری کننده ، بیش از سایر بیماران در معرض خطر عفونت بیمارستانی قرار دارند(۸, ۱۰). سالانه در حدود ۲۰ درصد از تخت‌های ویژه در اشغال بیماران ناشی از عفونت‌های بیمارستانی قرار می‌گیرد. کیم[۴] (۲۰۱۳) و همکارانش میزان عفونت‌های بیمارستانی در کشورهای توسعه یافته۱۰-۵ درصد و در کشورهای در حال توسعه ۲۵ درصد و بالاتر ذکر کرده‌اند(۶).
اهمیت کنترل عفونت‌های بیمارستانی در بخش‌های NICU
عفونت‌های بیمارستانی در NICU، عفونتهایی هستندکه در زمان بستری نوزادان و درمان آنها به خاطر سایر موقعیت‌ها، از بیمارستان کسب می‌شوند. اگر چه درمقایسه با عفونت‌های اولیه کمتر موجب مرگ ومیر می‌شوند، نتایج اقتصادی وسلامتی قابل توجهی با خود به همراه دارند. بنابراین دور از انتظار نیست که عفونتهای بیمارستانی را به عنوان نتیجه‌ای ازمراقبتها در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان(NICU) تلقی کنیم. مخصوصا در قرن اخیر به علت پیشرفت تکنولوژی درمان نازایی، آمار نوزادان چندقلویی و نارس حاصل درمان نازایی مخصوصا” در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته است. عفونت‌های مرتبط با مراقبت سلامتی در NICUباعث افزایش میزان مورتالیتی و موربیدیتی، طولانی شدن زمان اقامت در بیمارستان و افزایش هزینه‌های درمان
می‌شود و نوزادان به علت مکانیسم دفاعی ضعیف و مقادیر محدود فلور طبیعی محافظتی روی پوست یا سطوح مخاطی در زمان تولد و کاهش عملکرد دفاعی پوست‌شان، استفاده از ابزار و پروسیجرهای تهاجمی و دریافت آنتی بیوتیکهای وسیع الطیف در معرض خطر بالایی از عفونت‌های بیمارستانی هستند و از آنجاییکه در قرن اخیر به علت پیشرفت تکنولوژی درمان نازایی، آمار نوزادان چندقلویی و نارس حاصل نازایی مخصوصا در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته، بنابراین جهت حفظ حیات این نوزادان بعد از تولد در بخشهای ویژه نوزادان باید استراتژیهای مهمتری به کار گرفته شود. از جمله استراتژیهای مقابله با عفونتهای بیمارستانی، رواج بهداشت دست می‌باشد و شواهد نشان می‌دهدکه استراتژیهای پیشگیری ازعفونت در NICUبسیار کارساز هستند(۱۳).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

نقش پرستاران در پیشگیری از عفونتهای بیمارستانی
کنترل عفونتهای بیمارستانی، منوط به همکاری و تلاش تمامی پرسنل درگیر در امر درمان بیماران می‌باشد، اما در این مورد بیشتر بر روی نقش پرستاران تاکید می‌شود، زیرا مهمترین نقش را در انجام مراقبت‌ها بر عهده دارند و بیشترین زمان را نسبت به سایر پرسنل در بالین بیمار سپری می‌کنند. پرستاران با توجه به نقش خطیری که در انتشار یا پیشگیری از عفونت دارند، از اعضای کلیدی در مدیریت و کنترل عفونت‌های بیمارستانی محسوب می‌شوند(۵۱).
اهمیت بهداشت دست
به منظور کاهش خطر انتقال میکروارگانیسمها از منابع شناخته شده یا ناشناخته در بیمارستان، احتیاط‌های استاندارد بکار می‌روند. رعایت احتیاطات استاندارد برای تمام بیماران
ضروری است، بدون آنکه نوع بیماری آنها در نظر گرفته شود. یکی از مهمترین اصول احتیاطات استاندارد، بهداشت دست می‌باشد(۲۲).
بر روی پوست دست، دو نوع فلور گذرا و مقیم وجود دارد. فلور گذرا باکتریهایی هستند که در خارجی‌ترین لایه پوست کلونیزه می‌شوند و توسط شستشوی روتین دستها پاک می شوند، این فلور معمولاً در هنگام تماس پرسنل بیمارستانها با سطوح محیطی که در تماس با بیمار هستند یا تماس مستقیم با بیمار کسب می شوند. انتقال ارگانیسمها در این مواقع به کرات اتفاق می افتد و عفونتهای مربوط به مراکز بهداشتی درمانی وابسته به این مورد می‌باشد. فلور مقیم معمولاً در لایه‌های زیرین کلونیزه شده و اغلب از روی دست پاک نمی‌شوند مانند استافیلوکوکهای کوآگولاز منفی و دیفتروییدها(۵۰).
روش های بهداشتی کردن دست
معمولا از سه شیوه برای بهداشتی کردن دستها استفاده می‌کنند که عبارتند است از:

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

    1. شستن دست ها به روش معمول یا روتین

 

    1. شستن دست ها به وسیله مواد ضد میکروبی یا ضد عفونی کننده

 

  1. شستن دست ها بدون استفاده از آب

 

A) شستن دست ها به طور روتین
شامل کف آلود کردن دست ها با صابون معمولی ( مایع، جامد ) و مالیدن محکم تمام سطوح دست ها به یکدیگر و آبکشی آن ها با آب جاری ( شیر آب) است. هر کدام از مراحل باید۱۰ تا ۱۵ ثانیه طول بکشد، سپس دست ها باید با دستمال کاغذی خشک گردند. در صورت بستن شیر آب با دستمال کاغذی که برای خشک کردن دست ها از آن استفاده شده است، از آلودگی مجدد دست ها با شیر آب و سینک جلوگیری می شود(۵۰).
براساس نظر سازمان جهانی بهداشت، ۵ زمان برای شستشوی دست تعریف شده است. این زمانها شامل:

 

 

    • قبل از لمس بیمار

 

    • قبل از انجام اقدامات غیرعفونی و پاک

 

    • بعد از در خطر مواجهه قرار گرفتن با مایعات بدن

 

    • بعد از تماس فیزیکی با بیمار

 

  • بعد از تماس با اشیای محیط اطراف بیمار است(۵۰).

 

اندیکاسیونهای شستشوی دست ها از سوی سازمان های معتبری چون مرکز کنترل و پیشگیری از بیمار یها ( CDC ) و سازمان جهانی بهداشت ) WHO ( ابلاغ شده است.
اندیکاسیون های شستن دست عبارتند از:
به جز در موارد بسیار فوری، پرسنل باید همیشه دست های خود را بشویند :

 

 

    • پس از خارج کردن دستکش ها از دست

 

    • در شروع شیفت کاری

 

    • هنگام آلوده شدن دست ها، نیز پس از عطسه کردن، سرفه یا پاک کردن بینی خود

 

    • در فواصل تماس با بیماران

 

    • قبل از تهیه داروهای بیماران

 

    • پس از رفتن به توالت

 

    • قبل از انجام اقدامات تهاجمی

 

    • قبل از مراقبت از بیماران آسیب پذیر مانند نوزادان و افراد دچار سرکوب شدید سیستم ایمنی

 

    • قبل و بعد از تماس با زخم

 

    • قبل از غذا خوردن

 

    • بعد از دست زدن به اشیایی که احتمال آلودگی آنها با میکروب های بیماریزا وجود دارد مانند ظروف اندازه گیری ادرار بیماران و وسایل جمع آوری ترشحات بدن بیماران

 

  • پس از مراقبت از بیماران دچار عفونت یا بیمارانی که احتمال دارد با میکروب هایی که از لحاظ اپیدمیولوژی اهمیت خاصی دارند، کلونیزه شده باشند مانند باکتریهای مقاوم به چند نوع آنتی بیوتیک(۲۲).

 

ضرورت شستشوی دست:
پوست و غشای مخاطی بدن انسان توسط انواع مختلف باکتریها پوشیده شده است. هنگام بستری، بیماران به تدریج این میکروارگانیسمها را به وسایل بیجان محیط اطراف خود پراکنده می‌کنند ) مثلا لباسها، ملحفه، تخت و مبلمان ( در نتیجه، بیمارستانها محیطی پر از انواع میکروبها
هستند.” منطقه بیماران” که در واقع شامل بیمار و محیط پیرامونش است و سایر مناطق مثل سالن انتظار، محیط درمانگاه و اماکن عمومی بیمارستان، محل تجمع میکروارگانیسمها در نتیجه آلودگی توسط کارکنان مراقبتی بهداشتی، بیماران و حتی ملاقات کنندگان است(۲).
انتقال پاتوژنهای بالقوه از یک محیط به محیط دیگر، عمدتا از طریق دست کارکنان مراقبتهای بهداشتی انجام می‌شود. برای پیشگیری از انتقال این میکروارگانیسم ها از یک بیمار به بیمار دیگر، کارکنان مراقبت های بهداشتی باید بلافاصله قبل از تماس با یک بیمار یا هنگام ورود به منطقه هر بیمار، دستهایشان را بشویند(۵۰).
شستشوی دست‌ها، کارکنان مراقبت بهداشتی را هم محافظت می‌کند. برخی از فعالیتهای مراقبتی بیماران، کارکنان را با مایعات بالقوه عفونی بدن بیماران مثل خون یا ترشحات تنفسی مواجه می‌کند. برای پیشگیری از عفونت و کلونیزاسیون باکتریها، شستشوی دست ها باید بلافاصله بعد از انجام کار مرتبط با خطر مواجه دست با مایعات بدن، حتی در غیاب وجود چرک آشکار یا وقتی که از دستکش استفاده می شود، انجام شود(۲).
رعایت زمان مناسب برای انجام شستشوی دستها قبل از لمس یک بیمار بسیار ضروری است. شستشوی دست باید در نزدیکترین محل انجام مراقبت بیماران انجام شده تا از آلودگی مجدد پیشگیری شود و دست ها در تماس با اشیایی که نزدیک بیمار است مثل دستگیره قرار نگیرند. شستشوی دستها باید در فاصله زمانی و مکانی بین آخرین تماس دست با سطوح واقع شده در خارج منطقه بیمار و اولین مکان واقع شده در منطقه بیمار انجام شود. ایده ال آن است که دستها قبل از لمس بیمار شسته شوند. شستشوی دست ها همچنین باید بلافاصله بعد از ترک بیمار و
قبل از لمس هر شیئ که بیرون از منطقه بیمار است، انجام شود. انجام کامل این کار، خطر انتشار میکروارگانیسم ها را به محیط مراقبتی بهداشتی کمتر می‌نماید. ازآنجایی که محیط بیمار نیز آلوده به فلور میکروبی پوست او است، بعد از تماس با اشیای واقع شده در منطقه بیمار مثل مانیتور، میز کناری، یا تخت هم باید شستشوی دست ها انجام شود، حتی اگر بیمار تماس مستقیم هم با این اشیا نداشته باشد. همچنین مناطق خاصی از بدن هم باید تا جایی که امکان پذیر است عاری از میکروارگانیسم ها باشد. این مناطق شامل نواحی در معرض آسیب، مثل غشاهای مخاطی و بریدگی های سطح پوست)مثل زخم های جراحی) و مناطقی که وسایل تهاجمی در آن قرار داده شده است (مثل کاتتر عروقی یا ادراری و لوله های اندوتراکئال( می‌باشد و میکروارگانیسمهایی که در دستان کارکنان مراقبت های بهداشتی کلونیزه شده اند، پوست بیماران، یا محدوده نزدیک بیمار، نباید به این مناطق که از لحاظ ایمنی آسیب پذیر هستند، برسند. به این دلایل، شستشوی فوری دستها بلافاصله قبل از لمس پوست صدمه دیده و غشای مخاطی و قبل از هرگونه دستکاری با وسایل تهاجمی برای پیشگیری از کلونیزاسیون باکتریها که می تواند در نهایت منجر به عفونت شود، ضروری است(۲۳, ۵۰).

شخصیت حضرت علی ع در دو منظومه علی نامه و خاوران نامه- قسمت ۴۳

مواردی که مطرح شد نمونه های مطرح شده از فضیلت کرامت نفس و جوانمردی علی (ع) در منظومه ی علی نامه بود وبا تفحصّی که در منظومه ( تازیان نامۀ پارسی، خلاصه خاوران نامه انجام شد ) به این نتیجه رسیدیم که در مورد فضیلت کرامت نفس و جوانمردی علی (ع) مباحثی اختصاص داده نشده است.واگر به مضمون ابیاتی که ربیع در کتاب درج کرده است، توّجه کنیم روشن می شود که منظور او از نظم علی نامه تعریضی است به آنهایی که به دروغ ولایت حضرت علی (ع) را منکر بودند، یعنی دعوا بر سر غصب خلافت از خاندان پیامبر (ص) است و ذکر اختلاف میان سنّی و شیعه.ربیع به حکم شیعه بودن، کار تبلیغاتی می کند، طبعاً کسی که بسیار در مذهب خودش تعصّب دارد، مایل به ترویج داستان هایی نیست که در آنها رشادت و شجاعت کسانی غیر از جنگاوران مذهب او ستوده شده باشد و ممکن است که این داستان ها را از پایه دروغ بداند.ربیع چنین کسی است و در این مورد نادرست هم نمی گوید، چنان که گفتیم داستان های خاوران نامه ریشه در حوادث تاریخی ندارد و جزء ادبیّات است نه تاریخ صرف.به قول یکی از فضلای غربی «ادبیات حقایقی را در کسوت دروغ بیان می کند» به عبارت دیگر، حقانیّت، جوانمردی، شجاعت، وطن پرستی، راستگویی و دیگر چنین فضایل اخلاقی، در خاوران نامه یا دیگر آثار ادبی در کسوت داستان ها و شخصیّت های حماسی ای که واقعّیت تاریخی ندارند و آفریدۀ ذهن خلاّق اجداد ما هستند، بیان شده اند.ربیع معتقد است که همۀ این فضایل در شخصّیت حضرت علی (ع) و دیگر ائمۀ اطهار (ع)، به نحو احسن موجود است، و بنابراین احتیاجی به تشبّث به داستان های دروغ شاهنامه نیست.
۴-۱۰- عدالت حضرت علی (ع)
با اندک تأملی در کلمات و بیانات بیان علی (ع) به روشنی این نکته به دست می آید که مسأله ی «عدالت»جایگاه خاص و اهمیّت ویژه ای نزد آن امام بزرگوار داشته است. این مقوله به حدّی مهم است که اگر تمام تلاش ها و مجاهدت های علی (ع) را در راه تحقق آن بدانیم سخنی به گزاف نگفته ایم.
معنای عدالت:
واژۀعدل و عدالت در لغت به معنی انصاف، داد، داوری و درستی آمده و شاید بهترین معنا همان مفهومی باشد که علی (ع) دربارۀ آن ارائه دادند: «العدل یضع الامور مواضعها» یعنی عدل آن است که هرچیزی، در جایگاه خود قرار گیرد. عادل کسی است که هر چیز را درجای خود قرار دهد؛ یعنی حقوق همۀ افراد را لحاظ نموده وذره ای در این امر کوتاهی نورزد. در قرآن، عدالت جزء مهمترین رکن تقوا دانسته شده است. بنابراین، میان ایمان و عدالت، پیوند ناگسستنی وجود دارد و هرگز نمی توان بین این دو تفکیک ایجاد نمود.
از دیدگاه علی (ع) مقوله عدالت چنان ارزشمند و پر اهمیّت است که نادیده گرفتن آن، ثبات اجتماعی را متزلزل می کند و شکست یک ملت را موجب می شود. واجرای آن مایه ی پایداری و استحکام جامعه است: ازدیدگاه علی (ع) آنچه به حکومت ارزش می دهد، وجود حاکم است و آنچه حاکم را فضیلت و برتری می بخشد، وصف عدالت است پس بر حاکمیّت، زعامت، ولایت و سرپرستی بر امور اجتماعی، هیچ گونه ارزشی مترتب نیست، مگر این که اقامه ی عدلی از جانب حاکم عادل صورت گرفته و حقوق صاحبان حق، به آنان برگردانده شود. بنابراین مهم ترین وظیفۀ حاکم، از دیدگاه علی(ع) اقامه ی عدل است و این عمل، مقدور کسی نیست، مگر این که فرد حاکم، مؤمن به احکام الهی باشد. فردی که ایمان به خدا نداشته باشد، نمی تواند عادل باشد، پس حاکمیّت ازآن مؤمنین است.یکی از نکات بسیار مهمّی که در منظومۀ علی نامه در رابطه با عدالت علی(ع) دیده می شود وظاهراً در اسناد دیگر، به این شکل نیامده است. کیفیّت و فضای قتل هرمزان سردار مسلمان شده ی ایرانی به دست عبید الله بن عمر است و از همه مهم تر این که بر طبق این روایت، شهر بانو، خواهر هرمزان بوده است و هرمزان و برادرش هر دو در حال نماز گزاردن بوده اند که فرزند عمر برایشان حمله می برد و آنان را به قتل می رساند. بالاتر ازهمه ی این نکات تازه این که هرمزان و برادرش و خواهرش شهربانو مقیم سرای حسین بن علی (ع) بوده اند، واین قتل در سرای آن حضرت اتفّاق افتاده است. بر طبق این منظومه وقتی عبید الله بن عمر بر دست محمد برابی بکر در میدان کشته شد، کشته ی اورا نزد علی (ع) آوردند. معاویه کسی را نزد همسر عبیدالله بن عمر فرستاد و از او خواست نزد علی (ع) رود و کشته ی شوهر خود را از سپاه علی (ع) باز پس گیرد. همسر او، زنی نیک بود گفت: او نمی باید این کار را می کرد، اکنون باید شکیبا بود و بعد نزد علی (ع) رفت.امام بدو فرمود: مرا بر این کشته حقّی است. زن پرسید: چرا؟ امام فرمود، وقتی پدرش عمر بن خطاب کشته شد، او دیوانه وار به کین خواهی پدر برخواست وهر که را می دید نشناخته می کشت.به حجره ی شهر بانو رفت و هرمزان و برادرش را که برادران شهر بانو بودند و در حال نماز گزاردن،کشت. آنها در عصر رسول اکرم (ص)اسلام آورده بودند و در خانه ی حسین بن علی بودند و فرزند عمر وارد خانه ی حسین شد و مرتکب قتل هرمزان و برادر او شد. اینک عین گفتار سراینده:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

زکین پدر گشته بُد غول وار
زخانه برون جَست تیغ آخته
سوی حجرۀ شهر بانو شتافت
هنرمند هرمز شده در نماز
براذر بدی شهر بانوی را (اوی)؟
بیاورده اسلام وقت نبی 

 

بررسی عوامل فرهنگی _ اجتماعی موثر بر مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس در سال ۱۳۹۳- قسمت ۴

مردم محلی برخوردار از مقدار زیادی تجربه و بینش درباره اینکه چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید انجام شود و چرایی آن میباشند ؛
همکاری مردم محلی در طراحی پروژهها میتواند تعهد آنها نسبت به پروژه را افزایش دهد. همکاری مردم محلی میتواند به آنها برای توسعه مهارتهای فنی و مدیریتیشان کمک کند و شاید فرصتهای شغلیابی آنها را افزایش دهد ؛
همکاری مردم محلی در افزایش منابع در دسترس برای برنامه مؤثر است ؛
همکاری مردم محلی راهی برای تحقق یادگیری اجتماعی (هم برای طراحان و هم برای ذینفعان) برنامه میباشد . یادگیری اجتماعی به معنای توسعه همکاری بین متخصصان و مردم محلی است که در آن هر یک از گروهها از دیگری میآموزد (۱۹۶۶ – World Bank).
از منظر جامعهشناسی باید بین مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل مشارکت) و به عنوان حالت و وضع (امر شرکت کردن) تمیز قایل شد. مشارکت در معنای اول، داشتن شرکتی فعالانه در گروه را میرساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد، و در معنای دوم، از تعلق گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر میدهد (بیرو، ۱۳۶۶: ۲۷۵).
در مجموع باید گفت اظهار نظرها و تعاریف ارائه شده در مورد مشارکت، بازتاب الگوی اعتقادی و نظری به کار گرفته شده است. تلقی مشارکت صرفاً به عنوان جزیی کمیتپذیر که میبایست در یک پروژه تزریق گردد، امکانپذیر نیست. مشارکت اساساً فرایندی کیفی است که اگر قرار است موثر باشد، تغییراتی بنیادین در اندیشه و عمل میطلبد (اوکلی و مارسدن، ۴۷:۱۳۷۰).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۳-۲-۲٫ انواع مشارکت:

 

انواع مشارکت از نظر سطح (خرد، میانی، کلان)، از نظر انواع بر حسب انگیزههای ایجادی آن (درونزا، برونزا)، بر حسب چگونگی دخالت مردم (مستقیم ، غیرمستقیم)، بر حسب سطوح فراگیری (محلی، منطقهای، ملی)، بر حسب کیفیت همکاری مردم (طبیعی، خود انگیخته، ارادی یا داوطلبانه، برانگیخته، تحمیلی یا اجباری)، بر حسب سطوح اجرایی (بهرهمندی از خدمات، ارزیابی خدمات، ارائه پیشنهاد، تصمیمگیری و برنامهریزی، اجرا و نظارات)، بر حسب موضوع (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)، بر اساس نحوه مشارکت (رسمی و غیررسمی) را شامل میشود که در ادامه به تفصیل اشاره میگردد.
انواع مشارکت بر اساس سطوح گسترش:
۱٫ سطح خرد (فردی)؛ مشارکت افراد در بنگاهها و شرکتهای خصوصی را دربر میگیرد که با میل و اراده همراه است.
۲٫ سطح میانی (نهادها و سازمانهای اجتماعی)؛ این مشارکت در سطح بخشهای مختلف جامعه اعم از سازمانها، نهادها و روابط بین آنها انجام میگیرد.
۳٫ سطح کلان (جامعه)؛ این مشارکت را میتوان مشارکت ملی و یا جامعهای نامید که متضمن مشارکت گسترده و همه جانبه اعضای جامعه میباشد.
انواع مشارکت بر اساس انگیزههای ایجادی آن:
۱٫ مشارکت درونزا: مشارکت هر فرد یا افراد و گروههای اجتماعی بصورت خودجوش و خوداتکا از روی علاقه در برنامهها و فعالیتهای عمرانی است. این نوع مشارکت ریشه در هنجارهای اجتماعی دارد.
۲٫ مشارکت برونزا: مشارکتی که بصورت غیرداوطلبانه و از محیط بیرون توسط مسئولین و کارگزاران سازمانهای مختلف بر جامعه تحمیل میشود، و افراد با انگیزه و محرک بیرونی در امور شرکت میکنند (قاسمی، ۱۳۸۱: ۳۰).
انواع مشارکت بر حسب چگونگی دخالت مردم:
۱٫ مشارکت مستقیم: مشارکت عمومی و مستقیم افراد در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی جهت تعیین زندگی اجتماعی خود میباشد.
۲٫ مشارکت غیرمستقیم: در این شیوه مردم بطور مستقیم در فرایند مشارکت دخالت ندارند، بلکه از طریق انتخاب نماینده و تشکیل شوراهای نمایندگی در تصمیمگیریها شرکت میکنند (پوررحیم، ۱۳۸۱: ۱۴۴-۱۴۳).
انواع مشارکت بر اساس سطوح فراگیری:
۱٫ مشارکت محدود (محلی)؛ این مشارکت دربر گیرنده مشارکت روستایی و مشارکت محله در سطح شهر میباشد. هدف آن در سطح روستاها، تحریک روستاییان بمنظور ارتقا سطح طرحها و برنامههای توسعه روستایی و در شهرها برای حل معضلات محله به وسیله ساکنین هر محله میباشد.
۲٫ مشارکت منطقهای؛ این مشارکت دربر گیرنده مشارکت چندین محله و یا شهر برای بهسازی و بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه خود میباشد. ۳٫ مشارکت ملی؛ این مشارکت در سطح کل جامعه انجام میپذیرد و هدف آن اموری است که مورد نیاز تمامی افراد جامعه میباشد و به یک منطقه یا محل خاصی بستگی ندارد.
انواع مشارکت برحسب چگونگی عضویت یا کیفیت و همکاری مردم:
۱٫ مشارکت طبیعی: این نوع مشارکت بر اساس عرف و عادت یا واقعیت موجود گروهی مانند گروههای سنتی و مذهبی تحقق یافته و اعضای گروه ناگزیر از عضویت در آن هستند. این نوع مشارکت در گروههای طبیعی نظیر گروههای همبازی و گروههای خویشاوندی وجود دارد. شرکت در مراسم عزاداری، عروسی و مراسم مذهبی از دیگر نمونههای آن است (فردرو و رضوانی، ۱۳۸۱: ۱۴۴).
۲٫ مشارکت خود انگیخته: در این مشارکت، افراد با همکاری داوطلبانه، کوششهای خود را برای شکوفایی تواناییهای خود به نفع سازمان یا جامعه ابراز میکنند. در این حالت، افراد معمولا مسئولیتپذیری در راستای منافع دیگران را در اولویت قرار میدهند (نیازی، ۱۳۸۱: ۳۶). این نوع مشارکت بصورت خودجوش و نهادی در بین اعضای یک جامعه وجود دارد و محصول سالهای متمادی زندگی مشترک است. مانند گروههای همسایگی و گروه دوستان که در قالب سازمان وساخت خاص و مشخص انجام نمیگیرد و عموما جهت پاسخگویی به نیازهای مهم روانی افراد است (حامدمقدم، ۱۳۷۰: ۲۹۰).
۳٫ مشارکت ارادی (داوطلبانه): این نوع مشارکت، مشارکتی بدون نفوذ و یا دخالت عوامل خارجی بوده و شرکت فرد ارادی و آگاهانه است (خواجوند خزاعی و برغمدی، ۱۳۸۶: ۲۱۹).
۴٫ مشارکت برانگیخته: این نوع مشارکت، به اهداف خاص توسط گروهی خارج از گروه مشارکتکننده انجام میگیرد. به عبارت دیگر، منشاءو تشکیل این نوع مشارکت، عامل برانگیزنده خارجی است که در آن علاوه بر اهداف شخصی و گروهی، اهداف ملی و فراملی نیز مطرح است. مانند سپاه دانش در زمان قبل از انقلاب و جهاد سازندگی بعد از انقلاب (حامدمقدم، ۱۳۷۰: ۲۹۲).
۵٫ مشارکت تحمیلی یا اجباری: در واقع مشارکت تحمیلی به معنای درگیر شدن ناخواسته است. در مشارکت تحمیلی، جبر و اضطرار مطرح است و فرد خود را ناگزیر از مشارکت دانسته و درقبول عضویت در سازمان یا کنارهگیری از آن حق انتخاب ندارد (فردرو و رضوانی: ۱۴۴). مشارکت روستاییان در قالب عضویت در شرکتهای تعاونی را در دهه ۴۰ هجری شمسی و یا عضویت افراد در احزابی همچون رستاخیز در قبل از انقلاب، نمونههایی از این نوع مشارکت میباشند.
انواع مشارکت برحسب موضوع:
۱٫ مشارکت سیاسی: بهطور کلی میتوان گفت مشارکت سیاسی، مشارکت در فرایند قدرت و انتخاب مسئولین و مداخله در امر تصمیمگیری در نظام سیاسی است. آنچه در اکثر تعاریف صورت گرفته از مشارکت سیاسی مشترک است، خصیصه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است و این حاکمیت عمدتا به شکل مشارکت مردم در انتخابهای مختلف و دخالت در نحوه اداره امور کشور میباشد. مایکل راش در کتاب جامعه و سیاست، «مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام سیاسی
رسمی میداند و بر این اساس سطوح مختلف مشارکت را ذکر میکند» (راش، ۱۳۸۱: ۱۲۳). مایرون وینر، نیز «مشارکت سیاسی را هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمانیافته یا بدونسازمان، دورهای یا مستمر، شامل روشهای مشروع و نامشروع برای تاثیرگذاری بر انتخاب رهبران سیاسی و رفتارهای سیاسی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی میداند» (وینر و هانتینگتون، ۱۳۷۸: ۱۴۰). برداشت وینر و هانتینگتون از مشارکت سیاسی دایره شمول آن را به هر عمل قانونی و غیرقانونی در تمام سطوح محلی و ملی جامعه نشر میدهد. با توجه به تعاریف ذکر شده، مشارکت سیاسی انواع و سطوح مختلفی دارد و این امر تحت تاثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، باورهای مذهبی و پیشینه تاریخی قرار میگیرد.
۲٫ مشارکت اقتصادی: منظور از مشارکت اقتصادی، حضور و همکاری آگاهانه اقتصادی مختلف جامعه در جهت تولید، پسانداز، سرمایهگذاری بیشتر و مطلوبتر، توزیع مناسب و عادلانهتر، مصرف بهینه منابع مادی و طبیعی و کالاهای مورد نیاز زندگی و صرفهجویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی است (عباسزاده، ۱۳۸۷: ۲۹).
۳٫ مشارکت اجتماعی: از انواع مهم مشارکت محسوب میشود. گرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعیاند و از این رو بحثی جامعهشناختی به شمار میآیند، عرصههایی در زندگی جمعی وجود دارد که آنها را از خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا میکند. چنین عرصههایی به عمل متقابل گروههای اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است (پیران، ۱۳۷۶: ۱۲). «اصطلاح مشارکت اجتماعی، دربرگیرنده کاربرد روابط و شبکههای اجتماعی برای ارتباط با دیگران و دریافت حمایتهای اجتماعی است» (Morissette، ۲۰۰۹: ۴). و این روابط اجتماعی بصورت روابط درونگروهی یا بین گروهی در قالب انجمنهای داوطلبانه، باشگاهها، اتحادیهها و گروههایی که خصلت غیردولتی و محلی دارند گسترش مییابد. به عبارت دیگر «مشارکت اجتماعی به عنوان چگونگی مشارکت شخصی در فعالیتهای گروههای رسمی و غیررسمی دیگر فعالیتهای اجتماعی میباشد» (Hyyppa، ۲۰۰۸: ۲).
۴٫ مشارکت فرهنگی: «مشارکت فرهنگی یعنی شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه افراد، گروهها و سازمانهای تشکیلدهنده یک جامعه در ابعاد گوناگون زندگی فرهنگی آن جامعه به منظور گسترش توسعه پایدار و همهجانبه حیات فرهنگی است» (غفاری و نیازی، ۱۳۸۶: ۳۰). یکی از دلایل اهمیت مشارکت فرهنگی، برجسته بودن نقش عناصر فرهنگی هر جامعه در تکوین شخصیت و اجتماعی شدن افراد میباشد.
انواع مشارکت براساس نحوه مشارکت:
۱٫ مشارکت رسمی؛ مشارکت رسمی انواع برخورد و تماس اجتماعی در مجموعههای گروههای متشکل را شامل میشود که «در بر گیرنده عضویت در سازمانها، انجمنها و باشگاهها با فعالیتهای برنامهریزی شده در یک زمان و مکان مشخص است» (یزدانپناه، ۱۳۸۶: ۳). ۲
۲٫ مشارکت غیر رسمی؛ این نوع مشارکت، شامل شرکت در انواع فعالیتهای گروهی و اجتماعی است که سازمان نیافته و دارای فواصل زمانی نامعین میشود. به بیان دیگر، «مشارکت اجتماعی غیر رسمی بیشتر صورتهای موقتی و اتفاقی برخوردهای اجتماعی مانند تماس تلفنی با دوستانی که نمیخواهیم بطور مشخص با آنها تماس داشته باشیم را دربر میگیرد» (zettel، ۲۰۰۸: ۳).

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۴-۲-۲٫ تعریف مشارکت اجتماعی:

 

برای تعریف این مفهوم باید ابتدا حوزه اجتماعی را توصیف کرد و آن را از دیگر حوزهها تمیز داد. زیرا معنای اصطلاح مشارکت اجتماعی اساسا در کلمه دوم آن یعنی اجتماعی نهفته است. باید دید لفظ اجتماعی به چه معناست؟ آیا جنبههای غیر اقتصادی مشارکت را دربرمیگیرد؟ آیا مفهوم متکاملتر مشارکت اقتصادی رفاهی است؟ یا اینکه از عرصههای فرهنگی و اقتصادی متفاوت است؟ آشکار است که تفکیک کامل و دقیق بخشهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک نظام کلی و ارائه تعریف برحسب هر یک از بخشها کاری دشوار است (اخلاقیپور، ۱۳۷۸: ۲۸). با این وجود نیاز به ارائه تعریف مشخص و مدون از مشارکت اجتماعی احساس میشود. به همین منظور تعریفهای متعددی از مشارکت اجتماعی را که هر کدام بر جنبه خاصی تاکید دارند در اینجا ذکر میکنیم.
مشارکت اجتماعی فرایندی است مبتنی بر حضور آگاهانه و فعال فرد، به عنوان عضو جامعه، در صحنههای اجتماعی و ایفای نقش یا نقشهای اجتماعی که به وی حصول میشود و در قالب رفتارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بروز میکند (کردی، ۱۳۸۵: ۷۵).
مشارکت اجتماعی، شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه است که برایند آن توسعه و بهتر شدن زندگی و حیات اجتماعی است. مقید نمودن تعریف مشارکت اجتماعی به خصایص شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه، این نوع فعالیتها را از فعالیتهای معمولی و روزمره زندگی که ممکن است بنای آن بر تبعیت نیاندیشیده و تحمیلی و از قیود سنتها و تعینهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد، جدا میکند. در واقع مشارکت اجتماعی، مشارکت داوطلبانه، آگاهانه و جمعی عاملان خصوصی در حوزه عمومی است، که از طریق کنشهای متقابل مستقیم و غیرمستقیم شهروندان در مقیاس وسیع با فعالیتهای محلی، نهادهای جامعه مدنی، دولت و … به منظور نفوذ تاثیرگذاری بر فرایند تصمیمگیریها و یا تعقیب اهداف عمومی تحقق مییابد (ساروخانی و امیرپناهی، ۱۳۸۵: ۴۳).
همچنین مشارکت اجتماعی، شرکت در یک زمینه اجتماعی که در آن افراد به فعالیتهای اجتماعی در تعدادی از شبکههای اجتماعی رسمی و غیر رسمی میپردازند، میباشد (Sicognani & Etal، ۲۰۰۸: ۹۸).
اسپنسر بیان میکند که جامعه به خود جامعه نمیشود مگر به مشارکت. از نظر او علت اصلی تحقق یک جامعه منسجم، وجود مشارکت اجتماعی است و مشارکت نهادی یعنی تثبیت و تحقق نهادهای مشارکتی و زمینه لازم برای ایجاد ارزشهایی چون تعاون، همیاری، مسئولیتپذیری، توجه به افکار و از همه مهمتر ایجاد حوزههای عمومی برای برونریزی ذهنیتها، ارزشها، عقاید و تضارب اندیشهها، دیدگاهها ونظریات (تیموری، ۱۳۷۷: ۵۱).

 

۵-۲-۲٫ نظریه ها و مدل های مشارکت:

 

در دیدگاهها و نظریههای مشارکت دو رویکرد عمده را میتوان تشخیص داد: نگرش خرد و نگرش کلان؛ در سطح خرد، بر انگیزهها، گرایشها و رفتارها تأکید میشود و در سطح کلان، زمینهها، شرایط و عناصر ساختاری مورد توجه قرار میگیرد (ریتزر، ۱۳۷۳: ۱۱۸). از این رو مشارکت دارای دو بخش ذهنی و رفتاری است. بخش ذهنی، تمایلات و گرایشهای فردی و بخش رفتاری، فعالیتهای داوطلبانۀ جمعی را مد نظر دارد (علوی تبار، ۱۳۷۹: ۲۰). در هر دسته، نظریههای متعددی مطرح میشود.
– به تعبیر رولند کولین، جامعهشناسان توسعهگرا به پیروی از مرتون و پارسونز توسعه را ذاتی ساختار اجتماعی دانسته و دگرگونی و تغییر اجتماعی را ناشی از عوامل خارجی میدانند و به این دلیل تزریق و نشر دادههای توسعهای و جدید را در قالب برنامههای اصلاح و عمران اجتماعی پیشنهاد میکنند و بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزههای شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه نیز تاکید دارند. مشارکت موثر، مستلزم وجود انگیزههای شخصی است. به عبارتی، مشارکت قبل از اینکه مکود عینی پیدا کند پدیدهای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و خلاصه در فرهنگ مردم جستجو کرد (غفاری و نیازی، ۱۳۸۵: ۴۶).
– کولین، جامعهشناس توسعهگرا، توسعه را برآمده از ساختار اجتماع میداند، وی بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزههای شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه تأکید میورزد. مشارکت مؤثر مستلزم وجود انگیزههای شخصی است. به عبارتی مشارکت، قبل از اینکه نمود عینی بیابد، پدیدهای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و فرهنگ مردم جستجو کرد. برای درونیسازی فرهنگ مشارکت، باید بسیاری از قالبهای پیشساخته ذهنی را دگرگون ساخت و این امر بدون کار فرهنگی میسر نمیشود (وطنی، ۱۳۸۶: ۳۲).
– گولت مشارکت مردمی را به عنوان جزء حیاتی راهبردهای توسعه دانسته و آن را واجد سه عملکرد عمده میداند. از دیدگاه وی، مشارکت اجتماعی اولا نحوه برخورد غیر ابزاری دولت با مردم و احساس ارزشمندی را تضمین میکند. ثانیا مشارکت به عنوان وسیله ارزشمندی برای بسیج، سازماندهی و تعالی بخشیدن به فعالیتهای توسعه خود مردم به عنوان حلال اصلی مشکلات در شرایط اجتماعی خود به شمار میرود. ثالثا مشارکت به مثابه کانالی است که گروهها و جوامع محلی میتوانند از طریق آن به عرصههای کلان و بزرگتر تصمیمگیری دسترسی پیدا کنند. بدون مشارکت، راهبردهای توسعه غیرمردمی و بینتیجه خواهند بود.
– نظریه جیمز میجلی (۱۹۸۶): میجلی بر مبنای پاسخ دولتها به مشارکت، آن را به چهار نوع تقسیم میکند: ۱- شیوه ضد مشارکتی: طرفداران این طرز تفکر معتقد به سرکوب مشارکت تودهها هستند. حکومتها اجازه مداخله و مشارکت همگانی در تدوین سیاستها را که ممکن است با اهداف کلان اجتماعی و اقتصادی آنها تعارض پیدا کند، نمیدهند. ۲- شیوه مشارکت هدایت شده: در این شیوه، دولت از مشارکت اجتماعات محلی با انگیزههای پنهانی، حمایت میکند. مشارکت اجتماع محلی، در این شیوه، به منظور کنترل سیاسی- اجتماعی، با علم به اینکه مشارکت، اجرای طرح را تسهیل میکند، به کار میرود. ۳- شیوه مشارکت فزاینده: در این شیوه، دولت در برخورد با مشارکت، به شکلی دوگانه عمل میکند؛ به این ترتیب که در موضعگیریهای رسمی از آن حمایت میکند، اما عملا در مسیر تحقق پیشنهادهای مشارکتی اقدام مؤثری انجام نمیدهد. ۴- شیوه مشارکت واقعی: در این شیوه دولت، به طور کامل از مشارکت اجتماعی حمایت میکند و از طریق ایجاد ساز و کارها و ساختارهایی برای ورود موثر اجتماعات محلی در تمامی زمینهها، تلاش میکند (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۳).
– عثمان و افف درخصوص ابزار یا هدف بودن مشارکت معتقدند هر نوع تحلیل و ارزیابی از مشارکت با توجه به این واقعیت که مشارکت هم هدف و هم ابزار توسعه دانسته شود مشکل است. اینکه مشارکت به عنوان هدف یا ابزار مورد توجه قرار میگیرد مبتنی بر ایدئولوژی است تا حقیقت، زیرا توسعه با ارزشهای ابزاری و ذاتی و مشارکت گسترده مردم در تصمیمگیری، اجرا، ارزشیابی و بهرهگیری شناخته میشود (غفاری و نیازی،۱۳۸۶).
– پریتی، بر اساس تجزیه و تحلیل خود از مشارکت اجتماعی، که طی بیش از پانزده سال تحقیق بر روی پروژههای موفق و ناموفق در کشاورزی انجام داد، نتیجه گرفت که وقتی مشارکت اجتماعی به سوی مشارکت متقابل و تعاملی پیش میرود، احتمال پایداری توسعه در زمینه مورد نظر بیشتر است. جمعبندی دیدگاههای پریتی (۱۹۹۴) و کورن وال (۱۹۹۶) در تقسیمبندی آنها از انواع مشارکت، هفت نوع مشارکت را به دست میدهد که هر کدام ویژگیهای متفاوتی دارند. پایینترین سطح این ردهبندی، عضویت ظاهری است. این نوع از مشارکت فقط گونهای ظاهر فریبی است که با نمایندگی و عضویت مردم در هیاتهای رسمی – که انتخابی نیستند و قدرتی هم ندارند- اعمال میشود. سطح بعدی را میتوان پذیرش بیچون و چرا دانست که مشارکتی غیرفعال است. در این نوع، مشارکت اجتماعات از این طریق است که به مردم گفته میشود که چه تصمیمی گرفته شده است. این نوع مشارکت، با اعلام تصمیم از سوی یک مقام اداری یا مدیر پروژه صورت میگیرد، بدون اینکه به نظر افراد شرکتکننده توجهی شود. مشارکت از طریق مشاوره نوع دیگری است که در آن، از طریق مورد مشاوره قرار دادن اجتماعات و یا درخواست پاسخ به پرسشها از سوی آنان، مشارکت صورت میگیرد. نمایندگانی خارج از اجتماعات مورد نظر، مشکلات و فرایندهای جمعآوری اطلاعات را تعریف میکنند و به نظارت بر تجزیه و تحلیل دادهها میپردازند. چنین فرایندی از مشاوره، هیچ سهمی را در تصمیمگیری واگذار نمیکند و ا
فراد حرفهای هیچ تعهدی ندارند که دیدگاههای افراد را در کار خود دخالت دهند. مشارکت به دلیل انگیزههای مادی نوع دیگری از مشارکت است که طی آن اجتماعات کمک خود را در زمینه منابع مورد نیاز – مانند نیروی کار- در مقابل محرکهای مادی (مانند غذا یا پول) در اختیار میگذارند. اینکه چنین فرایندی را مشارکت بنامند بسیار متداول است، در حالیکه وقتی محرکهای مادی دیگر مورد پیدا نمیکنند، معمولا افراد هیچ گونه انگیزهای برای ادامه کار ندارند. مشارکت وظیفهای یا کارکردی، مشارکتی است که در فرایند آن مشارکت اجتماعی از دیدگاه افراد خارج از اجتماعات به عنوان وسیلهای برای نیل به اهداف پروژه دیده میشود. افراد، با تشکیل گروههایی، در تحقق اهداف از پیش تعیین شده پروژهها مشارکت میکنند. البته آنها تنها بعد از تصمیمات اصلی که به وسیله افرادی خارج از اجتماعات آنها گرفته میشود ممکنست در تصمیمگیریها دخالت داده شوند. مشارکت تعاملی، که افراد در فرایند آن در تجزیه و تحلیل، توسعه برنامه کاری، و تشکیل و تقویت موسسات محلی، مشترکا مشارکت میورزند. مشارکت نه فقط به عنوان ابزاری برای نیل به اهداف پروژهها، بلکه به مثابه حقی برای اجتماعات محلی شناخته میشود. این فرایند به روششناسی میان رشتهای نیاز دارد و از فرایندهای یادگیری منظم و سازمانیافته استفاده میکند. نظر به اینکه گروهها در این نوع مشارکت بر روی تصمیمات محلی کنترل دارند و نحوه استفاده از منابع در دسترس را تعیین میکنند، بنابراین در حفظ ساختارها یا برنامهها نقش خواهند داشت. تحرک خودجوش (اقدام جمعی)، مشارکتی است که در آن افراد به طور مستقل از نهادهای خارجی برای تغییر سیستمها عمل میکنند. آنها برای تجهیز منابع و روشهای فنی مورد نیاز، خودشان با سازمانهای دیگر تماس برقرار میکنند، و بر روی نحوه استفاده از منابع نظارت دارند. چنین حرکت خودجوشی میتواند نقشی مقتدرساز داشته باشد.
– مدل دیگری از نردبان مشارکت عمومی را وایدمان و فیمرز ارائه کردهاند، که پلههای آن از «حق همگانی برای دانستن» آغاز میشود و تا «مشارکت مردم در تصمیم نهایی» ادامه مییابد. در پلههای دوم تا پنجم نیز آگاهی دادن به عموم، حق عمومی اعتراض و مخالفت ورزیدن، مشارکت مردم در بیان نکات خاص و مورد توجه، ایفای نقش تعیین دستور کار و مشارکت مردم در ارزشیابی خطرها و توصیه راهکار قرار دارند (Weidemann and Femers، ۱۹۹۳).
– مقیاس مشارکت اجتماعی چاپین، مقیاس کلی مشارکت در انواع و اقسام سازمانهای ارادی (داوطلبانه) – حرفهای، مدنی و اجتماعی است و در جایی بکار میرود که الگوی کلی مشارکت متغیر مهمی به شمار میآید. متغیر مورد سنجش در این مقیاس میزان مشارکت فرد یا خانواده در گروهها و موسسات اجتماع میباشد. (میلر، ۱۳۸۰: ۴۹۴). این مقیاس که در اواخر قرن ۲۰ ایجاد شد، جزیی از معیار اندازه‌گیری وضعیت اجتماعی- اقتصادی محسوب می‌گردد. بی‌شک بخش مهمی از تحقیقات انجام شده در خصوص انجمنهای داوطلبانه، به ویژه آنهایی که در جوامع روستایی انجام شده‌اند، از مقیاس مشارکت اجتماعی چاپین به عنوان تعریف عملیاتی مشارکت بهره برده‌اند. این مقیاس شامل پنج جزء است: ۱-عضویت، ۲- انجام فعالیت، ۳- کمک مالی و همکاری، ۴- عضویت در کمیته (کمیتهها)، ۵- صاحب مقام ( Evan، ۱۹۵۷: ۱۴۸).
– در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، نقش مشارکت شهروندان در جوامع، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. آرنشتاین در مقالهای که برای اولینبار در سال ۱۹۶۹ منتشر شد، مفهوم مشارکت را به نحوی روشن سطحبندی و تبیین نمود. وی مشارکت شهروندی را با تعبیر قدرت شهروندی به کار گرفت و برای توضیح آن، از استعاره نردبان مشارکت استفاده کرد.
نردبان مشارکت شهروندی آرنشتاین (مأخذ: Arnstein ۱۹۹۶)

 

 

 

 

 

 

 

بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۲۳

«مجال سخن تا نبینی زپیش به بیهوده گفتن مبر قدر خویش»

 

(یوسفی،گلستان، ص ۶۸)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«مجال سخن تا نیابی مگوی چو میدان نبینی نگهدار گوی»

 

(یوسفی،بوستان، ص ۱۴۸ )
۵-۳-۱-۴- راستگویی وصداقت
صداقت در سخن گفتن نیز یکی از ارزش های مورد تأکید اسلام است و باعث تحکیم روابط اجتماعی می شود زیرا هر گاه که انسان بدون پیچ و خم روانی و با صداقت کامل با کسی روبرو شود خواهد دید طرف مقابل هم تمام شخصیّت وجودی او که از دیده ها پنهان است نشان خواهد داد.
اما از نظر اجتماعی، این اندازه می توان گفت که اگر ما انسانها با تمام قیافه ها و واحدهای درونی با یکدیگر روبرو شویم؛ مشکلات زیادی را می توانستیم از بین ببریم ولی متأسفانه این پرده پوشی ها و شخصیت های ساختگی و ریاگونه انسانها هنوز هم به عنوان ضرورت های روابط اجتماعی مطرح بوده و گویی زندگی بدون آن امکان پذیر نمی باشد. اکنون سخنان بزرگان دین را در این زمینه ذکر می کنیم. (سجّادی، ۱۳۸۸: ص ۱۵۳)
«صدّیق» کسی است که در گفتار، کردار، دانش ها، احوال و روش ها، نیّات ، خوی و اخلاق خود راست باشد.» اهمیّت صدق و جایگاه آن نزد خداوند متّعال، به آن اندازه ای است که در قرآن به صفت «صدّیق» بودن برخی پیامبران اشاره شده است. به عنوان مثال، «خداوند در قرآن مجید، ادریس نبی را با ارزش «صدّیق» ستوده و در مقام معرّفی پاداش و صداقت او فرموده است: «وَ رَفَعنَا مَکَاناً عَلیَّا؛ (برجی، ۱۳۶۸: ص ۳۷)
امام علی (علیه السّلام) درخطبه همّام که سیمای پرهیزکاران را وصف می کند یکی از صفات ارزشمند آنها را راست گویی می داند و می فرماید: «وَ مَنطِقِهِمُ الصَّوابُ؛ سخنانشان راست است.» (نهج البلاغه، ص ۲۲۵، خطبه ۱۹۳)
و در جای دیگر در مورد فواید راستگویی و آسیب های دروغ گویی می فرماید: «الصَّادِقُ عَلَی شَفَا مَنجَاهٍ وَ کَرامَهٍ وَ الکَاذِبُ عَلَی شََرَفِ مَهواهٍ وَ مَهَانَهٍ؛ راستگو در راه نجات و بزرگواری است اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاکت و خواری.» (نهج البلاغه، ص ۶۸، خطبه ۸۶)
سعدی در مقوله سخن گفتن، آداب و شرایط ویژه ای قائل است: از جمله به موقع سخن گفتن، سنجیده گفتن و راست گفتن.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«تا نیک ندانی که سخن عین صواب است
گر راست سخن گویی و در بند بمانی
بایدکه به گفتن دهن از هم نگشایی
به زانکه دروغت دهدازبند رهایی»

 

(یوسفی،گلستان؛ص۱۸۶)
او هم چنین به آثار اجتماعی «راست گویی» و مقابل آن «دروغگویی» اشاره می کند و می گوید: «دروغ گفتن به ضریت لازم ماند که اگر نیز جراحت درست شود نشان بماند…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی تأثیر آموزش شبیه ساز بر ارتقای توانمندسازی کارکنان پروازی هواپیمایی ناجا- قسمت ۲۶

در فصل گذشته، تأثیر آموزش شبیه ساز پروازی بر دانش، مهارت و نگرش پروازی کارکنان سنجیده شد. به عبارت دیگر، دانش، مهارت و نگرش پروازی، به عنوان ابعاد توانمندساز کارکنان بر اساس مدل پژوهش، حاصل از تأثیر متغیر مستقل (آموزش شبیه ساز پروازی) در پژوهش بود.
برای نیل به اهداف پژوهش پس از مطالعه ادبیات و پیشینه موضوع در ادبیات داخلی و خارجی، نیاز به جمع آوری داده‌های اولیه بود. به همین منظور پرسشنامه ای حاوی ۳۵ سؤال طراحی شد. تعداد اعضای نمونه مورد بررسی ۷۵ تن از خلبانان و مهندسان پرواز بود که در دوره های سیمولاتور حضور داشته اند. پرسشنامه برای این افراد در محل کارشان ارسال و دریافت شد. در مجموع پس از پی گیری های لازم ۵۸ پرسشنامه دریافت شد. برخی از پرسشنامه های معیوب با پی گیری تلفنی مجدد اصلاح شد. با توجه به تعداد پرسش نامه های رسیده، نرخ پاسخ[۱۰۰] نمونه آماری پژوهش ۷۷% است. تحلیل داده‌های گردآوری شده طی سه مرحله انجام شد. نخست به توصیف نمونه مورد بررسی پرداختیم. سپس تحلیل‌های تک متغیره عرضه شد. در ادامه روابط دو به دوی متغیرها با استفاده از تحلیل‌های دو متغیره (هم بستگی پیرسون) آزمون شد. در نهایت برای شناسایی تأثیر متغیرها بر یکدیگر از روش رگرسیون استفاده گردید. لازم به ذکر است که کلیه تحلیل‌های آماری به وسیله نرم افزار SPSSویرایش ۱۸ انجام گردید.
در ادامه به مهمترین یافته‌های پژوهش بر مبنای تحلیل‌های انجام گرفته اشاره می‌شود.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

۵-۳) یافته‌های پژوهش

 

مهمترین یافته‌های پژوهش در ذیل بر مبنای تحلیل‌های چند متغیره بررسی می شود.
در بین نمونه بررسی شده، مشاهده شد که از منظر سطح آموزش شبیه ساز، نمره میانگین به دست آمده (۹۸/۳) نشانگر میزان بالایی از واکنش و یادگیری شبیه ساز در میان کارکنان پروازی است. بر این اساس می توان گفت کیفیت دستگاههای شبیه ساز، به روز بودن آنها، کیفیت تدریس در دوره ها، یادگیری گروهی و فضای آموزش در سطح مطلوب و خوبی قرار دارد. به طور ضمنی این یافته اذعان دارد که پتانسیل لازم برای آموزش شبیه ساز وجود دارد و توجه هر چه بیشتر مسئولان امر را در خصوص دریافت اهمیت و کیفیت شایان این دوره ها می طلبد.

 

یافته‌های حاصل از تحلیل‌های چندمتغیره

 

تحلیل‌های چندمتغیره به وسیله آزمون هم بستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند متغیره انجام گرفت. این نتایج در دو مرحله بررسی می شود.

 

 

  • در مرحله اول داده های حاصل از ماتریس هم بستگی را در محک بررسی می گذاریم. این تحلیل ارتباط دو به دوی متغیرها (نه ارتباط همزمان) را نشان می دهد. بر این مبنا نتایج زیر قابل حصول است:

 

با توجه به یافته های جدول(۴-۹) مشخص می‌شود که هم بستگی مثبتی میان تمام متغیرهای پژوهش وجود دارد.
هم بستگی ۴۸۵/۰ در سطح معناداری کمتر از ۰۱/۰ بین آموزش شبیه ساز و دانش پروازی به ما این بینش را می دهد که ارتباط مثبت و معناداری میان این دو متغیر برقرار است و بنابراین میتوان امید داشت با اعزام پرسنل پروازی به این دوره ها سطح دانش آنها بالاتر رود.
هم چنین است در خصوص مهارت و نگرش پروازی. بدین معنی که میان آموزش شبیه ساز و مهارت (۶۹۱/۰r= و ۰۱/۰sig<) و نگرش پروازی (۵۰۲/۰r= و ۰۱/۰sig<) ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد و بنابراین میتوان امید داشت با اعزام پرسنل پروازی به این دوره ها سطح مهارت و نگرش پروازی آنها بالاتر رود.
درخصوص ارتباط سایر متغیرها با یکدیگر نیز با توجه به ضرایب هم بستگی می توان دریافت که میان مهارت و نگرش و میان دانش و نگرش نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد که با توجه به عدم ارتباط آن با موضوع پژوهش به بحث پیرامون آن نمی پردازیم.

 

 

  • در مرحله دوم داده های حاصل از رگرسیون را در محک بررسی می گذاریم. تحلیل تأثیر آموزش شبیه ساز پروازی بر دانش، مهارت و نگرش پروازی، نتایج زیررا هویدا می کند:

 

با توجه به یافته های جدول(۴-۱۰) مشخص می‌شود که آموزش شبیه ساز پروازی بر دانش پروازی (۱۴/۰= β)، مهارت پروازی (۳۷/۰= β) و نگرش پروازی(۲۷/۰= β) تأثیرهای مثبت ومعناداری دارد.
با توجه به پیشینه نظری، در تحلیل این موضوع و دارا بودن بالاترین ضریب رگرسیون برای مهارت پروازی (۳۷/۰=β) می توان گفت که آموزش شبیه ساز پروازی بیشترین تأثیر را بر مهارتهای پروازی کارکنان دارد. علاوه بر این از میانگین نمره های هر یک از گویه های مهارت این چنین برداشت می شود که با آموزش شبیه ساز پروازی خلبانان می توانند مهارت خود را در انجام پروازهای نرمال (فرودها، برخاستن ها، هاور)، پروازهای تاکتیکی (پرواز در کوهستان، بیابان، روی آب)، پرواز در شرایط متفاوت جوی (بارندگی، دید محدود، هوای ناآرام)، پرواز ناوبری به روش IFR، پرواز ناوبری به روش VFR، پرواز حالات اضطراری (فرود احتیاطی یا اجباری)، حس پرواز (حس دهلیزی، حس بینایی، حس جنبشی) و نیز پیش گیری از نرخ سوانح و رویدادهای هوایی افزایش دهند.
در مورد نگرش پروازی نیز با توجه به ضریب رگرسیون (۲۷/۰=β) می توان دریافت که آموزش شبیه ساز پروازی در درجه دوم بیشترین تأثیر را بر نگرش پروازی کارکنان دارد. به عبارتی با توجه به پیشینه نظری، این چنین برداشت می شود که با آموزش شبیه ساز پروازی خلبانان میتوانند نگرش خود را نسبت به باور واقعی بودن پرواز با شبیه ساز، تغییر رویکرد سازمانی به کاهش هزینه های پروازی، قضاوت صحیح در پرواز (Judgment)، علاقه مندی به پرواز و کسب مهارت و دانش بیشتر، اعتماد به نفس در پرواز و تصمیم گیری به موقع در پرواز افزایش دهند.
در مبحث دانش پروازی نیز با توجه به ضریب رگرسیون (۱۴/۰=β) میتوان اینگونه گفت که تأثیر آموزش شبیه ساز پروازی بر این متغیر نسبت به دو متغیر در درجه سوم قرار دارد. و کمترین اثرپذیری از آن دانش پروازی است. با این حال با توجه به پیشینه نظری، این چنین برداشت می شود که با آموزش شبیه ساز پروازی خلبانان میتوانند تا حدی با مدیریت کابین (CRM)، فیزیولوژی انسان، قوانین و مقررات هوایی، آلات دقیق و Instrument، آیرودینامیک وسیله پرنده، ناوبری و مسیریابی در پرواز، زبان هوانوردی، قابلیتهای فنی و پروازی وسیله پرنده، آگاهی از توازن یا تعادل وزنی و عملکرد و دانش هواشناسی در پرواز تسلط و آشنایی پیدا کنند.
با توجه به مباحث انجام یافته، مشاهده میشود که یافته‌های اصلی تحقیق شواهد جالب توجهی را در حمایت از روابط مفروض بین متغیرهای پژوهش فراهم می‌کند. در بخش بعدی نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها، در قالب فرضیه‌های پژوهش مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

 

۵-۴) فرضیههای پژوهش

 

فرضیه ۱
آموزش شبیه ساز پروازی تَأثیر معناداری بر دانش کارکنان پروازی دارد.
با توجه به آزمون فرضیه ها در فصل گذشته و نتایج به دست آمده مبنی بر تأیید این فرضیه میتوانیم این فرضیه را مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم. یکی از عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان، افزایش اطلاعات آنها و آموزش است. باون و لاولر توانمندسازی را سهیم شدن کارکنان خط مقدم سازمان در امر آموزش می دانند (باون و لاولر، ۱۹۹۲). آنها اعتقاد دارند که یکی از عواملی که منجر به توانمندسازی کارکنان می گردد، دانش است. بنابراین با جمع آوری دانش و مدیریت آن می توان افراد را توانمند کرد. علاوه بر این، دانش ضمنی به طور تدریجی ایجاد میشود، بنابراین نیازمند سپری شدن زمان است و باید از به هدر رفتن آن جلوگیری کرد. باید این دانش را به دانش آشکار تبدیل کرد و به کارکنان دیگر منتقل کرد و در راه توانمند کردن آنان استفاده کرد. بدین منظور آموزش هدفمند و مستمر باید در میان آنان تعقیب شود. این یافته تأییدی است بر فرضیه اول پژوهش حاضر. سید جوادین (۱۳۸۳) آموزش را انجام یک سلسله عملیات مرتب، منظم و پشت سر هم، پیوسته و با هدف یا اهداف مشخص و معین می داند که منجر به افزایش سطح دانش افراد می گردد. تحقیق تخصصی بیشتری در این زمینه انجام نشده است با این حال این پژوهش با نشانه گرفتن دانش پروازی مشارکت[۱۰۱] خود را در پیش برد این موضوع به انجام رسانیده است.
فرضیه ۲
آموزش شبیه ساز پروازی تأثیر معناداری بر مهارت کارکنان پروازی دارد.
با توجه به آزمون فرضیه ها در فصل گذشته و نتایج به دست آمده می توانیم این فرضیه را مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم. آموزش فرایندی است که طی آن، فرد مهارتهای مورد نیاز برای انجام یک عمل یا وظایف یک شغل را کسب می کند یا این مهارتها در او توسعه مییابد (ساعتچی، ۱۳۷۹). آموزش و بهسازی مجموعه کنشهای هدفمند، از پیش اندیشده شده و طرح ریزی شده ای است که با هدف افزایش رفاه و اثربخشی فرد و سازمان، به طور مداوم و نظام مند به بهبود و ارتقای سطح مهارتها و نگرشهای معطوف به بهبود عملکرد شغلی حال و آینده کارکنان می پردازد (عباس زادگان و ترک زاده، ۱۳۸۱، ص۳۴). سرمایه انسانی به وسیله تعداد کارکنان موجود تعریف نمی شود بلکه آنچه که کارکنان قادر به انجام آن هستند مد نظر قرار می گیرد. وظیفه مدیریت در قبال این سرمایه، مدیریت مجموعه مهارتها و تواناییها جهت همگامی با ضرورتهای در حال تغییر مشاغل در جهت تحقق فلسفه وجودی سازمان است. ویژگی مهم سرمایه انسانی درونی بودن و نهفتگی در انسانها است. لذا این سرمایه صرفاً بر مبنای عرضه دانش از طریق آموزش به فرد و ایجاد مهارت در او و در طول زمان قابل حصول است. (عباس زادگان، ترک زاده، ۱۳۸۱، صص۲۰-۱۳). این یافته ها تأییدی است بر فرضیه دوم پژوهش حاضر. به طور تخصصی، غنی زاده (۱۳۸۵) در پژوهش خود به بررسی تأثیر شبیه ساز پروازی بر ارتقای سطح مهارت خلبانان هوانیروز پرداختند و بیان دارند که آموزش شبیه ساز موجب ارتقای توانمندی و مهارت خلبانان می شود. هم چنین به کار گیری شبیه ساز پروازی موجب آفزایش مهارت و عملکرد خلبانان نهاجا شده است (اکبرزاده، ۱۳۸۶). این یافته ها نیز در راستای تعمیم نتایج این پژوهش قرار می گیرند.
فرضیه ۳
آموزش شبیه ساز پروازی تأثیر معناداری بر نگرش کارکنان پروازی دارد.
با توجه به آزمون فرضیه ها در فصل گذشته و نتایج به دست آمده می توانیم این فرضیه را مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم. بخش عمده موفقیت در یک محیط پویا برای کارکنان نگرشی است که توسط آنان دنبال می شود و این نگرش پس از دوره های آموزشی در میان جامعه بیش از پیش رخ مینمایاند (کنی ام. والاچ[۱۰۲]، ۲۰۰۹). تفاوت تأثیر آموزش در میزان آگاهی و چگونگی نگرش افراد، بعد از آموزش در کارکنانی که آموزش ندیده اند معنادار است (حاجبی و همکاران، ۱۳۸۶). تحقیق تخصصی در زمینه تأثیر آموزش بر نگرش پروازی صورت نگرفته است با این حال برای نخستین بار این پژوهش با بررسی متغیر نگرش پروازی، مشارکت خود را در این موضوع به انجام رسانیده است.
آموزش کارکنان عبارت است از انجام یک سلسله عملیات مرتب، منظم، پشت سر هم، پیوسته و با هدف یا اهداف مشخص و معین که به منظور: الف: ایجاد و یا ارتقای سطح دانش و آگاهی کارکنان ب: ایجاد و یا ارتقای سطح مهارت های شغلی کارکنان ج: ایجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزش های پایدار جامعه، در کارکنان به کار گرفته می شود. (ابطحی، ۱۳۷۳) . این یافته علاوه بر تأیید کلی فرضیه سوم، دو فرضیه قبلی را نیز پوشش می دهد.
۵-۵) بحث و نتیجه‌گیری
با توجه به نتایج پژوهش انجام گرفته و بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها آموزش شبیه ساز تأثیر مثبت و معناداری بر ارتقای قابلیت توانمندی خلبانان در ابعاد مهارت، نگرش و دانش پروازی کارکنان داشته و لذا نظر به اینکه آموزش عملی با وسائل پرنده به دلیل ریسک پذیری و مخاطرات شدید و هم چنین فضای عملیاتی خاص حاکم بر آن، استرس زیادی به فراگیر استاد و مربی وارد می کند که وجود این استرس ها در کارایی و اثر بخشی آموزش تأثیر منفی خواهد گذاشت و ادامه روند مذکور با توجه به تنوع مأموریت های هواپیمایی و وجود مناطق صعب العبور، خشن و کوهستانی در هنگام بروز حالات اضطراری می تواند در افزایش سوانح و رویدادهای هوایی اثرگذار باشد که به لحاظ شرایط خاص نظام جمهوری اسلامی و تحریم های همه جانبه توسط استکبار جهانی از بدو پیروزی انقلاب به ویژه در حوزه د
فاعی و نظامی، جایگزینی وسائل پرنده امکان پذیر نبوده و از طرفی آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص، متعهد و مجرب به خصوص در بحث هوانوردی مستلزم صرف هزینه های بالایی است که از دست دادن سرمایه انسانی علاوه بر تبعات روحی و روانی خسارات جبران ناپذیر و غیرقابل تحملی را به دنبال خواهد داشت. اهمیت این موارد در سخنان سردار سرلشکر رحیم صفوی (مشاور دفتر مقام معظم رهبری) نیز مشخص است که بیان دارند:
“تامین امنیت داخلی کشور و امنیت مرزها، جاده ها، روستاها، شهرها حتی افراد جامعه با توجه به تنوع و گستردگی خاص مأموریت های نیروی انتظامی منجر شده هیچ یک از نیروهای مسلح به لحاظ تنوع مأموریت و گستره جغرافیایی به پای ناجا نرسند، طول مرزها ، تعداد همسایگان، وسعت سرزمینی، پراکندگی جمعیت ، انواع تهدیدها و جرایم جدید در فضای سایبری، ضرورت ساماندهی تجهیزات و پشتیبانی نیروی انتظامی را می طلبد. سازمان نیروی انتظامی جهت تحقق اهداف مأموریت کلان خود می بایست از تکنولوژی و تجهیزات مدرن و روز دنیا و نیروی انسانی متعهد و با انگیزه برخوردار باشد. کشور ما از تنوع مرزها وسعت سرزمینی و جمعیت بالایی برخوردار است. هم چنین عدم ثبات سیاسی و کنترل کشورهای همسایه بر مرزها منجر شده تا فشار زیادی بر نظام جمهوری اسلامی وارد شود. حال با توجه به نوع مأموریت تصریحی در قانون برای ناجا و با عنایت به چشم انداز ۱۴۰۴ در بحث امنیت پایدار یکی از محور های مهم و اساسی درجهت تحقق اهداف بهره وری و بکارگیری ناجا از دانش، علم و تکنولوژی می باشد. (نمایشگاه بین المللی مدیریت دانش، ۱۳۹۱)”
از این رو با نگرش به نقش بی بدیل هواپیمایی ناجا در پشتیبانی هوایی واحدهای ناجا در اقصی نقاط کشور توجه به مقوله آموزش و ارتقاء توانمندی کارکنان در حوزه تخصصی با هدف ارتقاء مهارت افزایی و به جهت حفظ سرمایه های ملی (سرمایه انسانی و تجهیزات) از اهمیت زیادی برخوردار می باشد که تحقیق حاضر در محورهای دانش، نگرش و مهارت به بررسی علمی پیرامون موارد مطروحه پرداخته شده است. لذا در بحث ضرورت استفاده از آموزش شبیهساز در حوزه هواپیمایی ناجا موارد ذیل قابل نتیجه گیر ی میباشد.

 

 

    1. استفاده از آموزش شبیه ساز پروازی به عنوان یکی از مؤلفه های استاندارد آموزشی محسوب می گردد.

 

    1. تأثیر قابل ملاحضه در بحث کاهش هزینه های آموزشی و هم چنین سرعت و کیفیت آموزش با استفاده از شبیه ساز.

 

    1. تأثیر آموزش با شبیه ساز در خصوص افزایش اعتماد به نفس، کاهش استرس، ارتقا سطح مهارت پروازی، قضاوت و تصمیم گیری صحیح در برخورد با حالات اضطراری چشمگیر بوده که تحقق این امر در پیشگیری از سوانح و رویدادهای هوایی و خسارت های جانی و مالی مؤثر می باشد.

 

    1. افزایش سطح علاقه مندی خلبان به پرواز به علت فضای خاص حاکم در آموزش با شبیه ساز.

 

    1. تغییر نگرش فرماندهان و مدیران در خصوص اهمیت و ضرورت استفاده از شبیه ساز پروازی در حوزه هواپیمایی ناجا.

 

  1. اطمینان بخشی نسبت به امنیت بالا و هزینه های کمتر در پرواز آموزشی با شبیه ساز نسبت به پرواز واقعی.

 

۵-۶) پیشنهادهای تحقیق

 

پیشنهادهای تحقیق در دو بخش پیشنهادهای اجرایی بر مبنای یافته‌های پژوهش و پیشنهادهای پژوهشی عرضه می‌‌شود.

 

۵-۶-۱) پیشنهادهای اجرایی

 

با عنایت به حساسیت یگان هواپیمایی و حجم مأموریت های در تمام نقاط کشور و لحظ بودن شرایط و موقعیت ژئوپلیتیک سرزمین ایران (مناطق صعب العبور و خشن کوهستانی ) ضرورت ارتقای سطح مهارت کارکنان پروازی به جهت تصمیم گیری و قضاوت صحیح در برخورد با حالات اضطراری و … ضرورت استفاده از دستگاه شبیه ساز پروازی را در حوزه هوانوردی هواناجا ایجاب می نماید. حال با ملحوظ نظر قرار دادن مراتب اعلامی :

 

 

    1. مجهز کردن هواپیمایی ناجا به سامانه های شبیه ساز متحرک انواع هواپیما و بالگرد در جهت کسب دانش و نگرش کارکنان پروازی با هدف پیشگیری از سوانح هوایی و حفظ سرمایه های ملی (نیروی انسانی و تجهیزات) از ضروریات می باشد لذا با توجه به ایفای نقش هواپیمایی ناجا در تحقق مأموریت اصلی نیروی انتظامی (برقراری نظم و امنیت) و پشتیبانی هوایی از یگان های مختلف ناجا، تجهیز هواناجا به سامانه شبیه ساز توسط کارگروه تخصصی در یک برنامه دو ساله مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

    1. با توجه به رابطه معنادار بین کسب مهارت پروازی در حالات مختلف و آموزش شبیه ساز پروازی و نظر به فضای کاملاً ایمن در سامانه مزبور و سایر مزایا و مؤلفه های انکار ناپذیر آن، استفاده از شبیه ساز در امور آموزشی امری اجتناب ناپذیر می باشد. لذا هواناجا با لحاظ کردن تنوع وسایل پرنده و گستردگی مأموریتها، طی برنامه ای مدون با براورد میزان اعتبارات مورد نیاز و تدوین سرفصل های آموزشی نسبت به اعزام کارکنان پروازی به دوره به صورت هر شش ماه یک بار اقدام نماید.

 

  1. به منظور ارتقای سطح علمی کارکنان پروازی در ابعاد دانش، مهارت و نگرش و هم چنین استفاده از علوم روز هوانوردی، توسط هواناجا نسبت به برگزاری همایش و کارگاههای ایمنی هوایی به صورت سالیانه با دعوت از متخصصین حوزه هوانوردی سایر سازمانهای هوایی اقدام گردد.

سیاست جنایی ایران در خصوص جلوگیری از سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود- قسمت ۵

در این پایان نامه سعی بر این شده است که ضمن بررسی مواردی از سوء استفاده های مأمورین دولت از مقام خود ، به تبیین مهمترین مولفه های سوء استفاده ، راهکارهای نوین پیشگیری و ابعاد حمایتی از بزه دیدگان این گونه جرائم پرداخته شود .
الف)طرح موضوع
امروزه با گسترش جوامع و نهادهای دولتی و در پی آن بر پایی هر چه گسترده تر ،تشکیلات اداری مفاهیم سوء استفاده از اختیارات و جایگاه مأمورین چنین تشکیلاتی ، همواره تهدیدی جدی در پیشبرد اهداف و برنامه های دولت به شمار می آید . معمولاً این مسأله پذیرفته است که دامنه ی معضل سوء استفاده از مقام و اختیارات از جرم های متداول ، بسیار فراتر می رود . در یک تقسیم بندی می توان جرائم مربوط به این معضل را به دو دسته کلی تقسیم کرد :

 

 

    1. سوء استفاده های مالی از جمله : اختلاس ، ارتشاء ، تصرف غیر قانونی در اموال و وجوه دولتی و…

 

  1. سوء استفاده های غیر مالی از جمله : اعمال شکنجه ، هتک حرمت مسکن غیر ، بازداشت غیر قانونی ،استراق سمع و نظایر آن .

 

البته به جهت گستره وسیع مطالب ، صرفاً بعد غیر مالی سوء استفاده مأمورین دولت در این پایان نامه که کمتر به آن پرداخته شده است بررسی و ضمن بیان علل سوء استفاده مأمورین،ارائه شیوه های نوین پیشگیری و ابعاد حمایت از بزه دیدگان این گونه جرائم،با ذکر مصادیقی در بعد حقوقی ، نحوه کیفیت قانونگذاری تحلیل می گردد.
ب)هدف تحقیق
مأمورین دولت به لحاظ موقعیت شغلی و طبع کار خوداز امتیازات و اختیاراتی به مراتب بیش ازیک شـــهروند عادی برخوردار هستند و همین امر زمینه را برای سوء استفاده آنان فراهم می آورد . بدون تردید اهدافی را که می توان در انجام یک تحقیق دنبال نمود به تبع نوع و موضوع آن متفاوت است جرائمی که مأمورین دولت با سوء استفاده از مقام خود مرتکب می شوند در ابعاد و زمینه های مختلف قابلیت تحقیق دارد لیکن در پایان نامه حاضر ضمن شناسائی علل سوء استفاده مأمورین دولت و پیشگیری از این پدیده ، درصدد بررسی جنبه های حمایتی از قربانیان این گونه جرائم هستیم چرا که بزه دیدگان سوء استفاده از مقام نه تنها به شوک های شدیدتری دچار می شوند بلکه ممکن است احساس کنند که تنها و بی پناه اند .
همچنین با بررسی نقاط قوت و ضعف قوانین و مقررات در ارتباط با موضوع و ارائه پیشنهادات ، زمینه ای برای تفسیر منطقی تر و نزدیک به فرض قانونگذار فراهم نموده و عند الاقتضا تمهیدات لازم برای اصلاح و بازنگری در قوانین مذکور را به وجود آوریم .
ج)سئوالات تحقیق
۱-نواقص و کاستی های فعلی قوانین و مقررات ایران در خصوص جلوگیری از سوء استفاده مأمورین دولتی از مقام خود چیست ؟
۲-آیا میزان اختیارات موجود مأمورین دولتی را می توان از عوامل سوء استفاده آنان از مقام خود قلمداد کرد؟
۳-دستگاههای نظارتی چگونه می توانند با ارتقاء جایگاه خود در پیشگیری از سوء استفاده مأمورین دولتی از مقام خود کمک کنند ؟
۴-در حال حاضر میزان کارآمدی سیاست جنایی ایران در قبال سوء استفاده مأمورین دولتی از مقام خود چگونه است؟
د)فرضیات تحقیق
۱-خلاء قانونی و در برخی از موارد عدم شفافیت قوانین موجود از موارد مهمی است که به سوء استفاده مأمورین دولتی از مقام خود می انجامد .
۲-به نظر می رسد مشخص نبودن محدوده اختیارات مأمورین دولتی از عوامل سوء استفاده آنان از مقام خود می باشد .
۳-به نظر می رسد هماهنگی و دقت نظر دستگاه های نظارتی نقش پیشگیرانه ی دولت را در قبال جرم پیش گفته افزایش خواهد داد .
۴-با وجود تحولات مختلف در سیاست جنایی ایران همچنان احتیاج به بازنگری در رویکرد های مختلف و اصلاح قوانین احساس می شود .
هـ ) روش تحقیق
اساساً روش تحقیق در علوم انسانی که رشته حقوق جزا و جرم شناسی نیز جزئی از آن است با روش تحقیق در سایر شاخه های اصلی علوم از جمله علوم تجربی و ریاضی متفاوت است . بر این اساس روش تحقیق در موضوع مورد پژوهش کتابخانه ای و مراجعه به کتب و منابع حقوقی مرتبط بوده است .ضمن اینکه از آراء محاکم و نظریات مشورتی و آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور جهت تبیین موضوع استفاده گردیده است .
و)سوابق تحقیق
در خصوص پیشینه تحقیق ، حقیقت امر این است که مطالعه و تحقیق منسجم و گسترده در رابطه با سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود وجود ندارد و اگر تحقیقاتی در این زمینه صورت گرفته صرفاً به بررسی ابعاد حقوقی موضوع پرداخته ، مضافاً اینکه غالب تحقیقات انجام شده ، به بررسی جرائمی پرداخته اند که دارای جنبه مالی بوده و از موضوع بحث پایان نامه حاضر خارج می باشد که از آن میان می توان به عناوینی از جمله :تعدیات مأمورین دولت نسبت به اموال دولت توسط آقای اکبر رهبر دفاع شده در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران ؛ جرایم در حکم تصرف غیر قانونی در وجوه و اموال دولتی نوشته آقای بابک کرمی دفاع شده در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه پیام نور مراکز تهران و … اشاره کرد .

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

ی)سازماندهی تحقیق

 

پایان نامه حاضر از سه فصل تشکیل شده است که در فصل اول به مفاهیم اصلی پژوهش و پیشینه سوء استفاده مأمورین دولت پرداخته شده است .
در فصل دوم ابعاد جرم شناختی سوء استفاده مأمورین دولت مورد بررسی قرار می گیرد این فصل در بر گیرنده ی سه مبحث است که در مبحث نخست،علل سوء استفاده مأمورین دولت، در مبحث دوم لزوم پیشگیری از سوء استفاده مأمورین دولت و در مبحث سوم ضرورت حمایت ویژه از بزه دیدگان مورد سوء استفاده مأمورین دولت بیان گردیده است.
فصل سوم به بررسی مصادیق حقوقی جرایم مربوط با سوء استفاده غیر مالی مأمورین دولت اختصاص یافته ، که در طی یک تقسیم بندی مهم ترین مصادیق آن ذکر و سرانجام با نتیجه گیری و پیشنهادات به پایان می رسد .
لازم به ذکر است به علت حجم وسیع کار ، طرح همه مباحث پراکنده و بررسی آن از ابعاد مختلف حقوقی و جرم شناختی در یک پایان نامه کار آسانی نیست از این رو سعی شده است از بسط غیر ضروری مطالب خودداری شود .امیدوارم اساتید گران قدر کاستی ها را به دیده اغماض بنگرند و همچون گذشته هدایتگر اینجانب باشند .

فصل اول :
مفاهیم و پیشینه سوء استفاده مأمورین دولتی
در این فصل ابعاد نظری سوء استفاده مأمورین دولت – که شامل تبیین مفاهیم و پیشینه سوء استفاده مأمورین دولت می باشد-بررسی می شود با این توضیح که در مبحث اول مفاهیم و اصطلاحات بکار رفته در این پایان نامه و در مبحث دوم پیشینه سوء استفاده های مأمورین دولت در ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت . چرا که پیشینه سوء استفاده و تعدیات مأمورین دولت به اندازه تاریخ تشکیل دولت هاست ، ولی میزان آن از دوره ای به دوره دیگر فرق می کرده است . و به دنبال آن در هر دوره نحوه برخورد دستگاه حکومتی با سوء استفاده مأمورین دولت و میزان و کیفیت مجازات ها متفاوت بوده است .
مبحث اول :واژه شناسی و مفاهیم
بررسی هر موضوعی مستلزم تعریف و تبیین مفهوم آن موضوع می باشد و بدون شک سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود از این امر مستثنی نیست ، بنابراین لازم است مفاهیم بکار رفته در این موضوع تبیین شود و به همین منظور در این مبحث ابتدا مفهومی لغوی و اصطلاحی «سیاست جنایی» و اقسام آن و سپس مفهوم لغوی و اصطلاحی «دولت» ،«مأمور دولت » و «سوء استفاده مأمورین دولت » مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در نهایت در این مبحث واژه تعدی مأمورین دولت که مرتبط با موضوع می باشد توضیح داده خواهد شد .

 

گفتار اول :مفهوم سیاست جنایی

 

سیاست جنایی مفهومی است که درباره آن از دیرباز تاکنون مباحث گسترده بعمل آمده است و گهگاه کار به مجادله انجامیده است . بدیهی است که هر کشوری با توجه به معیارها و آرمانهای مورد قبول اکثریت جامعه خویش ، یک سیاست جنایی متناسب را در مقابله با بزهکاری به طور اعم و در مقابله با سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود به طور اخص اتخاذ می کند یا به عبارتی هر کشوری یک تعریفی از سیاست جنایی بعمل می آورد . سیاست جنایی از پر کاربردترین اصطلاحات و مفاهیم علوم جنایی می باشد . اصطلاح سیاست جنایی از دو کلمه سیاست و جنایی ترکیب یافته است . هر یک از کلمات یاد شده در کتب لغت و فرهنگ های مختلف دارای معانی متفاوت و فراوانی
می باشد. در این گفتار ابتدا مفهوم لغوی و اصطلاحی این دو واژه بررسی و در نهایت سیاست جنایی تعریف خواهد شد .

 

الف)مفهوم لغوی :

 

۱-سیاست[۱]: سیاست یک کلمه عربی است که از نظر لغوی دارای معانی فراوانی می باشد برخی از این معانی که در کتب لغت ذکر گردیده اند عبارتند از :«حکم راندن ، اداره کردن مملکت ،حکومت کردن ، عدالت ، داوری ،تنبیه ، جزا،طریقه اداره کردن اصحاب و یاران و نزدیکان»[۲] و «امر و نهی کردن»[۳].
آقای دکتر محمد جعفر لنگرودی ذیل مدخل سیاست در تعریف این واژه معانی متعددی را ذکر
کرده اند:«الف-اصول اداره کردن کشور در شئون مختلف …ب- سیاست گاهاً به معانی کیفر نیز آمده است، این استعمال قدیمی می باشد ج – مسائل مربوط به اصول و قوانین اساسی مملکت و پولتیک دولت می باشد .»[۴]
همچنین در فرهنگ لاروس سیاست چنین تعریف شده است:«بهبودی بخشیدن به وضع مردم یا راهنمایی کردنشان به آنچه که مصلحت آنان است .»[۵]
اندیشمندان اسلامی در خصوص سیاست تعاریفی را بیان نموده اند . بعنوان نمونه ، عده ای سیاست از دیدگاه اسلام را مدیریت حیات انسان ها در حالت فردی و اجتماعی برای وصول به هدف های مادی و معنوی دانسته اند.[۶]به نظر می رسد تعریفی که بتواند تا حدودی مفهوم این همه تعاریف لغوی را در بر بگیرد عبارتست از :«توانایی اتخاذ تدابیر مناسب جهت اداره کردن امور به نحو مطلوب ».
۲-جنایی[۷] :واژه جنایی که از دو قسمت جناء و یای نسبت ترکیب یافته است در واقع همان کلمه پارسی گناه می باشد که معرب گردیده است .[۸] واژه جناء به کسر (ج) به معنای گناه می باشد که مترادف اثم است و اغلب در احکام و دستورات مربوط به مقررات ازدواج بکار رفته است . در تعریف واژه اثمگفته شده است که «کاری است که کردن آن ناروا باشد یا آنچه که تحرز و اجتناب از آن شرعاً و طبعاً واجب باشد» [۹] در فرهنگ لغت جنایت به معنی «چیدن میوه از درخت»[۱۰] و« جرم و گناه بزرگ»[۱۱] نیز آمده است .

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

ب)مفهوم اصطلاحی :

 

۱-سیاست : مفهوم واحدی از سیاست ارائه نشده است . « دانشنامه سیاسی » برای واژه سیاست دو معنا را ذکر نموده است :
۱-۱ معنای عام : هر گونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهبود هر امری از امور چه شخصی چه اجتماعی سیاست گفته می شود . چنان که از سیاست اقتصادی ، سیاست مالی ، نظامی ، آموزشی و جز آن ها سخن می گوییم .
۲-۱ به معنای خاص : هر امری که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد ، از مقوله امور سیاسی است . بنابراین هر گاه از سیاست به معنای خاص سخن می گوییم ، همواره با دولت ، یعنی سازمان قدرت در جامعه که نگهبان نظم موجود یا پیش برنده آن است ، سر و کار داریم.[۱۲]
کریستین لازرژ حقوقدان فرانسوی سیاست را درک و تدبیر مسائل جامعه معرفی نموده است .[۱۳] سیاست اصولاً تدابیری است که در تمام زمینه ها کارایی دارد به نحوی که می توان گفت «کاربرد واژه سیاست در زبان فارسی منحصربه علوم سیاسی و فقه نیست بلکه در فلسفه ، ادبیات و دیگر رشته های علوم انسانی تحت معانی مختلف بکار رفته است »[۱۴] .

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-جنایت (جنایی ) :

 

جنایت در اصطلاح دارای دو مفهوم مضیق و موسع می باشد :
۱-۲ مفهوم موسع : جنایت شامل همه آنچه که مربوط به جرائم و مجازات ها است مانند قانون جنایی، سیاست جنایی می شود . [۱۵] اگر چه سیاست و جنایت به عنوان دو واژه متفاوت مفاهیم خاصی دارند اما وقتی به عنوان یک اصطلاح بکار می روند مفهوم واحدی دارند که به آن اشاره
می شود .
۲-۲ مفهوم مضیق : جنایت عبارت است از « مجازات جنایی و جرم جنایی»[۱۶] . به عبارت دیگر جنایت شامل جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص می شود . در اصطلاح حقوق اسلامی بطور کلی جنایت به ارتکاب اعمالی که در شرع حرام است گفته می شود ، خواه آن فعل بر نفس وجان آدمی وارد شود یا به مال و غیر آن . [۱۷]

بررسی مبانی و آثار تربیتی حج از منظر قرآن و روایات- قسمت ۷

پیشینه طواف
پیشینه طواف به هزاران سال قبل ازهبوط حضرت آدم به زمین بازمی گردد. فرشتگان درناحیه (ردم) ازآدم استقبال کرده، به اوگفتند: مادوهزار سال پیش ازتو به این خانه حج گزاردیم .آدم پرسید: شماهنگام طواف چه می گویید؟ گفتند: می گوییم:«سُبحانَ اللِه والحَمدُللله وَلا إلهَ اِلا الله واللهُ اکبر.»(همان،ص۸۵)
در روایتی به نقل ازامام صادق(ع) آمده است: آن گاه که خداوند به ملائکه فرمود: «إنّی جاعل فی الارض خلیفه ،قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک …»من در روی زمین جانشین قرارخواهم داد.فرشتگان گفتند: پروردگارا آیا کسی رادر زمین قرارمی دهی که فسادوخونریزی می کند؟ ماتسبیح وحمدتو رابه جای می آوریم.
خداوند دربرابر گستاخی فرشتگان برآنان خشم گرفت وارتباط آنان هفت هزار سال با حق تعالی قطع شد، سپس آن هادرخواست توبه کردند. به آنان فرمان داده شدتا برگرد بیت المعمورطواف کنند. هفت سال اطراف آن طواف کردند وازآن چه گفته بودندطلب آمرزش نمودند، خداوندنیز توبه آنان راپذیرفت وازآن هاراضی شد، پس ازآن خداوند تعالی درست مقابل بیت المعموربر روی کره زمین خانه خویش رابنا نهاد.(نوری،۱۴۰۷،صص۳۷۲-۳۶۹)
وقتی محرم به سرزمین امن الهی درمی آید، نخستین وظیفه ای راکه باید ایفا کند، هفت بارطواف برگردکعبه است. امابرای اینکه این تکلیف رابرگزارنماید، سزاومستحب است ازباب بنی شیبه برمسجدالحرام واردشود تا بت هبل راکه دراین رهگذر مدفون است پایمال کندو با اولین گام خویش درورود به مسجدوپرستشگاه خدای یگانه ،شرک ستیزی خود راقبل ازطواف آغازنماید. وباچنین عملی، سمبلیک ورمزگونه، جزخدای یگانه همه معبودان دیگر رالگدکوب سازدو برائت خود راازشرک ومشرکین اعلام نماید وباطرد ایده شرک ،آن گاه درخوداستعداد وآمادگی برای طواف برپیرامون خانه ای فراهم آوردکه مظهریگانه پرستی است.(حجّتی،۱۳۸۰،ص۳۴)
محرم که دربرابر نقطه ای محاذی عرش خداپایگاهی را احساس می کند، اگرچنان محوری رادرست بازیابد ومبدأ این گردش وچرخش رادرست شناسایی کند که ازچه جایگاهی بدینسان برزاویه ای ازاین خانه خودنمایی می کند، بارقه ای دردل اوبه هم می رسد که گام های اورا به مبدأ این طواف وگردش ،به تحرک وامی داردومی فهمد که درچنین ایستگاهی است که بایدهمه توان بدنی وروحی خود رابه کار اندازد وهمه وجودخویش رابرای گردش درپیرامون حریم الهی به پویایی وتحرک ازهمین نقطه وادارد.
حاجی به کوی یارمی رسدوبا آغازکردن گردش خودپیرامون خانه خدا، ازمحلی که حجرالاسود درآن نصب شده است وماجرای نصب آن ،نمایانگر حل اختلافات ودرگیری مردمی بی فرهنگ وفاقدنظام وسازمان است باید با این نشانه همبستگی آفرین واختلاف سوزبابرادران وخواهران دیگری که فرهنگ وتعالیم اسلامی میان آن هاوحدت برقرار ساخته ،همبستگی خودرا استوارترنموده وریشه همه اختلاف هارا ازبن برکند.(همان،ص۳۵)
شباهت طواف و نماز
طواف تنهاعمل حج است که همراه بانمازش باید باطهارت انجام پذیرد. شرط هیچ یک از اعمال حج ،آن نیست که حاجی باوضو باشد. تمام اعمال حج بدون طهارت صحیح است. مگرطواف ونمازطواف. بدین سان طواف همسان نماز است که به صورت متحرک دورخانه انجام می شودو ازسویی دیگرنمازهم،همان طواف است که به صورت ساکن انجام می پذیرد. نمازگزاران سراسرگیتی درهر شعاعی که باشندو هردایره ای(بزرگ یاکوچک) راتشکیل دهند، گویی ازدورترین نقطه برگرد خانه طواف می کنند، طوافی ساکن ودرحال نماز. پس نمازوطواف یک عبادتند دردو شکل، یکی متحرک ودیگری ساکن. درطواف بایدطرف چپ بدن انسان به طرف خانه باشد، یعنی بایدقلب رابه طرف خانه قراردادودل رابه آن جاسپرد زیراکه «قَلبُ المُؤمِن عَرشُ الرَّحمنِ»(درویش،۱۳۸۲،ص۵۹)
تفاوت نماز و طواف
وقتی که عقل انسانی توسعه یافت وبرای اواندیشه ای ازاندیشه ها نمودارشد، دربرابرآن شخص ،خودرا واقع مابین دوامرمی بیند، یا اینکه درآن امربه فکرفرومی رود وباآرامش وسکون می ماند ویا اینکه درآن پاخواسته وبه جنبش وعمل اقدام می کند وهنگامی که نفس، شربتی ازجام محبت حقیقی خدانوشید وخواست که آن رابه معرض بروزدرآورد ،ازآن به رویش نخستین تعبیرنموده ورو به نمازمی آوردکه نمازتعبیری ازاحساسات قلبی اوباشد، اما اگردل خودرا به حب خدامشغول نمود وخواست آن رابه طریقه دومین آشکارکند، بایدکه روبه طواف بیاوردودر پیرامون خانه خدابگردد وطواف کندودرحقیقت طواف جزمظهرخارجی برای این آتش درونی نیست واین آتش ،محبت الهی است که دردل اوزبانه زده واو رابه طواف خانه دوست می خواند تاپروانه واربر گردآن بگرددو علاقه مندی خودرا بدان بروزدهد. (سحاب،۱۳۵۸،ص۶۰)
انسانی که توجه به خداپیداکرد ومحبت پروردگار رادردل خویش جای داد،میل داردعملاً این محبت را اظهارکرده وبه مرحله ظهورو بروزبرساند این است که دورخانه خدامی گردد وبدینسان علاقه خودرا به خداوپیروی ازدستورات اوجلوه گرمی نماید.(اللهوردیخانی،۱۳۷۹،ص۲۹)
رسیدگی به حاجت مؤمن ،مجوز قطع طواف
علی رغم آنکه قطع طواف بدون جهت، خالی ازاشکال نیست، اگربرای رفع حاجت مؤمنی صورت بگیرد جایز ومطلوب است. ازاین رو بعضی معتقدند: درهرجای طواف واجب هم که باشی، محودرحق هم که باشی برای گره گشایی ازکار مردم می توانی واحیاناً واجب است، این طواف واجب را قطع کنی وبه خلق الله بپردازی..(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۳)
حجر الاسود
حجرالاسود یاسنگ سیاه، ا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

زاجزای بسیارمقدس مسجدالحرام بوده ودر رکن اسودکعبه درارتفاع ۵/۱متری قرارگرفته.(همان)
سنگی است بیضی شکل ، مایل به سرخی به قطر سی سانتی مترکه نقطه هایی قرمزرنگ روی آن وجود دارد. این سنگ درپوششی ازنقره قرارداردیکی ازمستحبات طواف خانه خدا، استلام رکن حجراست.(کارگر،۱۳۸۰،ص۱۲۷) این سنگ مقدس ،پیش ازاسلام وپس ازآن ،همواره مورداعتنا وتوجه کامل بوده ودرحقیقت درشعار عناصراصلی کعبه بوده است. به لحاظ تقدس، رسول خدا آن رانگاه داشت و دیگرسنگ هایی راکه به شکل بت ساخته شده بودبه دور ریخت.(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۳)
حجرالاسود درجریان تخریب کعبه ،که پنج سال پیش ازبعثت صورت گرفت، درفاصله ای دوراز مسجد واقع شد. درزمان نصب آن برجای خود، قریشی ها به نزاع پرداختند، اما با درایت پیامبر همه قریش درفضیلت آن سهیم شدند وعاقبت به دست خودآن حضرت نصب گردید.(همان)
رکن حجرالاسود ،نقطه آغاز وپایان هرشوط طواف بوده ودربرابر آن سنگ سیاهی روی زمین تا انتهای مسجد کشیده شده است. به علاوه چراغی سبزرنگ بردیوارمسجد برابرحجرالاسود نصب شده تا راهنمای طواف کنندگان باشد.(همان)
حجرالاسود را یمین الله یعنی دست راست خداوند دردنیا لقب داده اند. کما اینکه مقام ابراهیم درطرف مقابل آن است وبه منزله چپ می باشد. گرچه خداوند متعال مجرد محض است ومنزه ازآن است که جسم باشد ودست داشته باشد. اما ازجهت تشبیه معقول به محسوس این گونه بیان شده است. خداوند برای این که درعالم طبیعت وحی یک نشانه ای داشته باشد کعبه ای ساخته ودر رکن آن سنگ خاصی به دستوراوقرار گرفته به عنوان دست خداوند. لذا دست زدن به حجرالاسود واستلام آن جزء منسک استحبابی حج است.
در روایتی ازامام کاظم(ع) به نقل ازرسول اکرم آمده است: « ویَستَلِمَ الحَجَرَ فی کُلِّ طَوافٍ مِن غَیرِأَن اوذیَ اَحَداً» درهرطوافی ،بدون آن که کسی را آزاردهد،حجرالاسود را لمس می نمود.(کلینی رازی،۱۳۷۵،ص۴۱۲)
ازاین تعبیر می توان فهمید که آزارنرساندن به دیگران دراستلام حجر،یک شرط مهم واساسی است.
حجرالاسود تکیه گاه حضرت مهدی به هنگام بیعت مردم با آن امام ،درآغازقیام جهانی وعدالت گسترآن حضرت است.دراین باره امام صادق فرموده اند: « … وإِلَی ذَلِکَ المَقامٌ یسنَد القائِمُ ظَهرَه وهُوَ الحُجَّه وَالدَّلیل عَلی القائِم وهُوَ الشّاهِدُ لِمَن وافاه فی ذلِکَ المَکان والشّاهِد عَلیَ مَن أَدّی إلیه المیثاق والعَهدِ الّذی أخَذَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلیَ العِباد.»(همان،ص۱۸۵)
مقام ابراهیم
الف) مفهوم مقام
مقام به فتح میم ،مصدرقام، یقوم واسم برای مکان وموضع است ومحل ایستادن وقرارگرفتن دوپا ویاجای دو قدم رامی گویند ودراصطلاح نام سنگی است که حضرت ابراهیم بر روی آن ایستاد وخانه کعبه راساخت. ونیزبرروی آن بانگ براوردومردم رابه حج فراخواند. وبه قدرت خداوندسنگ به صورت گل نرم درآمده وجای دوپای حضرت ابراهیم درآن باقی ماند وهم اکنون درمقصوره ای طلایی رنگ درکنارکعبه قرارگرفته است.(قاضی عسگر،۱۳۸۱،ص۱۴۰)
ب) ویژگی های حضرت ابراهیم
ویژگی های گوناگونی که قرآن کریم برای ابراهیم بیان فرموده است:
۱٫ ابراهیم مسلمان ومطیع اوامرالهی وخاضع وترسان درپیشگاه خداوندبود.(آل عمران،۸۷)
۲٫ اوخلیل ودوست خدابود وخداوند ابراهیم رابه دوستی خویش انتخاب کرد.(نساء،۱۲۵)
۳٫ صبوروبردباربوده ،بسیاردرپیشگاه خداوند اشک می ریخت.(هود،۲۵)
۴٫ اوپیشوای صالحان وخودبه تنهایی یک امت بود.(نحل،۱۲۰)
۵٫ شکرگزارنعمت های الهی بود.(همان،۱۲۱)
۶٫ پیامبری صدیق بود.(مریم،۴۱)
۷٫ خداوندآتش رابراوسردو گوارا ساخت.(انبیاء،۶۹)
۸٫ به پیمان های خودوفادار بود.(نجم،۳۷)
گرچه طواف دورخانه خدا،به منزله نمازاست ولی کافی نیست بایدبعداز طواف ،نمازهم بخوانی تامهرتأییدی برای آن طواف باشد. دورکعت نمازطواف آن هم پشت مقام ابراهیم. (قرائتی،۱۳۸۷،ص۷۳)
زمزم
چاه زمزم ازدیگرآثارمسجدالحرام است که با نام های چاه اسماعیل، حفیره، عبدالمطلب، شفا، سقم، عافیه، میمونه، طعم ، برکه، برّه و… شناخته می شود. این چاه درقسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد وهمانند دیگرمشاهد حج ازآثار ابراهیم ،اسماعیل وهاجراست.(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۷)
پیشینه چاه زمزم
در روایات اسلامی آمده است پس ازآن که ابراهیم همسروفرزندش راترک نمود تشنگی برآن هاچیره شد وخداوند به وسیله جبرئیل چاه زمزم رابرای حفظ جان اسماعیل وهاجرپدیدآورد. بدین صورت چاه زمزم آیتی ازآیات الهی است. وجود این چاه واهمیت آن برای مردم مکه سبب شده بود تا درقریش منصب سقایت به وجود آید. این منصب دراوایل ظهوراسلام در دست عباس عموی پیامبر بود.
در روایات اهل بیت نوشیدن از آب زمزم سفارش شده است وهرمسلمان به متبرک بودن آن باوردارند.
امام علی(ع) فرمودند:« ماءٌ زمزمٌ خَیر ماء عَلَی وَجهِ الاَرضِ؛آب زمزم بهترین آب روی کره زمین است.»(کلینی رازی،۱۳۷۵،ص۳۸۶)
مرحوم فیض کاشانی می گوید: وقتی حاجی ازطواف برگرد کعبه وتوابع آن (نمازطواف ومستحبات دیگر) بیاسود، به زمزم درآید واگربرای اونوشیدن آب زمزم مقدورباشد پیش ازآن که به سوی صفا برای سعی روی آورد، ازآب آن بنوشد وبه هنگام نوشیدن بگوید: «اللهُمَ اجعَلهُ عِلماً نافِعاً ورِزقاً واسِعاً وشِفاءً مِن کُلِّ دَواءِ وسُقم إِنَّکَ قادِر یاربّ العالَمین.»بارخدایا این آب ومایه حیات رامنشأ علمی سودمند، وروزی گسترده وشفا ازهر دردو بیماری برایم قرار ده چرا که تو ای خداوندگار ومدبر عالم برهر چیزی ت
وانا هستی.(حجّتی،۱۳۸۰،ص۹۱)
صفا و مروه
«إنّ الصَّفا والمَروَه مِن شَعائِرالله»(منبع)
صفا ومروه همچون سایراماکن ومناسک حج از علائم عبادی است
شعائر جمع شعیره به معنای علامت است. البته این بدان معنا نیست که صفاومروه تنها علائم ونشانه تکوینی حق است، زیرا به لحاظ تکوین همه موجودات شعیره الله وازشعائرالله اند. صفاومروه همچون کعبه ،عرفات، مشعرومنا، شعائر جعلی وتشریعی است تا علائم عبادت باشد.
راز تسمیه صفا و مروه
راز تسمیه صفا بدین نام این است که ازوصف انبیاء به ویژه آدم بهره برد وآنان مصطفای پروردگارند.« إنّ اللهَ الصطَفیءادَمَ ونوحاً وءالَ إبراهیمَ وءال عمرانَ عَلَی العالمین»(آل عمران،۳۳)
امام صادق (ع) فرمود:چون حضرت آدم(ع) که صفوه الله بود،بر کوه صفا فرود آمد،از صفوه الله ومصطفی بودن آدم این کوه صفا شد. پس اگرکسی ازاین کوه صفاکسب کندمصطفای خدای سبحان است. « الله یَصطَفی مِنَ المَلائِکَه رُسُلاً وَمِنَ النّاسِ»(سوره حج،آیه۷۵)
آن حضرت درباره راز نام گزاری مروه به این نام نیزفرمود: چون حوا که مرأه بوددرکوه مروه قرارگرفت، آن رامروه خواندند
بعضی لغویان نیزگفته اند: صفا، سنگ صاف ومروه سنگ ریزوبراق راگویند ونام گزاری آن دوکوه به صفا ومروه به لحاظ نوع سنگ های آن هاست.
عرفات
عرفات ، ازریشه عرف گرفته شده است وبه گفته راغب ،بیانگرشناخت آثاراشیاء همراه باتفکروتدبّراست.(قاضی عسگر،۱۳۸۱،ص۲۲۴)
عرفات منطقه ای خارج ازمحدوده حرم ونزدیک مشعرالحرام است که “جبل الرحمه” و”مسجد نمره” درآن واقع شده است. وقوف دراین سرزمین ازظهر روزنهم ذیحجه تاغروب آن برای کسانی که احرام حج تمتع بسته اند واجب واز ارکان حج است.

بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی- قسمت ۱۵

زان مئی کزجام کیخسرو جهان بین تر شود

 

 

 

 

گرچکد یک قطره در کاسه سر افراسیاب

 

 

۷۷/۱
شاعردر بیت بالا باز به جام کیخسرو اشاره می کندومی گوید اگر قطره ی از آن شراب خاص
کاسه ی سر از افراسیاب بیفتد تاثیر آن در جهان بینی بیشتر می شود.دربیت دیگر اشاره ای کوتاه به نبردهای میان رستم واسفندیار کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وگر افراسیاب ترک گردد با توکین آور تهمتن وار در ساعت بگیری تخت تورانش

 

۴۵۹/۲۱
۳-۲-۱-۳- اسفندیار
«بزرگترین پهلوان کیانی و شاهنامه، اسفندیار پسر گشتاسپ است که در عهد خود پس از رستم هماورد و نظیری نداشت اسفندیار در شاهنامه در زمره ی پهلوانان بزرگ ایران و تالی رستم است و مانند رستم کارهای بزرگ به دست او برآمده که مهمتر از همه آنها منکوب کردن ارجاسپ تورانی و کشتن او و گذشتن از هفت خان و گشودن رویین دژ است.» (صفا، ۱۳۳۳: ۵۹۷-۵۹۶)
اسفندیار از شخصیت هایی است که قاآنی از او در اشعارش بسیار به کاربرده است لذا در شناخت شعر قاآنی، شخصیتی چون اسفندیار حائز اهمیت است.
اما استفاده‌ی قاآنی از اسفندیار گاه بسیار دقیق و ظریف است و گاهی هم از یک تشبیه ساده فراتر نمی رود. به عنوان مثال به این بیت دقت کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تو چو اسفندیار رویین تن گرد کرده عنان اسب سیاه

 

۷۲۶/۱۲
در این بیت که در مدح ناصرالدین شاه سروده شده است، شاعر ممدوح خود را در رویین تنی و شیوه‌ی گرد کردن عنان اسب به اسفندیار تشبیه می کند.
اما گاهی هم این تشبیهات قاآنی که با مرکزیت شخصیت اسفندیار شکل می گیرد بسیار پخته و قابل تأمل است. به عنوان مثال، بیت زیر را مشاهده کنید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به گاه خشم مژگانهای او در چشم بدخواهان چو تیر تهمتن در دیده اسفندیار آید

 

۱۹۷/۷
شاعر در بیت بالابه وصف خشم ممدوح خود می پردازد و مژگان های اورادر چشم بدخواهان را به تیر تهمتن موقعی که در چشم اسفندیار می نشیند تشبیه می کند.
همچنین شاعر در این بیت خواننده را به مقایسه بین دو تصویر ارائه شده یعنی تصویر مصرع اول و مصرع دوم وا می دارد.