پس از ساخت تکیه‌ی دولت بوده، اعقتاد دارند این تکیه از معماری سنتی الهام گرفته است.

کاربری

تعزیه‌خوانی

مدیر تکیه، معین‌البکاء بود که او را به عنوان تعزیه‌گردان تکیه‌ی دولت می‌شناسند. اوج فعاليت تکيه‌ی ‌‌دولت در محرم بود. با اينکه حدودا ۳۰۰ تکيه‌ی ديگر در تهران از قبيل تکيه‌ سيدنصرالدين، تکيه درخونگاه، تکيه رضاقلی‌خان و… وجود داشت ولی به علت وابستگی به دربار در تکيه ‌دولت باشکوه‌ترين و عظيم‌ترين نمايش‌های مذهبی اجرا می‌شد. و هزاران نفر هر روز ۲ بار، يک ‌بار از سه ساعت به غروب مانده تا غروب و نوبت دوم از دو ساعت از شب گذشته به تماشای تعزیه می‌نشستند. شاه گاهی هر دو بار را در آن شرکت می‌کرد که در خاطراتش به تفصيل به آن اشاره کرده است.

ناصرالدين ‌شاه از همه‌ی امکانات دربار از قبيل جواهرات، لباس‌های فاخر، غلامان دربار، لشکريان و حتی باغ ‌وحش همايونی جهت عظمت بخشيدن به اين مراسم استفاده می‌کرد و می‌توان گفت تقريبا تنها مراسمی بود که با حضور شاه و گدا بدون واسطه و آلايش، ده روز ادامه می‌يافت.

تکیه دولت

اجرای تعزیه و شبیه‌خوانی روی تخت تکیه

گردهمایی سیاسی

مجلس مؤسسانی که در ۱۳۰۴ تشکیل شد و احمد شاه را بر کنار کرد و رضاخان را به ریاست حکومت انتخاب کرد در همین تکیه بر پا شده است.

پس از برکناری محمدعلی‌شاه تکیه‌ی دولت دیگر برای تعزیه‌خوانی استفاده نمی‌شد و درسال ۱۳۰۴ خورشیدی به مجلس مؤسسان تبدیل شد و بعد از آن نیز بی‌استفاده رها شد و رو به ویرانی نهاد.

در بسیاری از وقایع مربوط به اواخر دوره‌ی قاجار و اوایل دوره‌ی پهلوی به نام تکیه‌ی دولت برمی خوریم. مثلا پس از مرگ مظفرالدین شاه جنازه‌ی او به آنجا حمل شد و سپس برای خاکسپاری به کربلا منتقل شد.

تکیه دولت

تابوت ناصرالدین‌شاه پیش از خاکسپاری در حرم شاه عبدالعظیم، در ایوان ویژه شاه «تکیه دولت» قرار داشت

امروزه یکی از معدود آثار باقی‌مانده که توصیفی از وضعیت تکیه‌ی دولت در اختیار ما می‌گذارد تابلوی تصویر تکیه‌ی دولت اثر کمال‌الملک است که علاوه بر اینکه اثری بدیع و شاهکاری نفیس است، نشان‌دهنده‌ی طراحی و معماری یک بنای عظیم تاریخی است.

تکیه دولت

نقاشی کمال الملک از تکیه دولت

«ساموئل بنجامین»، در کتاب «ایران و ایرانیان» درباره‌ی مشاهدات خود از تکیه‌ی ‌دولت در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ هجری قمری که در ایران بود، نوشته است:

«موقعی که از کالسکه پیاده شدم، با کمال تعجب ساختمان استوانه‌ای شکل مجللی را در مقابل خود دیدم که به وسعت و بزرگی آمفی‌تئاتر «ورونا» بود و با آجر و سنگ به سبک بسیار زیبایی ساخته شده بود. ظاهراً معمار بزرگ این تکیه خواسته بود ثابت کند که نقشه‌ی یک ساختمان را طوری می‌توان طرح کرد که بدون دکوراسیون و تزئین هم ابهت و جلال خود را حفظ کند. ضمنا طوری تنوع در فرم و شکل غرفه‌های اطراف به کار برده بود که چشم را خسته نمی‌کرد. خود این تنوع، زیبایی خاصی به تکیه می‌داد. در حقیقت، معمار هنرمند، نبوغ و استعداد ذاتی خود را در این ساختمان بی‌مانند نشان داده‌ است. غرفه‌هایی که برای شاه در نظر گرفته شده بود ارتفاع بیشتری داشت و بلندی سقف و سردر آن درست دو برابر غرفه‌های مجاور بود. تردیدی ندارم که اگر این تکیه یا آمفی‌تئاتر به جای آجر، مانند آمفی‌تئاترهای روم قدیم از سنگ مرمر هم ساخته می‌شد، باز به هیچ وجه بر زیبایی و عظمت آن افزوده نمی‌شد. واقعا توصیف زیبایی طاق‌ها و سردرهای هلالی شکل تکیه امکان‌پذیر نیست. ایرانی‌ها در حقیقت استاد این نوع معماری در جهان هستند.

قطعی است که ایرانیان طاق‌های هلالی شکل را خیلی قبل از رومی‌ها می‌ساخته‌اند. رومی‌ها این سبک را از ایرانی‌ها تقلید کرده‌اند و با آنکه به طاق‌های هلالی شکل خود خیلی مباهات می‌کنند، با این حال هرگز کار آنها به زیبایی و اصالت کار ایرانیان نیست.»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *